چقدر حسین شمارو دوست داشته...
یه همچین روزی بعد سه روز، زنان این قبیله بوریا بردن به صحرای کربلا و بدنهای مبارک امام و اصحابشو دفن کردن...
یه همچین روزی بعد سه روز، زنان این قبیله بوریا بردن به صحرای کربلا و بدنهای مبارک امام و اصحابشو دفن کردن...
همیشه دم برگشتن تازه بخودم میومدم و
میفهمیدم چه بلایی داره سرم میاد؛ جدایی!
هیچوقت نشد وقتی اونجام حواسم به بعد
باشه! تو لحظه زندگی کردنو فقط تو کربلا
تجربه کردم...
میفهمیدم چه بلایی داره سرم میاد؛ جدایی!
هیچوقت نشد وقتی اونجام حواسم به بعد
باشه! تو لحظه زندگی کردنو فقط تو کربلا
تجربه کردم...
آخر بار، چند قدم جلوتر از زاویهٔ این عکس که هانیه فرستاد؛ دقیقا همونجایی که بعدش ضریح از دید خارج میشه، همینطور ایستادم و بلند بلند گریه کردم...
یهو فهمیدم وقت فراقه!
میون هقهق گفتم زود بازم میبینمت؟ و اونموقع نفهمیدم چرا مثل هربار، جملهم آخرش نقطه نداشت و ایندفعه سؤالی بود؟
دیرشد آقاجون دیرشد نوکرتم دیرشد...
یهو فهمیدم وقت فراقه!
میون هقهق گفتم زود بازم میبینمت؟ و اونموقع نفهمیدم چرا مثل هربار، جملهم آخرش نقطه نداشت و ایندفعه سؤالی بود؟
دیرشد آقاجون دیرشد نوکرتم دیرشد...
تو مقتل از همون اولا که خبر مرگ معاویه لعنت اللّه اومد و یزید لعنت اللّه پیک فرستاد به بیعت و ماجرای خروج حضرت تا دم دمای رسیدن امام به جناب حرّ، آدمای مختلفی میومدن و به امام نصیحت و گاهی التماس میکردن که نرو، عاقبت کار خوش نیست! امام میفرمودن خدا خیرتون بده که به فکر مایید ولی این خواست خداست و مدام میفرمودن "خدا خواسته ما را اینگونه ببیند"
حالا اگه ما دلتنگیمون از دل شُرِّه میکنه به زبونمون، نقل گله و شکوه نیست، میگیم حکماً خدا خواسته ما رو اینطور ببینه!
ولی خب خدا! ما کجا حسین کجا؟
حسینِ تو معنی رضاً برضاک بود...
حالا اگه ما دلتنگیمون از دل شُرِّه میکنه به زبونمون، نقل گله و شکوه نیست، میگیم حکماً خدا خواسته ما رو اینطور ببینه!
ولی خب خدا! ما کجا حسین کجا؟
حسینِ تو معنی رضاً برضاک بود...
میدونید قشنگ ماجرا کجاس؟
ما حتی دعا نمیکنیم خدا بر این تنگدلی و
فراق و بیتابی، صبر و طاقتمونو زیاد کنه...
این بیچارگی و درموندگی انگار عیاره :)
ما حتی دعا نمیکنیم خدا بر این تنگدلی و
فراق و بیتابی، صبر و طاقتمونو زیاد کنه...
این بیچارگی و درموندگی انگار عیاره :)
فکر کن بخوای صبرت زیاد شه!
بر چی دقیقا؟ خب اینجور که دلمون سنگ میشه! یه تفاوتی باید...
بر چی دقیقا؟ خب اینجور که دلمون سنگ میشه! یه تفاوتی باید...
خیلی از عربای مقلد حضرت آیتاللّه سیستانی عزیز، اربعینا کلی مسیر (مثلا از بصره که حدوداً یک ماه طول میکشه برسن) میان و از دور سلام میدن و برمیگردن! من تو این سالا هیچوقت نفهمیدم چجور دلشون طاقت میاره؟
ولی میدونی؟! شما بیا و مارو بطلب، همین نگاه و سلام از دور از سرمونم زیادیه، بعدش برمیگردیم.
ولی میدونی؟! شما بیا و مارو بطلب، همین نگاه و سلام از دور از سرمونم زیادیه، بعدش برمیگردیم.
یجا که یادم نیست، حاج محمود ناله میزنه:
یروزی منم برات میمیرم حسین، یروز منم میشم همون که تو میخوای...
[همین]
یروزی منم برات میمیرم حسین، یروز منم میشم همون که تو میخوای...
[همین]
خیلی که غصهدار میشد میگفت: میخواستی خوب نباشی، میخواستی چشم مارو به روی اینهمه خوبی باز نکنی...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
محمدحسین پویانفر – خیال روی تو
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست...
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست...