🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
ذرّه‌ای اندوهِ تو
از هر دو عالم خوشتر است...

#حبیبی‌حسین 🍃
دلم تنگه برات ..
[ @Rozekhon | Alimi ]
حرم پناهِ قلبِ تنهای منه...

@apithoos 🖤🍃
و این نامه‌ی عبیداللّهِ زیاد بود به عمر:
...و اگر حسين را بکُشتی، سینه و پشتِ او را زیرِ سُمِ اسبان بسپار -که وی آزارنده‌ی قومِ خویش و قاطعِ رحم و ستمکار است. و نپندارم که پس از مرگ این عمل زیانی دارد ولیکن،سخنی بر زبانِ من رفته است که چون او را کُشتم، این عمل با پیکرِ او کنم.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
الا لعنت اللّه علی قوم الظالمین
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...

(به نیت آرامش دل عزیزی که اولین
محرّم بدون پدرشونو می‌بینن)
امشب شبِ گریه کردن از ناله‌ی مردهاست
امشب شب درد و نگرانی سیدالشهداء ست...
اضطراب روز محشر را شبی ديدم به خواب...
چون به ياد آمد غمت؛ محشر نمی‌دانم چه شد...
مرا ببخش به مهمانیِ تو برنخورد
طَبَق به درد منو سفرۀ سحر نخورد

غذا طلب ننمودم مگر نمی‌دانی
رقیه هیچ به جز لقمۀ پدر نخورد

همیشه چشم من از ازدحام می‌ترسید
که یک زمان تنم آنجا به یک نفر نخورد

بلد شدم بنویسم فرات ، بابا ، آب
و ان یکاد بخوان دخترت نظر نخورد...
[السلام علی الخدّ التریب]
سلام بر گونه خاک آلود...
اربعین ٩٧ یعنی رقیه‌ی حسین
محرّم خلاصه شد تو شب سوم
و شب سوم خلاصه شد تو دست بدامانی
التماس که تو عزیز بابای عزیزتی
اگه تو بخوای
اگه تو بگی
به موت قسم رد نمیکنه
آخ! موت...
الهی بمیرم برای صورت کبود و پاهای زخمیت
الهی بمیرم برای هراس و بی‌تابیت
جون بابات بهش بگو منم بیام
[و طریق با ذکر یا رقیه به دلدار ختم شد...]
[صَلي اللّهُ عَلیک یا أباعَبدِاللّه] 🍃
مگذار که عاشقان بمیرند
دور از تو به انتظار مرهم...

#حبیبی‌حسین 🍃
چون فردا شد، عمر سعد با چهارهزار سوار بیامد تا بر حسین فرود آمد.
و آن روزِ سیّمِ محرّم بود.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
«...این مردم تنها مرا خواهند و چون بر من دست یافتند، به شما ننگرند.»
برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسرِ عبداللّهِ جعفر گفتند «این کار برای چه کنیم؟ برای این‌که پس از تو زنده بمانیم؟ خدا نکند که هرگز چنین شود.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
[زشت باد زندگی پس از تو...]
و زهیر ابن قین برخاست و گفت «دوست دارم کشته شوم، باز زنده شوم، باز کشته شوم، و همچنین هزار بار، تا خداوند کشتن را از تو و این جوانانِ اهل‌بیتِ تو بازگرداند.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
حسین گفت «همه‌ی شما فردا کشته می‌شوید. و از شما یک تن هم نمانَد.»
گفتند « الحمدللّه که ما را به یاری کردنِ تو بنواخت و به کشته شدن با تو گرامی داشت.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه