🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
بیا.
حتی اگر قراره ما یارت نباشیم و از حسرتش بمیریم...
#عزیز_زهرا 🌸
گفتم مامان شمعم بگیریم برای کیک تولد آقا
گفت چند بگیریم
گفتم ١١٨۶ و گریه کردم...
سن شما بیشتر از هرچیزی دلمو مچاله میکنه
ببخشید انقدر خوب نیستیم که بیای💔
شب‌های زیادی رو تا طلوع رو اون نیمکتای سرد مسجد جمکران یا مرمرای سردترِ کفِش کنار درختچه‌ها نشستم و سرمو انداختم پایین و گفتم و گفتم و گفتم و تو گوش کردی
یعنی اصلا میومدم که بگم و تو گوش کنی
یعنی اصلا چون میدونستم گوش میکنی سرماشو بجون میخریدم و تک و تنها میومدم که به شبِ مسجد برسم
از حضورت بود که سرمو پایین مینداختم
من به بقیه زندگیم که اغلب گند میزنم و حواسم نیست هستی و میبینی کاری ندارم
فقط الان مدتهاست از آخرین شبی که تا صبح کنارم نشستی و به حرفام گوش دادی و راهیم کردی گذشته
و من خیلی دلتنگ خلوت عبد و مولایی‌مونم و خیلی حرف دارم که گوش کنی
چون تو تنها کسی هستی که هرچیم بگم و هرچیم بدونی سرزنشم نمیکنی
حتما همه‌ی اون ساعتها که من سرم پایین بود و میگفتم، توام آروم کنارم اشک میریختی
بقیه رو نمیدونم ولی من تورو اینجوری فهمیدم
چون تو امام منی حتی اگه من عبد نباشم

#انت_مولا 💔
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بیا. حتی اگر قراره ما یارت نباشیم و از حسرتش بمیریم... #عزیز_زهرا 🌸
هنوز با همه دردم امید درمانست
که آخری بوَد آخر شبانِ یلدا را...

#سعدی علیه الرحمة 💛
ده دوازده ساله که بودم
همش دلم میخواست نیمه شعبان که همه میریزیم تو کوچه با بقیه برقصم
ولی خب دختر بودم و نمیشد
نه نیمه شعبانو فهمیده بودیم نه صاحبشو 🚶🏻‍♀
تازه اهالی محل خیلی برای امام سنگ تموم میذاشتن و مست میکردن :)
امشب که بیداریم
حتی اگه مشغول عبادت نیستیم
برای هم دعای خیر کنیم✨
در روایت است که هرکه احیاء دارد این شب را، نمیرد دل او در روزی که دلها بمیرند.
°مفاتیح‌الجنان°


[دل‌مردگی ازتون دور باد]
کجایی همه ی دار و ندارم
حاج محمود کریمی
یکی کاشکی ازت خبر بیاره... 💔
🔻پیتـوســ 🇮🇷
حاج محمود کریمی – کجایی همه ی دار و ندارم
اولین بار که گوش دادمش
بعد نیمه شعبانِ ٩٧ بود
داشتیم از سامراء برمیگشتیم سمت مرز
اولین بارمم بود میرفتم سامراء
تو ونای عراقی رو هم رو هم سوار بودیم
سر روشونه‌های هم، زل زده بودیم به ناکجاآباد و بی‌صدا اشک میریختیم
میگفت کجایی همه دار و ندارم
بهار اومد بهارم
و میشکستم
و میشکستیم
هرکی تو خودش
کم مارو به زیاد خودت ببخش
ما دوسِت داریم دورت بگردم.
| فراغت از تو میسر نمیشود ما را |
باور کردنی نیست
ولی به ستوه اومدم
جوری که امشب
اولین حاجتمو خواستم
حاجتی غیر از کربلا!
پارسال تو حرم امام رضا
شب شهادت آقا
گزارشگر خفتم کرد
گفت حالا که اینجایی
از امام رضا چی خواستی
گفتم هیچی
بنده خدا کنف شد
گفت یعنی هیچ خواسته‌ای نداری؟
گفتم نه همین که اینجام کافیه
چیز دیگه‌ای نیاز ندارم
دوسال قبلشم همون شب شهادت
دوستم پشت سقاخونه گفت از امام رضا بخواه که بده
بخوای میده
سرمو انداختم پایین و گفتم نمیخوام
گفت تو خیلی مغروری
گفتم نه فقط از بزرگ باید بزرگ خواست و من بزرگتر از خودشون برای خواستن پیدا نمیکنم
میدونم گفتن نمک سفره‌تونم از ما بخواین...
اتفاقا اونم همینو گفت خودمم میدونستم ولی طلب‌کردن برام مفهوم خاصی داره
یچیز باید خیـــلی بزرگ باشه که برام خواستنی بشه اونم وقتی قراره از اهل بیت بخوامش
و تا امشب چیزی بزرگ‌تر و خواستنی‌تر از زیارت نیافتم.
اسنپ گرفتم تا از شلوغی فرار کنم
کمی دورتر از مبداء گرفتم
مامان گفت خب بشین تا برسه بعد برو بیرون
گفتم الان میرسه
نتونستم بگم تا چه اندازه احتیاج دارم بارون محکم به صورتم بخوره
تا چه اندازه نیاز دارم نفس بکشم
خیس شدم و لرز کردم
ولی ارزششو داشت 🌧
آدما چجوری فرصت غرق شدن تو چشمای کسی که دوستشون داره رو از دست میدن؟

[کاش میتونستم بفهمم]
میگه شاید میترسن راه فراری نداشته باشن!
🤦🏻‍♀🚬
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافه‌ای و درِ آرزو ببست