معمولا وقتی در شرف یک اتفاقم آنقدر خودمو در مدلهای مختلف موقعیت تصور میکنم که دیگه هیچ هیجانی برام نمیمونه و کم پیش میاد که چیزی متعجبم کنه. طالب یک اتفاقم. یک اتفاقی که هیچی ازش ندونم. یک غافلگیری ناب.
مامانم اومدن و یجور میگن چخبر زهره خانوم؟ که احساس میکنم دستم براش رو شده. و عجیب ماجرا اینجاست که هیچ چیزی ندارم او ندونه.
برای بهبود حال آیتاللّه مصباح یزدی حمدشفا بخونید لطفا🙏🏻
نبودن ایشون خیلی دشمنای خارجی و داخلی رو خوشحال میکنه 🍂
نبودن ایشون خیلی دشمنای خارجی و داخلی رو خوشحال میکنه 🍂
پاییز داره تمام میشه و آدما از افسردگی و پوچی نسبی ناشی از طبع فصل درمیان. جای شکرش باقیه🤷🏻♀
من خودم کم منتظر TENET بودم زینبسادات انقدر ازش تعریف میکنه که مغزم داره رنده میشه و دارم بسختی جلوی خودمو میگیرم که دانلودش نکنم و به کارام برسم :)
شمام هنوز مگس و پشه دست از سرتون برنداشتن؟
مگه قرار نبود پاییز زمستون اینا نباشن :)
مگه قرار نبود پاییز زمستون اینا نباشن :)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بقول حنانهسادات، بنیانهام 😐 کارتو بگو مومن🤦🏻♀
یادش بخیر یبار تو بوفه پردیس علوم نشسته بودیم. حسین قدیانی بهم زنگ زد منم فقط "آقای" اولشو خوندم برگشتم گفتم سلام آقای شیرازی(یعنی همین بنده خدا) چون منتظر تماسش بودم، اونم گفت قدیانی هستم سرکار خانم. منم اصلا توقع نداشتم بهم زنگ بزنه کلی دستپاچه شدم و در بیاعتمادبنفسترین حالت ممکن باهاش حرف زدم. البته بعدا جبران کردم جوری که بهم گفت شما دهه هفتادیا همتون خیلی پرویید :)
بله از پررویی وافرم وقتی گفت باید آنفالوم کنی گفتم نمیتونید منو به کاری که نمیخوام مجبور کنیدو میتونید بلاکم کنید. او هم مستأصل شد و حرف قبلشو تکرار کرد😂
البته خب واقعاً تو بحث خیلی تند و غیرمنطقیه. من یه نقد فوقالعاده ساده کردم اونم با نهایت احترام چون خیلی دوستش داشتم اما کلا نقدپذیر نیست خودشم میگه🤷🏻♀
البته خب واقعاً تو بحث خیلی تند و غیرمنطقیه. من یه نقد فوقالعاده ساده کردم اونم با نهایت احترام چون خیلی دوستش داشتم اما کلا نقدپذیر نیست خودشم میگه🤷🏻♀
در هر صورت من برد کردم چون سر یکی از یادداشتام که خیلی خوشش اومد باهام چندساعت صحبت کرد و کلی چیز یادم داد💃🏻
میخواستم یه طرح بدم برای کتابخونه جدیدم که داداشم بسازه وقتی قیمت هر ورق MDF رو گفت، فکر کردم چه کاریه و خیلی سنگین از کادر خارج شدم.
سال ٩۵ یک دراور و میزتحریر و کتابخونه با بهترین چوب موجود برام ساخت ٩۵٠ تومن تازه اندازه استاندارد نبود و مدل و اندازه رو خودم داده بودم
الان یه کتابخونه برام تقریبا ١.۵٠٠ آب میخوره. من هیچ من عر🚶🏻♀
سال ٩۵ یک دراور و میزتحریر و کتابخونه با بهترین چوب موجود برام ساخت ٩۵٠ تومن تازه اندازه استاندارد نبود و مدل و اندازه رو خودم داده بودم
الان یه کتابخونه برام تقریبا ١.۵٠٠ آب میخوره. من هیچ من عر🚶🏻♀