سعی میکنم چیزهایی که موجب رنج خودم شده رو به دیگران تحمیل نکنم.
مثلا سعی کردم رنج نگفتن رو کس دیگهای نکشه. او که سه سال عاشقم بود و دست دست میکرد رو بالاخره وادار کردم بگه و بهش توضیح دادم اگر نگی تا اخر عمر خودتو سرزنش میکنی چرا نگفتی و راحت میشی.
رنج شنیده نشدن رو هم، سعی کردم خوب گوش کنم و وقتی آدما ازم حرف میخوان حرف بزنم.
و رنج بیجواب موندن؛ وقتی زهرا گفت او تو اون لحظهای که بهش گفتی کسیو دوست داری گیر کرده و نمیتونه ازش دراد. پر از سواله. یکبار باهاش حرف بزن و بذار سوالاشو بپرسه، لرزیدم. من نه ماه هرشب کابوس یک لحظه رو دیده بودم و رنج کشیده بودم. از خودم بدم اومد. ناخواسته کسیو که حقش نبود متحمل رنج بزرگی کرده بودم. من مجموعهی سوالای بیجواب بودم. پذیرفتم و حالا نمیدونم اگر بهم پیام بده چی باید بگم.
فقط میدونم باید بگم نمیخواستم هیچکدوم از رنجایی که من کشیدمو تجربه کنه ولی یحتمل این خاصیت عشقه.
مثلا سعی کردم رنج نگفتن رو کس دیگهای نکشه. او که سه سال عاشقم بود و دست دست میکرد رو بالاخره وادار کردم بگه و بهش توضیح دادم اگر نگی تا اخر عمر خودتو سرزنش میکنی چرا نگفتی و راحت میشی.
رنج شنیده نشدن رو هم، سعی کردم خوب گوش کنم و وقتی آدما ازم حرف میخوان حرف بزنم.
و رنج بیجواب موندن؛ وقتی زهرا گفت او تو اون لحظهای که بهش گفتی کسیو دوست داری گیر کرده و نمیتونه ازش دراد. پر از سواله. یکبار باهاش حرف بزن و بذار سوالاشو بپرسه، لرزیدم. من نه ماه هرشب کابوس یک لحظه رو دیده بودم و رنج کشیده بودم. از خودم بدم اومد. ناخواسته کسیو که حقش نبود متحمل رنج بزرگی کرده بودم. من مجموعهی سوالای بیجواب بودم. پذیرفتم و حالا نمیدونم اگر بهم پیام بده چی باید بگم.
فقط میدونم باید بگم نمیخواستم هیچکدوم از رنجایی که من کشیدمو تجربه کنه ولی یحتمل این خاصیت عشقه.
هرکی باشی و هرکجا باشی
بالاخره یروز عشق پیدات میکنه
و دمار از روزگارت درمیاره
بهت قول میدم.
بالاخره یروز عشق پیدات میکنه
و دمار از روزگارت درمیاره
بهت قول میدم.
معمولا وقتی در شرف یک اتفاقم آنقدر خودمو در مدلهای مختلف موقعیت تصور میکنم که دیگه هیچ هیجانی برام نمیمونه و کم پیش میاد که چیزی متعجبم کنه. طالب یک اتفاقم. یک اتفاقی که هیچی ازش ندونم. یک غافلگیری ناب.
مامانم اومدن و یجور میگن چخبر زهره خانوم؟ که احساس میکنم دستم براش رو شده. و عجیب ماجرا اینجاست که هیچ چیزی ندارم او ندونه.
برای بهبود حال آیتاللّه مصباح یزدی حمدشفا بخونید لطفا🙏🏻
نبودن ایشون خیلی دشمنای خارجی و داخلی رو خوشحال میکنه 🍂
نبودن ایشون خیلی دشمنای خارجی و داخلی رو خوشحال میکنه 🍂
پاییز داره تمام میشه و آدما از افسردگی و پوچی نسبی ناشی از طبع فصل درمیان. جای شکرش باقیه🤷🏻♀
من خودم کم منتظر TENET بودم زینبسادات انقدر ازش تعریف میکنه که مغزم داره رنده میشه و دارم بسختی جلوی خودمو میگیرم که دانلودش نکنم و به کارام برسم :)
شمام هنوز مگس و پشه دست از سرتون برنداشتن؟
مگه قرار نبود پاییز زمستون اینا نباشن :)
مگه قرار نبود پاییز زمستون اینا نباشن :)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بقول حنانهسادات، بنیانهام 😐 کارتو بگو مومن🤦🏻♀
یادش بخیر یبار تو بوفه پردیس علوم نشسته بودیم. حسین قدیانی بهم زنگ زد منم فقط "آقای" اولشو خوندم برگشتم گفتم سلام آقای شیرازی(یعنی همین بنده خدا) چون منتظر تماسش بودم، اونم گفت قدیانی هستم سرکار خانم. منم اصلا توقع نداشتم بهم زنگ بزنه کلی دستپاچه شدم و در بیاعتمادبنفسترین حالت ممکن باهاش حرف زدم. البته بعدا جبران کردم جوری که بهم گفت شما دهه هفتادیا همتون خیلی پرویید :)
بله از پررویی وافرم وقتی گفت باید آنفالوم کنی گفتم نمیتونید منو به کاری که نمیخوام مجبور کنیدو میتونید بلاکم کنید. او هم مستأصل شد و حرف قبلشو تکرار کرد😂
البته خب واقعاً تو بحث خیلی تند و غیرمنطقیه. من یه نقد فوقالعاده ساده کردم اونم با نهایت احترام چون خیلی دوستش داشتم اما کلا نقدپذیر نیست خودشم میگه🤷🏻♀
البته خب واقعاً تو بحث خیلی تند و غیرمنطقیه. من یه نقد فوقالعاده ساده کردم اونم با نهایت احترام چون خیلی دوستش داشتم اما کلا نقدپذیر نیست خودشم میگه🤷🏻♀