ما باید تو آغوش هم گریه میکردیم.
باید خودمو به دو میرسوندم سازمان بسیج
پای اتوبوسا که مسافرامونو راهی کنم
مریمو بغل میکردم و هق هق میکردم
که هنوز تکلیفم معلوم نیست
که قسمش بده به هرکی بلدی
قسمش بده به سهساله
من جانمونم
به خودش قسم دووم نمیارم!
جانموندم...
ما باید کوله اربعینمونو ببندیم.
باید سربند "یازهرا"مونو با گلاب معطر کنیم.
باید یکی یدونه عکس حاج قاسمِ شهیدِ عشق بزنیم رو کولههامون
باید تو مسیر کنار خواهرا و برادرای عاشقمون قدم برداریم
باید عمود به عمود فاصلهمون کم بشه
ما باید عمود ١۴٠٠ بپیچیم سمت راست و بازم پاهامون شل شه و با سر بدویم سمتت...
ما باید بیایم
به این وقت اذان یکاری کن...
باید خودمو به دو میرسوندم سازمان بسیج
پای اتوبوسا که مسافرامونو راهی کنم
مریمو بغل میکردم و هق هق میکردم
که هنوز تکلیفم معلوم نیست
که قسمش بده به هرکی بلدی
قسمش بده به سهساله
من جانمونم
به خودش قسم دووم نمیارم!
جانموندم...
ما باید کوله اربعینمونو ببندیم.
باید سربند "یازهرا"مونو با گلاب معطر کنیم.
باید یکی یدونه عکس حاج قاسمِ شهیدِ عشق بزنیم رو کولههامون
باید تو مسیر کنار خواهرا و برادرای عاشقمون قدم برداریم
باید عمود به عمود فاصلهمون کم بشه
ما باید عمود ١۴٠٠ بپیچیم سمت راست و بازم پاهامون شل شه و با سر بدویم سمتت...
ما باید بیایم
به این وقت اذان یکاری کن...
حسین روی بگردانید. طفلی از آنِ خویش
را شنید از تشنگی میگرید. شیرخوار بود
- نامش عبداللّه. او را بگرفت...
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
را شنید از تشنگی میگرید. شیرخوار بود
- نامش عبداللّه. او را بگرفت...
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...
ولی مگه میشه دلت با حسین باشه و
شمشیرت بر او و گلوی بچهٔ شیرخوارشو
هدف بگیرن و کاری نکنی؟
شمشیرت بر او و گلوی بچهٔ شیرخوارشو
هدف بگیرن و کاری نکنی؟
🔻پیتـوســ 🇮🇷
Haj Mahmoud Karimi – Gerye KamKon Baram Ali Lay Lay
تو را از واهمه در قامت عباس میبیند
اگر تیر سه شعبه کرده پیشت عرض اندامی...
اگر تیر سه شعبه کرده پیشت عرض اندامی...
به ما گفتن این طفل شش ماهه بابالحوائجه
ما هم قبول کردیم
حالا آقازاده!
خودت میدونی و باور ما...
ما هم قبول کردیم
حالا آقازاده!
خودت میدونی و باور ما...
حمید ابن مسلم گفت:
آن روز این سخن از حسین شنیدم که میگفت «خدا بکشد آن گروهی را که تو را کشتند. چه دلیرند بر خداوندِ رحمان و بر شکستنِ حرمتِ پیغمبر.»
اشک از دیدگانش روان گشت و گفت «بعد از تو ، خاک بر سرِ دنیا.»
صدای حسین به گریه بلند شد - و کسی تا آن زمان صدای گریهی او را نشنیده بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
آن روز این سخن از حسین شنیدم که میگفت «خدا بکشد آن گروهی را که تو را کشتند. چه دلیرند بر خداوندِ رحمان و بر شکستنِ حرمتِ پیغمبر.»
اشک از دیدگانش روان گشت و گفت «بعد از تو ، خاک بر سرِ دنیا.»
صدای حسین به گریه بلند شد - و کسی تا آن زمان صدای گریهی او را نشنیده بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
حسین جوانان را فرمود «برادرِ خویش را بردارید و ببرید.»
و او اوّلشهید از اهلبیت بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
و او اوّلشهید از اهلبیت بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه