حالا که بحث قصاص داغه لطفا آقای شجریانو بابت خوندن آلت قتالهای بنام "کافردل" قصاص کنید 🙌🏻
حضرت سجاد اول دعای ٢١ صحیفه
خدارو اینجور صدا میکنن:
{أَللَّهُمَّ یَا کَافِیَ الْفَرْدِ الضَّعِیف}
خدای کافی برای بندهی تنها و بینوا...
خدارو اینجور صدا میکنن:
{أَللَّهُمَّ یَا کَافِیَ الْفَرْدِ الضَّعِیف}
خدای کافی برای بندهی تنها و بینوا...
در قصهها آمده است که برای سست کردن عشق فرهاد، یکی را فرستادند تا به او بگوید که شیرین مرده است و آن هنگام بوده که فرهاد تیشه و جان را با هم رها میکند. اما من فکر میکنم که برای کشتن فرهاد، این ادعا زیاد بوده است. بلکه فقط کافی بود یکی را به سراغش بفرستند تا در گوشش بگوید: « خسرو گفت : دیشب، دریایی از چشم شیرین روی لبهایش میچکید و میدانی؟ شور بود! »
مرتضی برزگر 🍃
مرتضی برزگر 🍃
فکر کن علوم انسانی تستی😂
فکر کن فلسفه تستی😂
جک میگن اقایون اموزش دانشگاه تهران
خدایا ببین کیا بر ما گماشته شدن🤦🏻♀
فکر کن فلسفه تستی😂
جک میگن اقایون اموزش دانشگاه تهران
خدایا ببین کیا بر ما گماشته شدن🤦🏻♀
خاموش که امشب زُهره شد
ساقی به پیمانه به مد
بگرفته ساغر میکشد
حمرای ما حمرای ما...
مولانا 🍃
ساقی به پیمانه به مد
بگرفته ساغر میکشد
حمرای ما حمرای ما...
مولانا 🍃
واسه یه جا داشتم نامه میزدم
اسم یارو رو پرسیدم گفت سردار فلانی
گفتم ببخشید سروان چی چی؟
گفت سروان نه سردار :/
داشتم از خنده منفجر میشدم
گفتم الان برم این بنده خدارو ببینم یادم میفته بهش گفتم سروان به تجربه تو روش میزنم زیر خنده😂😂😂
اسم یارو رو پرسیدم گفت سردار فلانی
گفتم ببخشید سروان چی چی؟
گفت سروان نه سردار :/
داشتم از خنده منفجر میشدم
گفتم الان برم این بنده خدارو ببینم یادم میفته بهش گفتم سروان به تجربه تو روش میزنم زیر خنده😂😂😂
یه عادت وحشتناکیه که به چیزی اگه فکر کنم بعد تو موقعیت یادش بیفتم اصلا نمیتونم جلوی خندهمو بگیرم
نهایتا کبود میشم از نگه داشتن خنده😁
نهایتا کبود میشم از نگه داشتن خنده😁
پارسال بچه های دانشکده رو بردیم اردو مشهد
کارت مسئول اردو که من باشم گم شد و داشتم میزدم تو سرم که بدبخت شدیم پولا
یکی از بچه ها که یادم نمیاد کی با یه طمانینهای گفت صدتا صلوات نذر حضرت امالبنین کن پیدا میشه
فرستادم و در انی کارت پیدا شد
سه روز پیشم که میخواستم واسه هماهنگی با این سروانه🙄 زنگ بزنم صدتا صلوات نذر حضرت امالبنین کردم که کارمون راه بیفته و فرستادم و زنگ زدم و اوکی شد
میخواستم بگم هربار گیر میکنم دعاگوی اونیم که یادم داد و خاطرم نیست کیه 🤦🏻♀
کارت مسئول اردو که من باشم گم شد و داشتم میزدم تو سرم که بدبخت شدیم پولا
یکی از بچه ها که یادم نمیاد کی با یه طمانینهای گفت صدتا صلوات نذر حضرت امالبنین کن پیدا میشه
فرستادم و در انی کارت پیدا شد
سه روز پیشم که میخواستم واسه هماهنگی با این سروانه🙄 زنگ بزنم صدتا صلوات نذر حضرت امالبنین کردم که کارمون راه بیفته و فرستادم و زنگ زدم و اوکی شد
میخواستم بگم هربار گیر میکنم دعاگوی اونیم که یادم داد و خاطرم نیست کیه 🤦🏻♀