ای که از بوی طعام خانهها خوابت نبرد
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد...
#دخترسهسالهامامحسینع 💔
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد...
#دخترسهسالهامامحسینع 💔
پارسال خونه که رسیدیم
پاسپورتو تو کشو گذاشتنی
نگاه کردم و گفتم دمت گرم
خیلی دوستت دارم تو یکیو
ورقت که میزنم خاطرهی بد نداری
همه یاد کربلاست
همه یاد بهترین ساعتای عمره
گفتم ببینم وفا میکنی قبل پایان اعتبار
کل برگههات مهر عراق بخوره؟
چی بگم...؟
پاسپورتو تو کشو گذاشتنی
نگاه کردم و گفتم دمت گرم
خیلی دوستت دارم تو یکیو
ورقت که میزنم خاطرهی بد نداری
همه یاد کربلاست
همه یاد بهترین ساعتای عمره
گفتم ببینم وفا میکنی قبل پایان اعتبار
کل برگههات مهر عراق بخوره؟
چی بگم...؟
گسستن . [ گ ُ س َس ْ ت َ ] (مص ) قطع کردن . بریدن . جدا کردن . منقطع گشتن . شکسته شدن . رها شدن .
من برای امام خویش تعیین تکلیف نمیکنم که تکلیف خویش را از حسین میپرسم. آیا بعد از حسین کسی را میشناسی که من جانم را فدایش کنم؟ من حسین را برای دنیای خویش نمیخواهم، که دنیای خویش را برای حسین میخواهم...
📚 نامیرا
"صادق کرمیار"
📚 نامیرا
"صادق کرمیار"
یکروز به دخترک جوانِ دل شدهای که
شاید هیچوقت نباشه تا ازم بپرسه مامان
تا حالا دلت سوخته؟ این عکسارو نشون
میدم و میگم آره مامان! اربعین اونسال
خیلی سخت گذشت.
ما سوختیم...
شاید هیچوقت نباشه تا ازم بپرسه مامان
تا حالا دلت سوخته؟ این عکسارو نشون
میدم و میگم آره مامان! اربعین اونسال
خیلی سخت گذشت.
ما سوختیم...