🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
تو خواب و بیدار یه چیزی تو سرم نقش بست
که مجدداً مثل مَنگا بیدار شدم از خاطرم رفت🤦🏻‍♀
اگه عاشق نمیشدم میرفتم کرمانشاه بین کردا دنبال شوهر میگشتم😐
ترجیحا خوش صدا که هی برام کردی بخونه😂😂🤦🏻‍♀
پسر کُرده خونده بعد مامانشو نشون داده چادر داره میگم عه شیعه‌س
بعد یهو خودم جواب میدم وای چه خنگم معلومه وقتی اسمش علیه شیعه‌س دیگه🤦🏻‍♀😂
این بسته بندی ارزاق عصر جدیدو نشون میده داغ دلم تازه میشه
اینا نوارنقاله داشتن راحت بودن به خدا
ما یجا کارگری میکردیم شیش سال پیش
همین بسته بندی بود کارمون
خداشاهده پدرمون درمیومد این کارتونارو میچیدیم روزمین هی دولاراست میشدیم چیزای مختلف میذاشتیم توشون بعد تموم میشد میبستیم و دوباره از نو باید کارتون میچیدیم
چندهزار بسته و این اوضاع با یه کولر واسه یه سوله‌ی بزرگ اونم ماه رمضون با لب تشنه
دیگه براتون روضه نخونم
با اینهمه، پولش انقدر حلال بود و پربرکت و شیرین که به جرات میگم بعد اون هرچی پول دراوردم تا امروز، بااینکه حلال بود اونقدر برکت و موندگاری نداشت
اصلا پولی که با عرق ریختن و زحمت کارگری درمیاد یه مزه دیگه‌ای میده وجدانا👌🏻
اول حبیبِ حسینو زیارت کنید اینجا و یه سلامم از طرف من بدین که هدیه‌ی من باشه بهتون❤️
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دوتا قاصدک اومد تو اتاقم یکیشو گذاشتم واسه زهرا یکیشو فوت کردم که سلام برسونه به کربلا... حالا شما میگید این دختره خل‌وچله ولی بر دلِ تنگ حرجی نیس!
به هرکسی که دلتنگ بود رسیدم و گفتم امام حسین زیرِ بارِ دلِ تنگ عاشقاش نمیمونه
به هرکس بعد ازین برسم بازم میگم
امام حسین زیرِ بارِ دلِ تنگ عاشقاش نمیمونه
برید مهربان اماممونو زیارت کنید
نوش جون💔
بر درِ میخانه رفتن کار یکرنگان بوَد
خودفروشان را بکوی میفروشان راه نیست
بندهٔ پیر خراباتم که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست...
یا رضا
خوش بحال مجاورات
حاضر بودم ثواب همه زیارتامو بدم جای اون دل‌چلونده‌شده‌هایی باشم که میدویدن سمت حرمت... 💔
🔻پیتـوســ 🇮🇷
روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم که پریشانی این سلسله را آخر نیست... حافظ 🍃
#ای_اولین‌_بارهای_زیبا
#امام_رضا 💚

اول باری که مشرف شدم خراسانِ رضا دوم دبیرستان بودم
یادمه با مامان دعوای بدی کرده بودم و مامان حرص همه‌ی سالهای اذیتمو با یه کلمه سرم خالی کرده بود و من خیلی سوختم
اونموقعا نماز که نمیخوندم مقیدم نبودم گندم تا دلتون بخواد زده بودم به زندگیم
یادمه انقدر دلم سوخت که وضو گرفتم و تو اتاقم وایسادم به نماز با بغض از شکستگی دلم و مامانم تو آشپزخونه با اشک غذا میپخت
نمازم تموم شده بود و نشسته بودم به فکر کردن که چرا من انقدر بدبختم و هیشکی منو درک نمیکنه و... که ساعت ٨ شد و تلویزیون نماهنگ معروف "ای حرمتو" پخش کرد
به تلویزیون نگاه کردم و بغضم ترکید و گفتم امام رضا ١۶سالمه همه رو طلبیدی الّا من، خودم میدونم خیلی گند زدم ولی پس بقیه چی میگن از بزرگی شما؟ بروم میاری؟
من دلم زیارت میخواد دلم تورو میخواد، تو قول بده منو بطلبی منم میام و قول میدم توبه کنم و دیگه گناه بی گناه...
چهار روز بعد آقای خراسان طلبید منو...
چهارروز که نه همون موقع؛ مامانبزرگم تو انجمن حمایت از بیماران دیابتی عضو بود و میخواستن ببرنشون مشهد و گفته بودن یه نفرم همراه میتونه بیاره چون پیره و خانواده گفتن همه رفتن جز زهره؛ همه رو ول کن، من میدونستم چی بین دل من و امام گذشته که الان قراره همراه مامانبزرگم بشم :)
رخت سفر بستیم و شب جمعه رسیدیم مشهد
حتی نمیدونستم کدوم طرفو از تو قطار نگاه کنم که گنبد معلوم باشه؛ من تنها زیارت اولی بودم و همه التماس دعا میگفتن
دلم تالاپ تولوپ میزد و بی‌تابی دامنمو گرفته‌بود
مامانبزرگ قلبش دردمیکرد و همه رفتن حرم و ما موندیم هتل؛ تا اذان صبح اتاق هتلو قدم‌رو رفتم که ببینمش
وقتش شد! راه افتادیم سمت حرم و رو سنگ فرشای قبل ورودی بغل زیرگذر تو خیابون طبرسی که گنبدو دیدم بغضم ترکید و بلندبلند گریه کردم
از زیارت براتون نمیگم که به قلم درنمیاد اما اونجا برای اولین بار تو زندگیم توبه کردم و قول دادم دیگه گناه نکنم، درکم از گناه اونموقعا فرق می‌کرد و دقیق یادمه بعدش کِی و چندبار توبه شکوندم و هربار گفتم امام رضا شرمنده‌تم؛ تو سر قولت موندی و من خوش‌قول نبودم، ایندفعه ولی دیگه قول قول میدم...
ولم نکرد که از شرمندگی سر به عصیان بذارم و هربار طلبید که باز توبه کنم و کردم و بعد سه بار بالاخره دست کشیدم و تو ١٨سالگی سر قولم موندم...

خب بابای امام جواد! من همیشه مدیون شمام و یادم نمیره وقتی همه ولم کردن و از دستم خسته بودن، تو نگاهم کردی که بندم کنی دم خونت، که آدمم کنی...
الانا که میام، حرمتو طواف میکنم و نفس میکشم عشقو از دور نگات میکنم و کم پیش میاد بیام کنار ضریح...
گاهی دلم خیلی شکسته و خیلی بلندگریه میکنم و یه حرمو عاصی، گاهی دلم فقط تنگ خودته و میشینم به نگاه کردنِ خودت
دم در صحن انقلاب چهارزانو ساعتها بهت زل میزنم و میگم خوش بحال مجاورات، خوش بحال کبوترات، خوش بحال این درو دیوار که حتی به تار و پود فرشای حرمتم غبطه میخورم
باخودم میگم هرکی چه داستانی داره با تو آقارضا، چندنفرو هاج و واج محبتت گذاشتی؟
میخونم هیچ‌جا ننوشته‌ست گنهکار نیاید و سرم پایینه بیاد لطفات که منو نروندی و همین مرامت بیچاره‌م کرد
یادم میاد نَقله کنار هرکی یه امام رضاس و گوشش به لب زائر که اجابت کنه :)
یادم میاد اولین اربعینمو از باب‌الجوادت گرفتم و پنجره فولادت
یادم میاد و یادم نمیره هرچی دارم از سر سفره‌ی خونواده‌ی شما برداشتم...
یادم نمیره هرچی آبرو دارم الان اگه تو نبودی که تحویلم بگیری هیچ خبری از این اعتبار و آبرو نبود
دمت گرم که انقدر مشتی هستی و
خوشبحال ما که تو ایران داریمت
قربون قلب مهربونت
خوشبحال مجاورات
دلم لک زده برات...
هندزفری گذاشتم
چشمامو بستم
و سرم شد یه اقیانوس
که یه والِ تنها و غریب توش شنا میکنه... 🌊
آدمِ تنها، تنهایی رو بو می‌کشه.
در سوره مزمل آمده است: {قُمِ اللَّيْلَ الَّا قَلِيلًا} ؛ شب را بيدار باش و پيوندى داشته باش.
كسی که می‌خواهد در روز با خلق كار كند و با بار سنگينى از رسالت همراه باشد، جز اينكه در شب پيوندى با «اللّه» داشته باشد، چاره‏‌اى ندارد.

#عین_صاد
"حركت"
مزمل بخونید
دوست داشتنیه.