🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
دیر آمدنت رواست
دیر آ و درست...

مولانا 🍃
من یه چیزی بگم و برم
اولین نشونه‌ی رشد اجتماعی اینه درمورد چیزی که تخصصشو نداریم به شکلی احساسی نظر ندیم
حالا مابه‌ازاش، حکم صادره برای قتل فرزند و زن و شوهر و پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست دختر و دوست پسر میتونه باشه
تجاوز و تعرض و دزدی و آدم‌ربایی میتونه باشه و...
ولیکن اونچه مهمه اینه که احساسی و بدون تخصص نظر ندیم :)
کار رسانه همینه؛ اعمال قدرت به وسیله تحریک احساسات مردم!
اون ادمارو یادتونه واسه اون پسرک که دوست دخترشو تیکه تیکه کرده بود و گم و گور و خانوده‌ش حتی جنازه دخترشونو نداشتن که خاکش کنن، دنبال رضایت بودن؟ همونا الان دنبال حکم قصاص این پدرن که دخترشو اینجور وحشتناک سربریده
گرفتین چیشد که؟
احساسی نظر ندیم وقتی تخصصی نداریم همین :)
بله اونی میبره
که آدمو بشناسه
که آدمو بلد باشه... 💛
بی‌خبری‌ام نعمتیه.
حالا که بحث قصاص داغه لطفا آقای شجریانو بابت خوندن آلت قتاله‌ای بنام "کافردل" قصاص کنید 🙌🏻
حضرت سجاد اول دعای ٢١ صحیفه
خدارو اینجور صدا میکنن:
{أَللَّهُمَّ یَا کَافِیَ الْفَرْدِ الضَّعِیف}
خدای کافی برای بنده‌ی تنها و بی‌نوا...
فَرِّغْ قَلْبِی لِمَحَبَّتِکَ
قلبمو برای محبتت فارغ کن...
وگر تو جور کنی رای ما دگر نشود
هزار شکر بگوییم هر جفایی را...

سعدی🍃
در قصه‌ها آمده است که برای سست کردن عشق فرهاد، یکی را فرستادند تا به او بگوید که شیرین مرده است و آن هنگام بوده که فرهاد تیشه و جان را با هم رها می‌کند. اما من فکر می‌کنم که برای کشتن فرهاد، این ادعا زیاد بوده است. بلکه فقط کافی بود یکی را به سراغش بفرستند تا در گوشش بگوید: « خسرو گفت : دیشب، دریایی از چشم شیرین روی لب‌هایش می‌چکید و می‌دانی؟ شور بود! »

مرتضی برزگر 🍃
دیده را فایده آنست که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را...

[١:٢٠] 💔
سلام حاج قاسم عزیز
ارادت و عشق مارو به سیدالشهداء برسون🍃
به طوافِ باشکوه شش‌گوشه‌تون قسم
دست از حسین‌ علیه‌السلام برنمیداریم.
آغازِ بدبختی...
١۵سالمون بود نمیفهمیدیم😄
فکر کن علوم انسانی تستی😂
فکر کن فلسفه تستی😂
جک میگن اقایون اموزش دانشگاه تهران
خدایا ببین کیا بر ما گماشته شدن🤦🏻‍♀
خاموش که امشب زُهره شد
ساقی به پیمانه به مد
بگرفته ساغر میکشد
حمرای ما حمرای ما...

مولانا 🍃
بله ظاهرا امشب ساقی منم😂
ولی خیلی باحاله تو شعر شعرای فاخر اسمت هی بچشم بخوره😁😂
واسه یه جا داشتم نامه میزدم
اسم یارو رو پرسیدم گفت سردار فلانی
گفتم ببخشید سروان چی چی؟
گفت سروان نه سردار :/
داشتم از خنده منفجر میشدم
گفتم الان برم این بنده خدارو ببینم یادم میفته بهش گفتم سروان به تجربه تو روش میزنم زیر خنده😂😂😂
یه عادت وحشتناکیه که به چیزی اگه فکر کنم بعد تو موقعیت یادش بیفتم اصلا نمیتونم جلوی خنده‌مو بگیرم
نهایتا کبود میشم از نگه داشتن خنده😁