ساعت گذاشته بودم از شیش تا نه
بخوابم و بلند شم تا شب درس بخونم
همه کارامو کردم ولی خواب به چشمم
نیومد که نیومد
بخوابم و بلند شم تا شب درس بخونم
همه کارامو کردم ولی خواب به چشمم
نیومد که نیومد
ولی آدم خلوت که میکنه و فکر
خودش میفهمه چی به چیه
حالا منصف باشه به روی خودش میاره
نباشه به گلایه و شکایت ادامه میده
خودش میفهمه چی به چیه
حالا منصف باشه به روی خودش میاره
نباشه به گلایه و شکایت ادامه میده
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
نازکم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت...
نازکم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت...
این مطلع غزل ٨١ام حافظ چندروزه خوره شده به جونم
هی فکریم یه سال پیش چه بیرحمانه حرف زدم
نه که حق نباشه نه که راست نباشه
ولی رسمش نبود
عذاب وجدان داشت همهی این مدت
خدا ببخشمون...
هی فکریم یه سال پیش چه بیرحمانه حرف زدم
نه که حق نباشه نه که راست نباشه
ولی رسمش نبود
عذاب وجدان داشت همهی این مدت
خدا ببخشمون...
خلاصه آدم اول فکر میکنه بگم تو دلم نمونه
اما بعد هی میگه کاش نمیگفتم
تازه مطمئن باشی حرفات درسته
ناحق باشه که هیچی دیگه...
اما بعد هی میگه کاش نمیگفتم
تازه مطمئن باشی حرفات درسته
ناحق باشه که هیچی دیگه...
و مرا از کسانی قرار ده که در هنگامه رفاه، تو را همچون مخلصان و بیچارگانت به وقت دعا، میخوانند.
صحیفهی حضرت سجاد (ع) 🍃
صحیفهی حضرت سجاد (ع) 🍃