🔻پیتـوســ 🇮🇷
تو این چهل و دو روز
پیتوسو بیشتر دوست داشتم
شما چطور؟
پیتوسو بیشتر دوست داشتم
شما چطور؟
مطمئنی رفیق؟
پس چی اینجا نگهت داشت؟
پس چی اینجا نگهت داشت؟
این روزارو دوست دارم راستش
فکر میکنم از پس این سختیا
یه حلاوتی میچکونه خدا به حلقوممون :)
فکر میکنم از پس این سختیا
یه حلاوتی میچکونه خدا به حلقوممون :)
من از او حرف نمیزدم
انگار کنید که چیزی باشد و نخواهی بودنش را بروی خودت بیاوری.
معنی کنار امدن و پذیرش واقعیتهای انکار نشدنی زندگی
حضور تلخی و ناکامی از دست دادن و نرسیدنها
من از او حرف نمیزدم ولی میدانستم که هست
همین بودنش ادامهی راه را عوض میکرد
همین بودنش وادارم میکرد به ستایش
به پرهیز به گریختن به چشم بستن
گریختن نه از واقعیتها
که گریزی از بودهای زندگی نیست
گریختن از پیش چشمش
فیالمثل یک ازخودگذشتگی دو طرفه
او از من گذشت که خوشبخت بشوم
اشتباه کرد ولی میدانید؟
"الاعمالُ بالنیات"
من از پیش چشمش فرار کردم که راحت بگذراند
بیخبری هم شاید ازخودگذشتگی من باشد
نمیدانم ولی شاید سالها بعد زمانی جایی دیداری میسّر شود و بگویم من تمام روزهای نبودنت بروی خودم نیاوردم که هستی و سربزنگاهها حضورت را به رخم کشیدی
کشنده، طاقتفرسا، بُرنده
انگار کنید که چیزی باشد و نخواهی بودنش را بروی خودت بیاوری.
معنی کنار امدن و پذیرش واقعیتهای انکار نشدنی زندگی
حضور تلخی و ناکامی از دست دادن و نرسیدنها
من از او حرف نمیزدم ولی میدانستم که هست
همین بودنش ادامهی راه را عوض میکرد
همین بودنش وادارم میکرد به ستایش
به پرهیز به گریختن به چشم بستن
گریختن نه از واقعیتها
که گریزی از بودهای زندگی نیست
گریختن از پیش چشمش
فیالمثل یک ازخودگذشتگی دو طرفه
او از من گذشت که خوشبخت بشوم
اشتباه کرد ولی میدانید؟
"الاعمالُ بالنیات"
من از پیش چشمش فرار کردم که راحت بگذراند
بیخبری هم شاید ازخودگذشتگی من باشد
نمیدانم ولی شاید سالها بعد زمانی جایی دیداری میسّر شود و بگویم من تمام روزهای نبودنت بروی خودم نیاوردم که هستی و سربزنگاهها حضورت را به رخم کشیدی
کشنده، طاقتفرسا، بُرنده
دیشب بعد چندماه
ازش صحبت کردم
بغض نکردم
قلبم تند زد
دلم تنگ شد
و ماحصلش شد
این شطحیاتی که خوندید.
ازش صحبت کردم
بغض نکردم
قلبم تند زد
دلم تنگ شد
و ماحصلش شد
این شطحیاتی که خوندید.
شطحیات . [ ش َ طَ حی یا ] (ع اِ) ج ِ شطحیة، به معنی سرریز دیگ . کلماتی که در وقت مستی و ذوق از بعضی واصلین صادر می شود .
خودمو میبینم
چندسال بعد
معلم
عاشق
موفق
تنها
عصرا کنار کارون
چشمام ته افقو شخم میزنه
گرمای هوای اهواز نفس کشیدنو برام سخت کرده
ولی حالم خوبه
شبا از میدون ساعت میگذرم
خلوته
جلوی سردر دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران میایستم
نگاهش میکنم
همه عاشقانههای دنیا
ربطی به ادبیات دارن
لبخند میزنم
و میرسم به خونهی نقلی و آبیم
و آروم میگیرم
چندسال بعد
معلم
عاشق
موفق
تنها
عصرا کنار کارون
چشمام ته افقو شخم میزنه
گرمای هوای اهواز نفس کشیدنو برام سخت کرده
ولی حالم خوبه
شبا از میدون ساعت میگذرم
خلوته
جلوی سردر دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران میایستم
نگاهش میکنم
همه عاشقانههای دنیا
ربطی به ادبیات دارن
لبخند میزنم
و میرسم به خونهی نقلی و آبیم
و آروم میگیرم
دیروز مامانبزرگمو از بیمارستان مرخص کردم
چادرمو گذاشتم رو پاش
ویلچرشو اوردم تو حیاط بیمارستان قلب
گفت مامان عاقبت بخیر شی خسته شدی
گفتم نه بابا
سال دیگه میخوام ببرمت اربعین
خوبه تمرین شد
هیچی نگفت
هیچی نگفتم...
چادرمو گذاشتم رو پاش
ویلچرشو اوردم تو حیاط بیمارستان قلب
گفت مامان عاقبت بخیر شی خسته شدی
گفتم نه بابا
سال دیگه میخوام ببرمت اربعین
خوبه تمرین شد
هیچی نگفت
هیچی نگفتم...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
خودمو میبینم چندسال بعد معلم عاشق موفق تنها عصرا کنار کارون چشمام ته افقو شخم میزنه گرمای هوای اهواز نفس کشیدنو برام سخت کرده ولی حالم خوبه شبا از میدون ساعت میگذرم خلوته جلوی سردر دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران میایستم نگاهش میکنم همه…
بلو!
اگه بیای اهواز قول میدم رویای کتابفروشی آبی رو باهم محقق کنیم😌💙
اگه بیای اهواز قول میدم رویای کتابفروشی آبی رو باهم محقق کنیم😌💙
در باب محرومیت باید گفت
پارسال همچین شبی حرم سلطان
علیموسیالرضا رو طواف میکردم.
پارسال همچین شبی حرم سلطان
علیموسیالرضا رو طواف میکردم.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
محمدحسین پویانفر – خیال روی تو
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد....