خدا نکنه از کسی برای خودت بت بسازی
وقتی اون بت خراب شه
رو سر خودت خراب میشه
تویی که خرد و خمیر میشی.....
وقتی اون بت خراب شه
رو سر خودت خراب میشه
تویی که خرد و خمیر میشی.....
🔻پیتـوســ 🇮🇷
خدا نکنه از کسی برای خودت بت بسازی وقتی اون بت خراب شه رو سر خودت خراب میشه تویی که خرد و خمیر میشی.....
واسه چندلحظه خرابش نکن
بتی رو که یه عمر ازت ساختم...
بتی رو که یه عمر ازت ساختم...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
واسه چندلحظه خرابش نکن بتی رو که یه عمر ازت ساختم...
زهرا میگه باز این آهنگو گذاشتی؟
🔻پیتـوســ 🇮🇷
Ehsan Khaje Amiri – Lahze
دیگه خودمم نمیدونم چی از جون این آهنگ میخوام
راستی راستی لحظه خیلی مهمه!
آدمیزاد یه لحظه هایی تو زندگیش داره
که تو اون لحظه ها جا میمونه
و بعدِ سال ها میبینه هزار تیکه شده
هرتیکه تو یه لحظه جامونده
جمع شدنی ام نیست
هیام اون لحظه ها جلو چشاش تکرار میشن...
آدمیزاد یه لحظه هایی تو زندگیش داره
که تو اون لحظه ها جا میمونه
و بعدِ سال ها میبینه هزار تیکه شده
هرتیکه تو یه لحظه جامونده
جمع شدنی ام نیست
هیام اون لحظه ها جلو چشاش تکرار میشن...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
فقط این یه رویا رو با من بساز همه آرزوهامو از من بگیر!
خاموش مکن آتش افروختهام را... :)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
[ @Rozekhon | نریمان ] – اسمتو بردم زیر بارون ..
دلم خواست سلام زیارت عاشورامو زیر بارون بدم
در تراسو باز کردم
بوی بارونو که نفس کشیدم
بغض کردم و صدای آقانریمان تو گوشم تکرار شد💔
در تراسو باز کردم
بوی بارونو که نفس کشیدم
بغض کردم و صدای آقانریمان تو گوشم تکرار شد💔
تا بدین منزل نهادم پای را
از دَرای کاروان بگسستهام.
گرچه میسوزم از این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
#سهراب_سپهری 💙
از دَرای کاروان بگسستهام.
گرچه میسوزم از این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
#سهراب_سپهری 💙
یه چند روز دیگه از سفر برمیگردن
باد معده شونو میندازن تو گلوشون
و میگن حکومت آخوندی نتونست کرونارو کنترل کنه
اینارو تف کنید تو صورتشون زبالههارو😌👍🏻
باد معده شونو میندازن تو گلوشون
و میگن حکومت آخوندی نتونست کرونارو کنترل کنه
اینارو تف کنید تو صورتشون زبالههارو😌👍🏻
اینکه دارم سعی میکنم مثل قبل به ادما اعتماد کنم ولی یچیزی درونم داد میزنه خر نشو
تقصیر کیه؟
تقصیر کیه؟
🔻پیتـوســ 🇮🇷
راستی راستی لحظه خیلی مهمه! آدمیزاد یه لحظه هایی تو زندگیش داره که تو اون لحظه ها جا میمونه و بعدِ سال ها میبینه هزار تیکه شده هرتیکه تو یه لحظه جامونده جمع شدنی ام نیست هیام اون لحظه ها جلو چشاش تکرار میشن...
مثلا قریب به یه ساله ازش میخوام از اون لحظه هاش گذر کنه
ازشون رد شه
تیکه هاشو بکشونه به زمان حالش
ولی مگه شد؟
مگه تونست؟
مگه تونستم؟
فقط زجر کشید و زجر کشیدنشو دیدم و زجر کشیدم...
ازشون رد شه
تیکه هاشو بکشونه به زمان حالش
ولی مگه شد؟
مگه تونست؟
مگه تونستم؟
فقط زجر کشید و زجر کشیدنشو دیدم و زجر کشیدم...