از قابلیتای بد تلگرام اینه که میتونی حین پاک کردن یه محتوا برای یه نفر دیگه هم تصمیم بگیری🚶🏻♀
Forwarded from شَهقَة (Vafa Doran)
اگر کسی تو زندگیت، یه فرصت دوباره برای جبران بخواد بهش فرصت دوباره میدی؟
Anonymous Poll
73%
بله
27%
خیر
میخوام بگم آقاجان این سوالای کلی چیه؟
خب بستگی داره! کی باشه و بخواد چیو جبران کنه و شناخت آدم ازش چی باشه وگرنه که در حالت دیفالت بنظرم همه رو لایق فرصت مجدد میشه دونست! 🚶🏻♀
خب بستگی داره! کی باشه و بخواد چیو جبران کنه و شناخت آدم ازش چی باشه وگرنه که در حالت دیفالت بنظرم همه رو لایق فرصت مجدد میشه دونست! 🚶🏻♀
جواب خودم اینه توضیحاتشو میشنوم اگه قانع کننده باشه بهش فرصت میدم؛ ولی فرصت معقول و چهارچوب مدار!
بیاید براتون یه کتاب خیلی زیبا آپلود کنم :)
ولی بخونید، گرانبهاست ها!
نسخه چاپیش موجود نیست🙄
ولی بخونید، گرانبهاست ها!
نسخه چاپیش موجود نیست🙄
و حزب جمهوری اسلامی آخرین حزب ایران بود!
از دیدگاه فلسفه سیاسی اگر ما در ایران حزب داشتیم بسیاری از مسائل بهتر مورد پرداخت و حل قرار میگرفت!
از دیدگاه فلسفه سیاسی اگر ما در ایران حزب داشتیم بسیاری از مسائل بهتر مورد پرداخت و حل قرار میگرفت!
بچه ها شاید باورتون نشه ولی الان زینبسادات منو متوجه این نکته کرد که هنوز امروز و فردا رو با قاعدهٔ بخوابیم بیدارشیم میسنجم! 🤦🏻♀
یعنی مثلا اگه ٨صبح بخوابم تازه، قبلش هنوز امروزه و بعد بیدار شدنم وارد فردا میشیم :)
همیشه تو اعلام زمان همینجوری به چالش برمیخورم😂
مجبورم با تاریخ حرف بزنم🚶🏻♀
یعنی مثلا اگه ٨صبح بخوابم تازه، قبلش هنوز امروزه و بعد بیدار شدنم وارد فردا میشیم :)
همیشه تو اعلام زمان همینجوری به چالش برمیخورم😂
مجبورم با تاریخ حرف بزنم🚶🏻♀
نقش اول یه فیلم دیگم هست که بشدت ضدایرانیه یعنی دراصل ضدانقلاب!
ولی خب لامصب خیلی خوب بازی میکنه نمیتونم دوسش نداشته باشم :)
ولی خب لامصب خیلی خوب بازی میکنه نمیتونم دوسش نداشته باشم :)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
لامصب با اون استایل فوقالعادهش🤦🏻♀
البته واسه این نقش قطعا باید از یه یهودی استفاده میکردن از دل و جون مایه بذاره🙄
یکجا هست وقتی امیرالمؤمنین رو اونجور بردن پیش اون غاصبا برای بیعت و ماجراهای اون مجلس، وقتی اومد بیرون رفت سر خاک پیامبر
گریه میکرد و میگفت: برادرم! امت بعد تو بمن پشت کردند و نزدیک بود مرا بکشند...
میدونم هیچ ربطی نداره به وضع ما
ولی نمیدونم همین الان چرا هی دارم یادش میفتم و گریه میکنم
گریه میکرد و میگفت: برادرم! امت بعد تو بمن پشت کردند و نزدیک بود مرا بکشند...
میدونم هیچ ربطی نداره به وضع ما
ولی نمیدونم همین الان چرا هی دارم یادش میفتم و گریه میکنم