چون فردا شد، عمر سعد با چهارهزار سوار بیامد تا بر حسین فرود آمد.
و آن روزِ سیّمِ محرّم بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
و آن روزِ سیّمِ محرّم بود.
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
«...این مردم تنها مرا خواهند و چون بر من دست یافتند، به شما ننگرند.»
برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسرِ عبداللّهِ جعفر گفتند «این کار برای چه کنیم؟ برای اینکه پس از تو زنده بمانیم؟ خدا نکند که هرگز چنین شود.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسرِ عبداللّهِ جعفر گفتند «این کار برای چه کنیم؟ برای اینکه پس از تو زنده بمانیم؟ خدا نکند که هرگز چنین شود.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
و زهیر ابن قین برخاست و گفت «دوست دارم کشته شوم، باز زنده شوم، باز کشته شوم، و همچنین هزار بار، تا خداوند کشتن را از تو و این جوانانِ اهلبیتِ تو بازگرداند.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
حسین گفت «همهی شما فردا کشته میشوید. و از شما یک تن هم نمانَد.»
گفتند « الحمدللّه که ما را به یاری کردنِ تو بنواخت و به کشته شدن با تو گرامی داشت.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
گفتند « الحمدللّه که ما را به یاری کردنِ تو بنواخت و به کشته شدن با تو گرامی داشت.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...
(به نیت عزیزی که حسرت اشک بر حسین داره)
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...
(به نیت عزیزی که حسرت اشک بر حسین داره)
عمر ابن سعد سر به زیر انداخت. آنگاه گفت «به خدا سوگند ای همدانی، من میدانم آزار کردنِ او حرام است ولیکن در خود نمیبینم که بتوانم مُلکِ ری را به دیگری واگذارم.»
پس، بریر ابن خضیر همدانی بازگشت و با حسین گفت «عمرِ سعد راضی شد که تو را به ولایتِ ری بفروشد.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
پس، بریر ابن خضیر همدانی بازگشت و با حسین گفت «عمرِ سعد راضی شد که تو را به ولایتِ ری بفروشد.»
#مقتلخوانی
📚کتابِ آه
کسی، قسم به نگاهت! که بیپناه نماند
چنین که مثل منی را تو در پناه گرفتی
چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! می گفتم اشتباه گرفتی
من آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی...
چنین که مثل منی را تو در پناه گرفتی
چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! می گفتم اشتباه گرفتی
من آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی...
Forwarded from بسیج دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی