🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هق💔🍃
چون یادآور عزیزترین روزامه...
روزای انتظار و شوق و خوف و رجاء
وَ قَالَ علیه‌السّلام: أَكْبَرُ الْعَيْبِ، أَنْ تَعِيبَ مَا فِيكَ مِثْلُهُ.

و درود خدا بر او، فرمود: بزرگ‌ترين عيب آن که چيزى را كه در خود دارى، بر ديگران عيب بشمارى.

{حکمت ٣۵٣ نهج‌البلاغه}
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
[ حسین‌بن‌علی از عاقلان دیوانه می‌سازد ..]
برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ [ حسین‌بن‌علی از عاقلان دیوانه می‌سازد ..]
بی‌غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!
بیش از این کاش گرفتارِ غمت می‌بودم...🍃
امروز رفتیم پیش دکتر دهقان عزیز. مردی که آنقدر انرژی مثبت داره فقط کافیه ببینیش تا حالت روبراه بشه و آرامشش خالی شه تو وجودت.
دوست داشتم مثل روزایی که تو مطبش کار می‌کردم، از توانیر تا ولیعصر رو زیر بارون و تو سرما پیاده بیام.
بارون امروز فوق‌العاده بود.
تمام مدت ۴۵ دقیقه رفت و ۴۵ دقیقه برگشت تو اسنپ رو درحالیکه سرمو به شیشه تکیه داده بودم و گونه سمت راستم یخ زده بود، به او فکر می‌کردم.
بدون اینکه بخوام.
|یکم آذر ٩٩|
اولین سوال دکتر همیشه اینه: خب حالت چطوره؟
و برای اولین بار نتونستم بگم خوبم.
به نمیدونم و بگمانم بخاطر عدم رضایت شغلی خسته‌ام، اکتفا کردم.
دوروز زمان دارم کارهای مانده رو تحویل بدم. یک روز وقت دارم استراحت کنم و از چهارشنبه برنامه جدید زندگیم شروع میشه.
این شب‌ها با فکرهای بزرگ خوابیدم. فکرهایی که گاهی تا صبح طول کشید تا اجازه بده بخوابم. اونچیزی که باعث شده شب و روز نداشته باشم و این خستگی رو سریع‌تر رفع کنم و دنبال استراحت طولانی نباشم، فقط و فقط اهداف بزرگ و جدیدمه.
دارم ویگن گوش میدم و چه زیباست🍃
می‌بینم که یکی از دوستام عاشق شده. نمیتونم بگم مثل من چون ادما و سوژه‌هاشون باهم متفاوته. تنها نقطه اشتراکش اینه که او هم مثل من همیشه منتظر اتفاق افتادنش بود و الان از چگونگیش مبهوته. او هم احتمالا گمان می‌کرد هرطور اتفاق بیفته و جوری که پیش آمده احتمال هزارمش هم نبوده. او هم سردرگمه و من می‌فهممش. دوست داشتم بهش بگم این اولشه ولی خب نمی‌تونم و نمی‌خوام ناب بودن این تجربه رو با توصیفاتم ازش بگیرم. پس سکوت می‌کنم.
و آخرین حرف امشب
تولد سیدالکریم کارناوال شادی از محل می‌گذشت. مامان از پنجره بیرون رو نگاه کرد و با بغض گفت یا عبدالعظیم به دل دخترای من نگاه کن.
لال شدم.
بوسیدمش🍂
دوسال پیش که مطب کار می‌کردم، مدیر داخلی داشت یه پروژه تاسیس مرکز درمانی و کلینیک طب ایرانی تو عراق رو دنبال می‌کرد. بهم گفت اگه درست بشه میری اونجا؟ من چی می‌خواستم دیگه از خدا؟ گفتم آقای عباسی با سر میرم. فقط بهم بگید چقدر وقت دارم عربیم فول شه؟
مدیریت جدید همانا و نابود کردن کارای قبلی از جمله کلینیک عراق و همجواری امام همانا🚶🏻‍♀
آه بچه‌ها آنقدر شوق زندگی درونم پررنگ شده که دوست دارم پرواز کنم و می‌تونم بگم جریان رقیقی از خوشحالی رو زیر پوستم حس می‌کنم🍃💙
🔻پیتـوســ 🇮🇷
از این لیست فقط دوتاش تیک خورده الهی به امیدِ تو💙🍃
امروز با سه عزیز، کلی مشورت کردم و باز هم می‌کنم و بیش از پیش معتقدم فکر چندنفر بهتر از یک نفر کار می‌کنه و نتیجه کارهای گروهی بمراتب بهتره🍃
دو نفر هم فردا گذاشتم و تیک‌ها داره بیشتر می‌شه و امید بیشتری در دلم دارم💙
Audio
-خواننده خانم-

@apithoos 🍃🎶
دلم آب شد
از همین دور سلام 🍃😌
راستی!
دیشب خواب دیدم با زهرا و سرور تو راه مشهدیم. خیلی خواب خوبی بود. با خوشی و دلگرمی از خواب بیدار شدم.
[کز تماشای تو خلقی به تماشای من است]
نیامدی و دیر شد
هوشنگ ابتهاج
دردو شما چجوری میخوای بمن بگی؟

@apithoos 🍃🎶
@mtrmar 👌🏻