من الان که استاد زمان انجام تکلیفو تا
چهارشنبه تمدید کرده و فقط ده جلسه
ویسه، خوشبختترینم💃🏻
چهارشنبه تمدید کرده و فقط ده جلسه
ویسه، خوشبختترینم💃🏻
فردا قراره مامانبزرگو ببرم بیمارستان قلب برای نوبت ویزیت. حالا اینکه تا الان کار داشتم و نخوابیدم رو ولش کنید. میفرمایند بعدش میریم اداره من کار دارم (درباره مسائل بازنشستگی و حقوق و...) میگم نه شما میای خونه من میرم کاراتو انجام میدم میگه هیچ لازم نکرده خودم باید بیام همیشه مگه تو میری؟ میگم مامان خانوم همیشه کرونا نیست اداره ادم میاد و میره اگه دوباره کرونا بگیری چی. بعد به ترکی میگه کرونا همه رو گذاشته بیاد منو بگیره باز و میخنده. ضمن اینکه ضعف کردم براش میگم نمیخواد تو بشین تو ماشین من میرم بالا هرکاری داری انجام میدم. میگه حرف نزن بابا میخوام برم بگم برای چی پول منو نمیدید بهم. میگم خب من زبون ندارم اینو بگم؟ میگه نه و دهنمو برای هر حرف دیگری میبنده.
هاج و واج نگاهش میکنم و میگم از دست تو هرکار صلاح میدونی بکن من که حریفت نمیشم
بله کلا نباید باهاش بحث کنید :)
هاج و واج نگاهش میکنم و میگم از دست تو هرکار صلاح میدونی بکن من که حریفت نمیشم
بله کلا نباید باهاش بحث کنید :)
ببینم فردا وقت میشه یه تیکه از خاطراتشو که ضبط کردم براتون بذارم😂
بفهمه جیگرمو درمیاره😶🔪
بفهمه جیگرمو درمیاره😶🔪
وقتی انتظار یچیزیو نداری روزیت میشه، بهت میرسه. یجورایی شاید بشه گفت معنای "من حیث لایحتسب" و خیلی شیرینه.
رفتیم دکتر بهش میگه این نوه رو باید عوض کنی مادر. میگه نههه نوهمو با دنیا عوض نمیکنم آقای دکتر.
لبخند به پهنای صورتم زیر ماسک پنهان شد💙
لبخند به پهنای صورتم زیر ماسک پنهان شد💙
یعنی انگار امروز در زندانو باز کرده بودن. همه جا قفل بود😂
یه دو هفته دیگه تعطیل کنید من کارای واجب اداریمو تو خلوتی انجام بدم🙄
یه دو هفته دیگه تعطیل کنید من کارای واجب اداریمو تو خلوتی انجام بدم🙄
فردا پنجمین ١۶ آذر دانشجوییمو میبینم و امیدوارم مجدداً احساس مرگ جنبش دانشجویی بهم دست نده🍃
الان یجا نشستم که هرکی میاد فکر میکنه اطلاعات برنامه رو باید از من بگیره و میاد محترمانه سوال میکنه و منم با اعتماد بنفس جواب میدم😂😬😎
بچه رو خسته کوفته با کوله باری سنگین بردم کیهان و ببینید چی اینجاست؟ برام کتابای فاضلو هدیه گرفت
#اهوازیهای_عالم 😌💙
#اهوازیهای_عالم 😌💙
از کتابفروشی که زدیم بیرون یه پیرمرد شصت، شصت و خردهای سال که ظاهر موجهی هم داشت و چتر دستش بود یهو بهم گفت خانوم! گفتم بله؟ گفت خدا قبل از اینکه بهشت و جهنم رو خلق کنه خیلی بیکار بوده. و برگشت رفت. من و زهرا خیلی اینجوری😕😐 گفتم ممنون از اظهار فضلتون.
حالا هی یادمون میفتاد و میزدیم زیر خنده
بخدا انقدر جدی گفت چند ثانیه فکر کردم نکنه نکته فلسفی تو حرفش بوده😂🤦🏻♀
مردم خل شدن خل😆
حالا هی یادمون میفتاد و میزدیم زیر خنده
بخدا انقدر جدی گفت چند ثانیه فکر کردم نکنه نکته فلسفی تو حرفش بوده😂🤦🏻♀
مردم خل شدن خل😆