پس قراره با توجه به صحبت آقا تو یه عملیات فرهنگی عظیم یاد و خاطره شهدا زنده نگه داشته بشه که قطعا کمتر از شهادت نیست. و این بین خود آقا اشاره میکنن به برخی شهدای شاخص که این شهدا بخاطر کاریزمایی که دارن دلها رو به خودشون جذب میکنن.
متاسفانه متولیان فرهنگیمون فقط قسمت آخر و بحث کاریزما و دل رو شنیدن و تو بسیاری موارد از تبیین صحیح اون دو مورد اول غافل شدن!
اینکه میگیم غفلت چند بعد داره:
اول. اینکه این شهدارو یکسری آدم عارف و فرازمینی معرفی کردن که انگار اصلا بین ما و تو وضعیت همه زندگی نمیکردن که موجب میشه فرد خواننده هیچ نسبتی باهاشون برقرار نکنه و فکر کنه نویسنده یا دورغ میگه یا اینا دست یافتنی نیستن امروز و تلاش فرد رو به قهقرا ببره.
دوم. اینکه تاکید رو بر فردیت شهید گذاشتن و از هویتی که بسیاری موارد در جمع رزمنده ها و جبهه و شرایط جنگ شکل گرفته غفلت کردن که مستقیما تبیین حقیقت جنگ و دفاع بعنوان یک امر دینی و جمعی و عقلانی و بمعنی واقعی انسانساز رو هدف قرار داده
سوم. عنصر برانگیختگی احساسی رو انقدر بالا میبرن که فرد عقلانیت مسیر و شکلگیری این فرد در این مسیر رو اگر هم باشه اصلا نمیبینه و درک نمیکنه!
اول. اینکه این شهدارو یکسری آدم عارف و فرازمینی معرفی کردن که انگار اصلا بین ما و تو وضعیت همه زندگی نمیکردن که موجب میشه فرد خواننده هیچ نسبتی باهاشون برقرار نکنه و فکر کنه نویسنده یا دورغ میگه یا اینا دست یافتنی نیستن امروز و تلاش فرد رو به قهقرا ببره.
دوم. اینکه تاکید رو بر فردیت شهید گذاشتن و از هویتی که بسیاری موارد در جمع رزمنده ها و جبهه و شرایط جنگ شکل گرفته غفلت کردن که مستقیما تبیین حقیقت جنگ و دفاع بعنوان یک امر دینی و جمعی و عقلانی و بمعنی واقعی انسانساز رو هدف قرار داده
سوم. عنصر برانگیختگی احساسی رو انقدر بالا میبرن که فرد عقلانیت مسیر و شکلگیری این فرد در این مسیر رو اگر هم باشه اصلا نمیبینه و درک نمیکنه!
خب این تا یه زمانی جواب داد. یعنی ادما تازه یادشون افتاد اینهمه جوون دادیم اینهمه جانباز و اسیر دادیم اینهمه جنگیدیم...
ولی نسل عوض شد. نسل شد نسل ماها و سوالای تو مغزمون که میپرسیدیم کی مجبورشون کرده بود؟ خب نمیرفتن! مگه ما خواستیم برن که تا تکون میخوریم میگین شهید دادیم؟
ولی نسل عوض شد. نسل شد نسل ماها و سوالای تو مغزمون که میپرسیدیم کی مجبورشون کرده بود؟ خب نمیرفتن! مگه ما خواستیم برن که تا تکون میخوریم میگین شهید دادیم؟
کم کم مشخص شد این غفلت از تبیین، نه تنها سوالای ادمارو حل نکرده که بفهمن اینا جوونای نهضت امام بودن عاشورارو فهمیده بودن، که بدتر شد؛ حالا خمینی بچه های مارو داده بود جلو توپ و گلوله...
حالا تو موقعیت فعلی با گذروندن یه دوره پرافتخار پرشهید دیگه تحت عنوان "دفاع از حرم" به همه ی این سوالای جواب داده نشده سوال اضافه میشه!
سوالایی به مراتب سنگینتر! چرا؟ چون اینبار ما دشمن مستقیم و تجاوز به خاک نداشتیم، تبلیغات رسانهای بواسطه گسترش رسانه عمومی و ابزار ارتباطی گسترهتر شده و...
خب حالا تو این شرایط و با همه این اوصاف، جوونایی که تو این دورهی داغون اینهمه از نظر عقلانی و دینی قوی بودن که اینطور بروز کردن باز نگاه میکنی تو کتاباشون مملو از احساسات و تاکید بر فردیته! بابا خب یه جایی برای تبیین انتخاب و مسیرشون باز کنید! یه جا برای عقلانیت دینی باز کنید. همون استدلالی که شهدا به زبان کودکانه برای بچههاشون میگفتنو شما دارید برای مخاطب جوان و بزرگسال میارید!؟
نتیجه همه ابنایی که گفتم میشه سیل دختران و پسران عشق شهدایی (نه دلیل شهادت شهدا) که بسیاری تصمیم میگیرن به عشق شهید تغییر کنن و میبینیم!
حالا وقتی وارد میشی میبینی که "غالب" موارد، تغییر بشدت احساسی و تهی از دلیل عقلانیه و صرفا در ساحت ظاهر بروز کرده و خیلی از موارد بعد از مدتی بخاطر این تهی بودن نمیتونن جلو فشارها و چالشهای تغییر مقاومت کنن و برمیگردن و اینبار از قبل به مراتب عقبتر میرن!
یعنی مثلا ازشون یک چرایی میپرسی، نمیدونه! جواب احساسی میده یا ماوقع رو تعریف میکنه! خب این جلوی چهارتا سوال قوی تر نمیتونه مقاومت کنه چون خودش هم نمیدونه!
یا مثلا محجبه میشه و تو برنامه های مزخرف تغییر تحول میارنش و دلیلشو میگه کتاب زندگینامه فلان شهید و به بقیه هم معرفی میکنه و بعد معروف میشه و بعد نمیتونه جلوی این طمع استفاده از شهرت بایسته و میشه معنای لفظ محجبههای اینستاگرامی یا بلاگرهای حجاب و عفاف، حالا خودش که به فنا میره هیچ برای بقیه الگو میشه!
همه اینا اتفاق میفته چون طرف اصلا نمیدونه چرا؟ چون هیچ دلیل محکمی نداره!
همه اینا اتفاق میفته چون طرف اصلا نمیدونه چرا؟ چون هیچ دلیل محکمی نداره!
دیگه مثالای وحشتناکشو نزنم که مثلا ازدواج نمیکنه بهوای اینکه اون دنیا همسر فلان شهید شه! اصلا ادم مو به تنش سیخ میشه.
یا میشه میتینگای... (نمیدونم چی بگم واقعا) دختر پسرای مذهبی که از توش روابط نامشروع ناجور درمیاد!
پس این نوع پرداخت به زندگی شهدا یک اکثریتی رو به وجود اورده که از نظر مبنا تهیان ولی در عین حال بستر الگو شدن دارن.
از اونجا که صرفا نیایم نقد کنیم بعد این آسیب شناسی مفصل و باز کردن مسئله، راه حل بگیم که فقط غر نزده باشیم.
(قبلش بگم نقطه اتکای من این بود، اول بحث گفتم دسته دومی هم هست که از اول اینارو میخونه و ممکنه براش سوال شه چرا و بره دنبال سوال و اصل قضیه که خب اون خوبه ولی بنظر من با این روند نگارش خیلی کم این روند ایجاد سوال رقم میخوره مگر فرد خودش پیگیر باشه)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
(قبلش بگم نقطه اتکای من این بود، اول بحث گفتم دسته دومی هم هست که از اول اینارو میخونه و ممکنه براش سوال شه چرا و بره دنبال سوال و اصل قضیه که خب اون خوبه ولی بنظر من با این روند نگارش خیلی کم این روند ایجاد سوال رقم میخوره مگر فرد خودش پیگیر باشه)
خب اولا یکسری کتابایی هم هستن که برای زندگینامه یک شهید نوشته شدن ولی اصلا و اساسا دارن این شهید رو ذیل مفهوم جنگ و اعتقاداتش بررسی و روایت میکنن (که خب من طبعا طرفدار این نوع پرداختم)
اینجور کتابا خوب ابعاد شهید رو باز میکنه و دوتا از مشکلاتی که گفتم یعنی تبیین ماهیت جنگ و دستنیافتنی بودن شهید رو حل میکنه!