🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
[صَلي اللّهُ عَلیک یا أباعَبدِاللّه] 🍃
مگذار که عاشقان بمیرند
دور از تو به انتظار مرهم...

#حبیبی‌حسین 🍃
چون فردا شد، عمر سعد با چهارهزار سوار بیامد تا بر حسین فرود آمد.
و آن روزِ سیّمِ محرّم بود.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
«...این مردم تنها مرا خواهند و چون بر من دست یافتند، به شما ننگرند.»
برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسرِ عبداللّهِ جعفر گفتند «این کار برای چه کنیم؟ برای این‌که پس از تو زنده بمانیم؟ خدا نکند که هرگز چنین شود.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
[زشت باد زندگی پس از تو...]
و زهیر ابن قین برخاست و گفت «دوست دارم کشته شوم، باز زنده شوم، باز کشته شوم، و همچنین هزار بار، تا خداوند کشتن را از تو و این جوانانِ اهل‌بیتِ تو بازگرداند.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
حسین گفت «همه‌ی شما فردا کشته می‌شوید. و از شما یک تن هم نمانَد.»
گفتند « الحمدللّه که ما را به یاری کردنِ تو بنواخت و به کشته شدن با تو گرامی داشت.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...

(به نیت عزیزی که حسرت اشک بر حسین داره)
عمر ابن سعد سر به زیر انداخت. آن‌گاه گفت «به خدا سوگند ای همدانی، من می‌دانم آزار کردنِ او حرام است ولیکن در خود نمی‌بینم که بتوانم مُلکِ ری را به دیگری واگذارم.»
پس، بریر ابن خضیر همدانی بازگشت و با حسین گفت «عمرِ سعد راضی شد که تو را به ولایتِ ری بفروشد.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
مِنَ الغَریب نوشتی الی الحَبیب سَلامی
حبیب رفت به میدان چه رفتنی چه قیامی...
[السلام علی البدن السلیب]
سلام بر بدنی که عریان ماند...
کسی، قسم به نگاهت! که بی‌پناه نماند
چنین که مثل منی را تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! می گفتم اشتباه گرفتی

من آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی...
قسم به شرم حضرت حرّ
از صدا کردن سیدالشهداء
وقتی در خون غلتیده بود...
نذار ما انقدر شرمنده شیم که صدات نزنیم.
همین که خواست گناهم مرا زمین بزند
شبیه یک پدر مهربان دوید حسین...🍃
[دورت بگردم]
یکیم بود که آقا بهش گفت انقدر دور شو
که صدای استغاثه مارو هم نشنوی...
خدا نکنه، خدا نکنه...
[وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر...]