و همه دیروز به این فکر میکردم خدا از چیزی که اتمسفر امتحانو داره تا لحظه آخر دست نمیکشه.
مثلا همون لحظه که تو تصمیم میگیری سمت چیزی نری و تا حدودیم مطمئنی ازش سوژه رو جوری میچینه و باهات کاری میکنه و طوری سر راهت قرارش میده و تو یه هزارراه برنامه ریزی شده میندازتت که آخر بگی غلط کردم به خودم مطمئن شدم. حالا این سوژه میتونه پول باشه عشق باشه عزیزانت باشه یاهرچیزی که تو لحظه ای از مقاومتت در برابرش مطمئن میشی!
اگه روزی که ترکشاش تمام یکسال ٩٨ منو تحت تاثیر قرار داد و تا بهمن ماه هرشب بیوقفه کابوس دیدم، ۶ام نبود و قبل یا بعدش بود که الان با شروع ماهی که نمیخواستم به هیچ قیمتی ازدستش بدم تقارن پیدا نمیکرد میتونستم بگم خدا از امتحان من با این ماجرا دست برداشته!
مثلا اگه من اون سال ٩۶ تو اردوی راهیان نور مسئولیتم باعث نمیشد از همه دیرتر بیام سمت ورودی شلمچه، اصلا کی میدیدمش که دلم اونجوری بره؟
[البته نمیدونم حتما خدا یه ترتیب دیگه ای میداد]
[البته نمیدونم حتما خدا یه ترتیب دیگه ای میداد]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
راستی راستی لحظه خیلی مهمه! آدمیزاد یه لحظه هایی تو زندگیش داره که تو اون لحظه ها جا میمونه و بعدِ سال ها میبینه هزار تیکه شده هرتیکه تو یه لحظه جامونده جمع شدنی ام نیست هیام اون لحظه ها جلو چشاش تکرار میشن...
ولی آخدا
من یه ساله تو همون یه لحظهی ۶اردیبهشت پارسال گیر افتادم و خلاص نشدم فدات شم
میبینی تو این یه مورد جونشو ندارم پیله کردی به طرق مختلف باهمین امتحانم کنی.
من یه ساله تو همون یه لحظهی ۶اردیبهشت پارسال گیر افتادم و خلاص نشدم فدات شم
میبینی تو این یه مورد جونشو ندارم پیله کردی به طرق مختلف باهمین امتحانم کنی.
تتطلب منی الحیاة نسیانک
و هذا ما لایستطیع قلبی تفهمه
زندگی از من میخواهد
که فراموشت کنم و این چیزیست
که دلم نمیتواند بفهمد
[محمود درویش] 🚬
و هذا ما لایستطیع قلبی تفهمه
زندگی از من میخواهد
که فراموشت کنم و این چیزیست
که دلم نمیتواند بفهمد
[محمود درویش] 🚬
ولی اگه کسی دلیل ازدواج نکردنشو عشق اهل بیت یا خدا عنوان کرد از طرف من با لگد برید تو شکمش.
در عین حال هیچوقت از کسی نپرسید چرا ازدواج نمیکنی، پس کی ازدواج میکنی،... چون نه تنها تو دلش حس میکنه چقدر فضول و تهوع آورید ممکنه مثل من رک باشه که تو چشماتون نگاه کنه و حس قلبیشو بیرون بریزه و اونوقت خودتون ضایع میشید.
(واقعاً بماچه، نه؟!)
(واقعاً بماچه، نه؟!)
استاد عزیزم گفته ده صبح زنگ بزنم که مشکلمو توضیح بده که بتونم مقالمو بنویسم
حالا من تازه چند میخوابم؟
بله ٨صبح
[مرگ بر تغییر ساعت خواب]
حالا من تازه چند میخوابم؟
بله ٨صبح
[مرگ بر تغییر ساعت خواب]
استاد عربی یکمون یه جوونِ جاهل و لاسو تشریف دارن
بعدِ سه جلسه از شروع ترم اومد سر کلاس و همون اول که غش کردناشو دیدم زدم تو پرش که هوس نکنه با منم لاس بزنه
بعدِ همون جلسه از پاقدمش دانشگاها تعطیل و قرنطینه شروع شد
مردک بعد اینهمه وقت تازه گروه زده و میخواد شروع کنه.
لعنت به گروه فلسفه با این استاد مدعوش، اونم تو دانشکدهای که بهترین استادای عربیو داره🤦🏻♀
بدبختی اینه بغیر من همه ورودیان و برای استاد بگو بخند کن ضعف میرن و هنوز نمیدونن چه مصیبتیه.
مرگ بر واحد مشترک با ورودی ها
(اونم وقتی سال اخری)
بعدِ سه جلسه از شروع ترم اومد سر کلاس و همون اول که غش کردناشو دیدم زدم تو پرش که هوس نکنه با منم لاس بزنه
بعدِ همون جلسه از پاقدمش دانشگاها تعطیل و قرنطینه شروع شد
مردک بعد اینهمه وقت تازه گروه زده و میخواد شروع کنه.
لعنت به گروه فلسفه با این استاد مدعوش، اونم تو دانشکدهای که بهترین استادای عربیو داره🤦🏻♀
بدبختی اینه بغیر من همه ورودیان و برای استاد بگو بخند کن ضعف میرن و هنوز نمیدونن چه مصیبتیه.
مرگ بر واحد مشترک با ورودی ها
(اونم وقتی سال اخری)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
استاد عربی یکمون یه جوونِ جاهل و لاسو تشریف دارن بعدِ سه جلسه از شروع ترم اومد سر کلاس و همون اول که غش کردناشو دیدم زدم تو پرش که هوس نکنه با منم لاس بزنه بعدِ همون جلسه از پاقدمش دانشگاها تعطیل و قرنطینه شروع شد مردک بعد اینهمه وقت تازه گروه زده و میخواد…
این اشکال به وی کاملا وارده
مرگ بر خودت که برنداشتی و گذاشتی ترمای اخر 🤟🏻
مرگ بر خودت که برنداشتی و گذاشتی ترمای اخر 🤟🏻
از لحاظ روحی احتیاج دارم V for vendetta ببینم و با V همدردی کنم درحالیکه میدونم توجیهِ آنارشیسمه 🤦🏻♀
من که چشمم آب نمیخوره
ولی اخبار این روزای کشورای فوق فوق پیشرفته رو یجا آرشیو کنیم و بعدا که خواستیم خودمونو تحقیر کنیم و فرهنگ نداشته اونارو بکوبونیم تو فرق سر خودمون یه نگاه بندازیم.🚶🏻♀
ولی اخبار این روزای کشورای فوق فوق پیشرفته رو یجا آرشیو کنیم و بعدا که خواستیم خودمونو تحقیر کنیم و فرهنگ نداشته اونارو بکوبونیم تو فرق سر خودمون یه نگاه بندازیم.🚶🏻♀