هزار تیکه شدم
تو خاطرات و لحظات بسیاری
تو زمانها و مکانها...
نمیتونم خودمو جمع کنم
وقتی میرسم کربلا
همهی من یکجا جمع میشه :)
تو خاطرات و لحظات بسیاری
تو زمانها و مکانها...
نمیتونم خودمو جمع کنم
وقتی میرسم کربلا
همهی من یکجا جمع میشه :)
Forwarded from برنامه ناشناس
حقیقتا الان باید تو مشایه میبودیم نه تو خونه هامون... این رسمش نیس دوشب به اربعین اینهمه جای خواب داشته باشیم..این رسمش نیست پتوی گلبافت تمیز رومون بندازیم و موقع اومدن سمت رخت خواب نخواد مراقب باشیم دستی پایی رو لگد نکنیم
این رسمش نیست گوشی مون بدون صف بره تو شارژر و با خیال راحت بخوابیم
یا دهر اف لک💔
حقیقتا الان باید تو مشایه میبودیم نه تو خونه هامون... این رسمش نیس دوشب به اربعین اینهمه جای خواب داشته باشیم..این رسمش نیست پتوی گلبافت تمیز رومون بندازیم و موقع اومدن سمت رخت خواب نخواد مراقب باشیم دستی پایی رو لگد نکنیم
این رسمش نیست گوشی مون بدون صف بره تو شارژر و با خیال راحت بخوابیم
یا دهر اف لک💔
🔻پیتـوســ 🇮🇷
من اگه جای آقای سعدی بودم این دو بیتو خطاب به سیدالشهداء میگفتم: دوست نباشد به حقیقت که او دوست فراموش کند در بلا خستگی اندر طلبت راحتست "درد کشیدن" به امیدِ دوا... بله عزیزدلم دردی و درمون❤️
گر در طلبت ما را
رنجی برسد شاید
چون عشق حرم باشد
سهل است بیابانها...
رنجی برسد شاید
چون عشق حرم باشد
سهل است بیابانها...
Forwarded from الْمُنيب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[اسمتو بردم زیر بارون ، بارون گریه کرد ... 💔 ]
بارون که اومد با این خیلی سینه زدیم
قسم به اشکایی که تو بارون گم شد
ما رو بازم بخواه...
قسم به اشکایی که تو بارون گم شد
ما رو بازم بخواه...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
[ @Rozekhon | نریمان ] – اسمتو بردم زیر بارون ..
[بیمار غمت را نفسی هست هنوز] 💔🎶
همچین ساعتایی تو شلوعی میلیمتری میرفتیم جلو
چشممون به گنبد بود و دستامون بالا که دستامونو تو دست مهربانش بگیره
آروم میرفتیم جلو و دوساعت طول میکشید تا به بین الحرمین برسیم
همچین ساعتایی میرسیدیم به بینالحرمین
همچین ساعتایی به همه چیزی که تو زندگیمون میخواستیم میرسیدیم :)
چشممون به گنبد بود و دستامون بالا که دستامونو تو دست مهربانش بگیره
آروم میرفتیم جلو و دوساعت طول میکشید تا به بین الحرمین برسیم
همچین ساعتایی میرسیدیم به بینالحرمین
همچین ساعتایی به همه چیزی که تو زندگیمون میخواستیم میرسیدیم :)
خدایا شب اربعین حسینت
به خون حسینت قسمت میدیم
مارو حسرت به دل نبر
ما خیلی سوختیم
یه اربعین دیگه حرمو ببینیم
خدایا خودت بهتر از هرکسی میدونی
داریم چی میکشیم
تو که از رگ گردن نزدیکتری...
به خون حسینت قسمت میدیم
مارو حسرت به دل نبر
ما خیلی سوختیم
یه اربعین دیگه حرمو ببینیم
خدایا خودت بهتر از هرکسی میدونی
داریم چی میکشیم
تو که از رگ گردن نزدیکتری...
هرسال میومدم ازت خداحافظی میکردم یادته؟
دومین اربعینمو به نیابت از خودت قدم برداشتم یادته؟
یادته برمیگشتم میومدم پیشت میگفتم میبینی زود دلتنگ شدم؟
الان دیدی مارو؟ دیدی بیچارگیمونو؟
دیدی آوارگی و جاموندنمونو؟
سید!
به اربابت
به اربابمون بگو
یه فکری به حال دلامون کنه...
[ما قلبمان شکست، حرم را بیاورید] 💔
دومین اربعینمو به نیابت از خودت قدم برداشتم یادته؟
یادته برمیگشتم میومدم پیشت میگفتم میبینی زود دلتنگ شدم؟
الان دیدی مارو؟ دیدی بیچارگیمونو؟
دیدی آوارگی و جاموندنمونو؟
سید!
به اربابت
به اربابمون بگو
یه فکری به حال دلامون کنه...
[ما قلبمان شکست، حرم را بیاورید] 💔