حالا بیچاره اندیشه و علوم انسانی این مملکت با این اوضاع.
رفقا بیاید در حیاط دانشکده ادبیات و علوم انسانی مقابل تندیس فردوسی خودمونو آتیش بزنیم🙌🏻
رفقا بیاید در حیاط دانشکده ادبیات و علوم انسانی مقابل تندیس فردوسی خودمونو آتیش بزنیم🙌🏻
این چندخط رو از یک مخالف جدی استیضاح شنیدید.
هر مخالفیم که دنبال سوءاستفاده و اسکی رو مواضع آقا بود و به این بهانه میخواست از زیر بار بحث فرار کنه بزنید تو دهنش :)
هر مخالفیم که دنبال سوءاستفاده و اسکی رو مواضع آقا بود و به این بهانه میخواست از زیر بار بحث فرار کنه بزنید تو دهنش :)
بچهها چهار سال پیش ترم دو که بودم با سرور رفتیم سهتار بخریم تو جمهوری
وارد یه فروشگاه فوقالعاده بزرگ و جذاب شدیم که هرسازی فکرشو کنید توش پیدا میشد
ما که رفتیم تو برگای اینا ریخت دو تا دختر با چادر دیدن🤦🏻♀😂
رفتیم سمت بخش سازای سنتی، صاحب فروشگاه و فروشنده اون قسمت یه آقایی بود که از نظر ترکیب صورت و قد و قواره با علی زندوکیلی مو نمیزد و خودش نوازنده سهتار حافظ ناظری و پدر جذابش بود
بعد خیلی ناز درباره سازا بهم توضیح داد البته خدا ببخشه من بیشتر حواسم به خودش بود🙊😶🏃🏻♀ (جوون و جاهل بودم😁)
یه ساز داد گفت این ۴۵٠ من گفتم اینکه مثل همون ٢۵٠ تومنیست. گفت نه دیگه من خودم با اینیکی ساز مدتها زدم.
بعد نمیدونم چقدر اطلاع دارید ولی این مدل سازا هرچی باهاش میزنی صداش زیباتر و گوشنوازتر میشه😭💙
منو میگی غش کردم براش😂 (منحرف نباش برای ساز🙄😎)
بعد منم که ادم ذوقی برون گرا😐 چشمتون روز بد نبینه این سه تارو همچین که گرفتم دستم بغض کردم از علاقه وافر بهش بیا و ببین😂🤦🏻♀
این بچه هم دید من انقدر علاقه دارم کارتشو داد و گفت چون وقتم پره برای کلاس مسئولش بهت وقت نمیده شماره خودشو نوشت گفت به خودم زنگ بزن یه جا برات باز میکنم شاگرد خودم شو
بعد من اینشکلی شدم😍🤩💃🏻 به همین برکت قسم سرور شاهده😂
هیچی دیگه یکم فکر کردم گفتم من دو جلسه با این کلاس برم بی برو برگرد عاشقش میشم و همین شد که زنگ نزدم😂😂
بچه باتقوایی بودم الانم که دیگه خطر عشق تهدید نمیکنه و مفسده نداره شمارشو گم کردم🤦🏻♀🚶🏻♀🔪
وارد یه فروشگاه فوقالعاده بزرگ و جذاب شدیم که هرسازی فکرشو کنید توش پیدا میشد
ما که رفتیم تو برگای اینا ریخت دو تا دختر با چادر دیدن🤦🏻♀😂
رفتیم سمت بخش سازای سنتی، صاحب فروشگاه و فروشنده اون قسمت یه آقایی بود که از نظر ترکیب صورت و قد و قواره با علی زندوکیلی مو نمیزد و خودش نوازنده سهتار حافظ ناظری و پدر جذابش بود
بعد خیلی ناز درباره سازا بهم توضیح داد البته خدا ببخشه من بیشتر حواسم به خودش بود🙊😶🏃🏻♀ (جوون و جاهل بودم😁)
یه ساز داد گفت این ۴۵٠ من گفتم اینکه مثل همون ٢۵٠ تومنیست. گفت نه دیگه من خودم با اینیکی ساز مدتها زدم.
بعد نمیدونم چقدر اطلاع دارید ولی این مدل سازا هرچی باهاش میزنی صداش زیباتر و گوشنوازتر میشه😭💙
منو میگی غش کردم براش😂 (منحرف نباش برای ساز🙄😎)
بعد منم که ادم ذوقی برون گرا😐 چشمتون روز بد نبینه این سه تارو همچین که گرفتم دستم بغض کردم از علاقه وافر بهش بیا و ببین😂🤦🏻♀
این بچه هم دید من انقدر علاقه دارم کارتشو داد و گفت چون وقتم پره برای کلاس مسئولش بهت وقت نمیده شماره خودشو نوشت گفت به خودم زنگ بزن یه جا برات باز میکنم شاگرد خودم شو
بعد من اینشکلی شدم😍🤩💃🏻 به همین برکت قسم سرور شاهده😂
هیچی دیگه یکم فکر کردم گفتم من دو جلسه با این کلاس برم بی برو برگرد عاشقش میشم و همین شد که زنگ نزدم😂😂
بچه باتقوایی بودم الانم که دیگه خطر عشق تهدید نمیکنه و مفسده نداره شمارشو گم کردم🤦🏻♀🚶🏻♀🔪
هیچی داشتم با این خودزنی میکردم یاد خاطره نوازندش افتادم گفتم بگم اگه رفته بودم الان یه نوازنده حسابی ازم درمیومد🤦🏻♀
عه من حس نکردم
تو احوالات خودم بودم😂
البته احتمالا صدای رو مخ دلر همسایه بیملاحظهمونم بیتاثیر نیست🚶🏻♀
تو احوالات خودم بودم😂
البته احتمالا صدای رو مخ دلر همسایه بیملاحظهمونم بیتاثیر نیست🚶🏻♀
بچهها ولی هیچ زلزلهای مثل پارسالیه منو نترسوند
قشنگ لرزیدم بخودم
فکر کنم باید چهار پنج تا نماز آیات میخوندم
قشنگ لرزیدم بخودم
فکر کنم باید چهار پنج تا نماز آیات میخوندم
فقط ابجیم! زلزله اومده بود دوسال پیش شدید
نشسته بود انار میخورد میگفت تا تموم نشه بلند نمیشم🤦🏻♀🚶🏻♀
نشسته بود انار میخورد میگفت تا تموم نشه بلند نمیشم🤦🏻♀🚶🏻♀
من دارم جهاد با نفس میکنم که تو نامه فحش و لعنت بار روحانی نمیکنم ^_^
البته بسیج و سر و کله زدن با بسیجیا به خودی خود آستانه تحمل آدمو میبره بالا😂
البته بسیج و سر و کله زدن با بسیجیا به خودی خود آستانه تحمل آدمو میبره بالا😂
پارسالِ قمری اینموقع مشهد بودیم
مجلس روضه گرفتیم
دور هم از حسینیهی اسکان
خیره به گنبد سینه زدیم و ذکر گفتیم
فرداش آغاز امامت امام مهدی جانو
مولودی گرفتیم
و میدونید بچهها؟
خوشبختترین و خوشحالترینهای عالم بودیم.
مجلس روضه گرفتیم
دور هم از حسینیهی اسکان
خیره به گنبد سینه زدیم و ذکر گفتیم
فرداش آغاز امامت امام مهدی جانو
مولودی گرفتیم
و میدونید بچهها؟
خوشبختترین و خوشحالترینهای عالم بودیم.
تصاویر تخریب حرم سامرارو آخر زیارتنامههای حرم دیدید؟
خادم تعریف میکرد چندده کیلو مواد منفجره بوده
میگفت نمیشد اینجوری بیارن تو حرم که
از خادمای حراست باهاشون همدست بودن
میگفت خیلی غریبن
راست میگفت خیلی غریبن بین اونهمه سلفی...
خادم تعریف میکرد چندده کیلو مواد منفجره بوده
میگفت نمیشد اینجوری بیارن تو حرم که
از خادمای حراست باهاشون همدست بودن
میگفت خیلی غریبن
راست میگفت خیلی غریبن بین اونهمه سلفی...
بچهها یکی از آقایون همکار سابقم
در اثر کرونا به رحمت خدا رفتن
ممنون میشم براشون فاتحه بخونید🍃
در اثر کرونا به رحمت خدا رفتن
ممنون میشم براشون فاتحه بخونید🍃
دو تا از محترمترین مردهایی که به عمرم دیدم
تو فاصله چندماه از دنیا رفتن
ادم نمیدونه چی بگه...
تو فاصله چندماه از دنیا رفتن
ادم نمیدونه چی بگه...
خالم پاورپوینت میخواد برای دختر خالم
بعد فایل کتابو فرستاده میگه درست کن.
میگم دقیقا چی میخوای یکم توضیح بده
میگه نمیدونم هرطور خودت صلاح میدونی
میگم خود درمورد کجاش درست کنم کتاب عربی دادی دست من😐
میگه نمیدونم هر قسمتش بنظرت جذاب بود پاور درست کن ایده ای ندارم
من:😑🤐🤐🤐
بعد فایل کتابو فرستاده میگه درست کن.
میگم دقیقا چی میخوای یکم توضیح بده
میگه نمیدونم هرطور خودت صلاح میدونی
میگم خود درمورد کجاش درست کنم کتاب عربی دادی دست من😐
میگه نمیدونم هر قسمتش بنظرت جذاب بود پاور درست کن ایده ای ندارم
من:😑🤐🤐🤐
اومدم تو ناشناس تندی بگم نه بابا
دیدم دست دلم به نوشتنش نمیره
دیدم تردید دارم
دیدم دلمه که بگم
ولی نمیدونم راستش
شاید آره شاید نه
بستگی به شرایط اون لحظه داره
آدم چه میدونه چی پیش میاد 🚶🏻♀
دیدم دست دلم به نوشتنش نمیره
دیدم تردید دارم
دیدم دلمه که بگم
ولی نمیدونم راستش
شاید آره شاید نه
بستگی به شرایط اون لحظه داره
آدم چه میدونه چی پیش میاد 🚶🏻♀
ببینید ولی اگه سبک سنگین کردین
خدایی اگه آدمتون آدم حسابی بود
بذارین بدونه دوستش دارین
اینکه از زبونتون بشنوه فرق داره حکماً
خدایی اگه آدمتون آدم حسابی بود
بذارین بدونه دوستش دارین
اینکه از زبونتون بشنوه فرق داره حکماً