🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
حقش بود بمیرم
ولی می‌دونی؟
من گوشامو گرفتم
من فرار کردم
ترسیدم بمیرم قبل اینکه باز ببینمت
جان حسینت یکاری کن...
تو بخوای میشه
بمیرم برای خجالتت
یکاری کن...
یکاری کن...
دستات بازه حاجی
یکاری کن...
یا وافی...
می‌روی کرب و بلا زود به هم می‌ریزد
دور از چشم تو دشمن به حرم می‌ریزد
تک سوار دل بی‌تاب حسین دیر نکن
ساقی تشنه لب علقمه تأخیر نکن
بانگ تکبیر تو تا هست حرم پا برجاست
تا که دستان تو اینجاست علم پا برجاست
آب تا ریخته شد سینه سپر کردی تو
از همه هستی خود صرف نظر کردی تو
بر نگشتی سوی آن خیمه حَذَر کردی تو
ای خجالت زده، ای مرد سفر کردی تو...
بمیرم برای اضطراب و غیرتت...
بشکند فرق سرم اما سرت را نشکنند
من بمیرم احترام معجرت را نشکنند
از خجالت آب خواهم شد تو هم غصه نخور
جان من بی‌بی اگر کم شد تنم غصه نخور...
آجَرَک اللّه یا بقیّة‌اللّه...
ساقی اگر تو باشی
حالم خراب خوش‌تر...🍃
و عباس ابن علی بانگ زد: «دستت بریده باد! چه بدامانی است این‌که آوردی، ای دشمنِ خدا! آیا می‌گویی برادر و سرورِ خود، حسین ابن فاطمه، را رها کنیم و به زینهارِ لعینان و لعین‌زادگان درآییم؟ ما را امانِ خدا از امانِ ابن سمیّه بهتر.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
عباس ابن علی پیشِ روی حسین ایستاده بود و نزدیکِ او جهاد می‌کرد و حسین به هر سو می‌گردید، با او بود و خویش را سپرِ برادر کرد هر جا برادر بود، و از حسین جدا نمی‌شد...
...و او را قمرِ بنی‌هاشم می‌گفتند و علمدارِ حسین بود. او بزرگتر فرزندِ ام‌ُّالبنین بود.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
[صَلي اللّهُ عَلیک یا أباعَبدِاللّه] 🍃
و علی، فرزندِ خود را بفرستاد با سی سوار و بیست پیاده، تا آب آوردند.
و حسین با اصحاب گفت «برخیزید و آب بنوشید - که آخرین توشه‌ی شماست - و وضو بسازید و غسل کنید و جامه‌های خود را بشویید، تا کفنِ شما باشد.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه