حالا بحث اربعین پیش آمده بعضیها خوب عاشق امام حسیناند عاشق اربعیناند. حالا شماها خودتان رفتید، بنده که محروم هم بودم و مشتاق هم بودم: گرچه دوریم، به یاد تو سخن میگوییم
اما رفتن برای راهپیمایی اربعین فقط متوقف به صلاحدید مسئولان ستاد ملی مبارزه با کروناست. اگر گفتند نه، که تا الان گفتند نه، باید همه تابع باشند. اینی که ما بلند شویم برویم دم مرز. مثلا اظهار ارادت به حضرت بکنیم. نه، از توی خانه اظهار ارادت بکنیم.
روز #اربعین همه بنشینند، دو سه تا زیارت مهم روز اربعین وارد است. زیارت اربعین را بشینید مردم بخوانند با حال و با توجه، و پیش امام حسین (ع) شکوه کنند بگویند یا سیدالشهدا ما دلمان میخواست بیاییم، نشد، وضع این جوری است تایک نظری بکنند یک کمکی بکنند.
#رهبر ۹۹/۶/۳١
اما رفتن برای راهپیمایی اربعین فقط متوقف به صلاحدید مسئولان ستاد ملی مبارزه با کروناست. اگر گفتند نه، که تا الان گفتند نه، باید همه تابع باشند. اینی که ما بلند شویم برویم دم مرز. مثلا اظهار ارادت به حضرت بکنیم. نه، از توی خانه اظهار ارادت بکنیم.
روز #اربعین همه بنشینند، دو سه تا زیارت مهم روز اربعین وارد است. زیارت اربعین را بشینید مردم بخوانند با حال و با توجه، و پیش امام حسین (ع) شکوه کنند بگویند یا سیدالشهدا ما دلمان میخواست بیاییم، نشد، وضع این جوری است تایک نظری بکنند یک کمکی بکنند.
#رهبر ۹۹/۶/۳١
زهرا گفت دیدی آقا چی گفت؟
گفتم دربارهٔ چی؟
گفت اربعین
گفتم نه! نمیخوامم بدونم...
گفت خودت میدونی چی گفته
[میدونید! قد و قواره ما
به اینهمه عقلانیت شیعی نمیرسه
ولی او گفت، پس چشم.]🙌🏻🍃
گفتم دربارهٔ چی؟
گفت اربعین
گفتم نه! نمیخوامم بدونم...
گفت خودت میدونی چی گفته
[میدونید! قد و قواره ما
به اینهمه عقلانیت شیعی نمیرسه
ولی او گفت، پس چشم.]🙌🏻🍃
ای که از بوی طعام خانهها خوابت نبرد
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد...
#دخترسهسالهامامحسینع 💔
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد...
#دخترسهسالهامامحسینع 💔
پارسال خونه که رسیدیم
پاسپورتو تو کشو گذاشتنی
نگاه کردم و گفتم دمت گرم
خیلی دوستت دارم تو یکیو
ورقت که میزنم خاطرهی بد نداری
همه یاد کربلاست
همه یاد بهترین ساعتای عمره
گفتم ببینم وفا میکنی قبل پایان اعتبار
کل برگههات مهر عراق بخوره؟
چی بگم...؟
پاسپورتو تو کشو گذاشتنی
نگاه کردم و گفتم دمت گرم
خیلی دوستت دارم تو یکیو
ورقت که میزنم خاطرهی بد نداری
همه یاد کربلاست
همه یاد بهترین ساعتای عمره
گفتم ببینم وفا میکنی قبل پایان اعتبار
کل برگههات مهر عراق بخوره؟
چی بگم...؟
گسستن . [ گ ُ س َس ْ ت َ ] (مص ) قطع کردن . بریدن . جدا کردن . منقطع گشتن . شکسته شدن . رها شدن .
من برای امام خویش تعیین تکلیف نمیکنم که تکلیف خویش را از حسین میپرسم. آیا بعد از حسین کسی را میشناسی که من جانم را فدایش کنم؟ من حسین را برای دنیای خویش نمیخواهم، که دنیای خویش را برای حسین میخواهم...
📚 نامیرا
"صادق کرمیار"
📚 نامیرا
"صادق کرمیار"