🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
[عالم از ناله عشاق مبادا خالی]...

حاج قاسمِ عزیز
جاتون تو این عزای غریب خالیه
سلامِ مارو به سیدالشهداء برسون 🍃
[صَلي اللّهُ عَلیک یا أباعَبدِاللّه] 🍃
جـانم آن لحظه که غمگینِ تو باشم
شاد است...

#حبیبی‌حسین 🍃
[sakhamusic.ir]
[sakhamusic.ir]
حُسینِ‌مــن... 💔

@apithoos 🖤🍃
حسین برخاست و در میانِ همراهانِ خود خطبه خواند:
خدای را سپاس گفت و ستایش کرد و نامِ جدِّ خویش برد و بر او درود فرستاد و گفت «کاری پیش آمد که می‌بینید...»
و روزِ پنجشنبه، دومِ محرم‌الحرامِ سالِ شصت‌ویکم بود.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...

(به نیت مادر عزیزی که در کماست)
اینجا زمین قاضریه، دشت کربلاست
جایی که تیرهای هدف دار می‌رسند

اینجا به غیر نیزه تعارف نمی‌کنند
از شام و کوفه لشگر جرار می‌رسند

سر نیزه‌ها به پیکر من بوسه می‌زنند
شمشیرهای تشنه و قدار می‌رسند

ذبح عظیم پیش تماشای زینب است
شمر و سنان به قهقهه این بار می‌رسند

حلق علی و قلب من و سینة یتیم
این نقطه‌ها به حرمله انگار می‌رسند

اینجا ترحمی به یتیمان نمی‌شود
زیور فروش‌های تبه کار می‌رسند

سرهایتان به سنگ، همه آشنا شود
بس هدیه‌ها که از در و دیوار می‌رسند

جمعی برای بردن خلخال و گوشوار
جمعی برای غارت گهوار می‌رسند
عمرو ابن قیسِ مشرقی گفت:
داخل شدیم بر حسین، من و پسرعمّم.
بر او سلام کردیم و پسرعمّم با او گفت «این سیاهی که در محاسن تو بینم، از خضاب است
یا موی تو، خود بدین رنگ است؟»
گفت «خضاب است. موی ما بنی‌هاشم زود سپید شود.»

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
[السلام علی الشیب الخضیب]
سلام بر محاسنی که با خون رنگین شد...
شوقاً إلَیک... 💔
[صَلي اللّهُ عَلیک یا أباعَبدِاللّه] 🍃
ذرّه‌ای اندوهِ تو
از هر دو عالم خوشتر است...

#حبیبی‌حسین 🍃
دلم تنگه برات ..
[ @Rozekhon | Alimi ]
حرم پناهِ قلبِ تنهای منه...

@apithoos 🖤🍃
و این نامه‌ی عبیداللّهِ زیاد بود به عمر:
...و اگر حسين را بکُشتی، سینه و پشتِ او را زیرِ سُمِ اسبان بسپار -که وی آزارنده‌ی قومِ خویش و قاطعِ رحم و ستمکار است. و نپندارم که پس از مرگ این عمل زیانی دارد ولیکن،سخنی بر زبانِ من رفته است که چون او را کُشتم، این عمل با پیکرِ او کنم.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
الا لعنت اللّه علی قوم الظالمین
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ...

(به نیت آرامش دل عزیزی که اولین
محرّم بدون پدرشونو می‌بینن)
امشب شبِ گریه کردن از ناله‌ی مردهاست
امشب شب درد و نگرانی سیدالشهداء ست...
اضطراب روز محشر را شبی ديدم به خواب...
چون به ياد آمد غمت؛ محشر نمی‌دانم چه شد...
مرا ببخش به مهمانیِ تو برنخورد
طَبَق به درد منو سفرۀ سحر نخورد

غذا طلب ننمودم مگر نمی‌دانی
رقیه هیچ به جز لقمۀ پدر نخورد

همیشه چشم من از ازدحام می‌ترسید
که یک زمان تنم آنجا به یک نفر نخورد

بلد شدم بنویسم فرات ، بابا ، آب
و ان یکاد بخوان دخترت نظر نخورد...
[السلام علی الخدّ التریب]
سلام بر گونه خاک آلود...