Forwarded from برنامه ناشناس
خبر دهید به عالم: درِ کرم وا شد
پناهِ هر چه گرفتار و نا امید:
حسین
دوباره گریه کنم با کشیدن مظلوم
غریب و تشنه، بدون کفن، شهید:
حسین
خبر دهید به عالم: درِ کرم وا شد
پناهِ هر چه گرفتار و نا امید:
حسین
دوباره گریه کنم با کشیدن مظلوم
غریب و تشنه، بدون کفن، شهید:
حسین
Forwarded from برنامه ناشناس
نفهمیدند طه را... نفهمیند یاسین را
به چوب خیزران دندانه ای از حرف سین افتاد
شعر جدیدی نیستا
ولی من خیلی دوسش دارم 🙄
نفهمیدند طه را... نفهمیند یاسین را
به چوب خیزران دندانه ای از حرف سین افتاد
شعر جدیدی نیستا
ولی من خیلی دوسش دارم 🙄
توضیح
اگه تهران باشن انشاءاللّه نیمهی مرداد جلو دانشگاه تهران قرار میذاریم تقدیم کنم
اگر شهرستان باید شهریور پست کنم🍃
اگه تهران باشن انشاءاللّه نیمهی مرداد جلو دانشگاه تهران قرار میذاریم تقدیم کنم
اگر شهرستان باید شهریور پست کنم🍃
دیشب مسئول ستاد عتبات بود کی بود
میگفت برای اربعین امسال هنوز تصمیم
قاطعی گرفته نشده
ولی نظر بنده اینه بخاطر شرایط بهداشتی
و وجود بیماری کشور عراق امسال برنامهای
برای اربعین ندارند...
میگفت برای اربعین امسال هنوز تصمیم
قاطعی گرفته نشده
ولی نظر بنده اینه بخاطر شرایط بهداشتی
و وجود بیماری کشور عراق امسال برنامهای
برای اربعین ندارند...
Forwarded from برنامه ناشناس
راهم دهی اگر تو به بازار عاشقی
عشق تو را به قیمت جان میخرم حسین
راهم دهی اگر تو به بازار عاشقی
عشق تو را به قیمت جان میخرم حسین
بعضی وقتا بیسروصدا
میرم مفاتیحو برمیدارم
باز میکنم و عکسارو از لاش برمیدارم
همونجور ایستاده نگاه میکنم
دقیقههای طولانی
لبخند به لب داریم
چشمای مامان قرمز و پف کردهست
زهرا صورتش بخاطر عوارض اون قرصا عین بادکنک شده
قد من از همه بلندتره
همه دستمونو به کلیشهای ترین حالت ممکن گذاشتیم رو سینهمون
صورت همهمون درخشانه
چشمای همه پر برق خوشحالیه
و حالمون خوبه!
انقدری که هیچوقت به اون خوبی نبوده باشیم
اتقدری که هر بار با حسرت اون حال خوب به این در و اون در بزنی برای رفتن و رسیدن
حال همهمون خوبه
به خوبی اولین زیارت حسینِ علی...
آه!
شوقاً إلَیک... 💔
میرم مفاتیحو برمیدارم
باز میکنم و عکسارو از لاش برمیدارم
همونجور ایستاده نگاه میکنم
دقیقههای طولانی
لبخند به لب داریم
چشمای مامان قرمز و پف کردهست
زهرا صورتش بخاطر عوارض اون قرصا عین بادکنک شده
قد من از همه بلندتره
همه دستمونو به کلیشهای ترین حالت ممکن گذاشتیم رو سینهمون
صورت همهمون درخشانه
چشمای همه پر برق خوشحالیه
و حالمون خوبه!
انقدری که هیچوقت به اون خوبی نبوده باشیم
اتقدری که هر بار با حسرت اون حال خوب به این در و اون در بزنی برای رفتن و رسیدن
حال همهمون خوبه
به خوبی اولین زیارت حسینِ علی...
آه!
شوقاً إلَیک... 💔
Forwarded from برنامه ناشناس
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.
حالا شما تصور کن چه مسئولایی که با
روحاللّهزم درارتباط بودن که نام بردن
ازشون تو گزارش صدا و سیما شدنی
نیست... :)
"این تازه اولشه"
روحاللّهزم درارتباط بودن که نام بردن
ازشون تو گزارش صدا و سیما شدنی
نیست... :)
"این تازه اولشه"