رویدادِ فرهنگی چنان
80 subscribers
496 photos
12 videos
74 links
رویدادِ فرهنگی چُنان؛ از پاییز 1399
کتاب چو نان...
اولین کمپ شهری کتابخوانی ایران


رویدادِ "تو هم بخوان" (1396 - 1398)
اولین قرار تبادل کتاب بندر انزلی

راه تماس :
@Anzaliculture
Download Telegram
Forwarded from آمین
▪️برای خواندن یک اثر کلاسیک چه‌قدر زمان لازم دارید؟

#کتاب
@aminhaghrah
#کتابخانهٔ سلطنتی کپنهاگ که به «الماس سیاه» معروف است بزرگترین کتابخانهٔ شمال اروپا است. این کتابخانه از شیشه و گرانيت صیقلی سیاه ساخته شده است.

@AnzaliBook
کسی که به اندازه کافی صبر کرده باشد، می تواند تا ابد نیز همچنان صبر کند و منتظر بماند. و سرانجام ساعتی فراخواهد رسید که دیگر هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد و هیچ کسِ دیگری از راه نخواهد رسید و همه چیز به پایان خواهد رسید، جز انتظار عبث....


📚مالون میمیرد
👤 ساموئل بکت



@AnzaliBook
ساعتی دقیق‌تر از ساعت خدا نیست. آن‌قدر دقیق است که در سایه‌اش همه چیز سر موقعش اتفاق می‌افتد نه یک ثانیه زودتر نه یک ثانیه دیرتر. برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست، یک زمان مردن...

#ملت_عشق
قاعده سی و هفتم شمس
#الیف_شافاک

@AnzaliBook
همکاری NGO ها با #مدیریت های محلی #شهر، در راستای فراهم نمودن فرصت های مطالعاتی بیشتر در فضاهای عمومی و #تشویق مردم به ارتقا سرانه #مطالعه

#تو_هم_بخوان

@AnzaliBook
وقتی که حرف می‌زنیم بیشتر می‌خواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را. کسی که قانع شده‌باشد، کسی که به اندیشه‌های خود ایمان داشته باشد، « اصلا حرف نمی‌زند.»

#فریدون_تنکابنی
@AnzaliBook
Forwarded from محبوب📷
بی آن که بوی تو را بشنوم

ریشه های سیاهم
در تاریکی بیدار می شوند

فریاد می زنند: بهار، بهار
شاخه های درختم من
به آمدنت معتادم.

#شمس لنگرودی
@blue_photographer
«... مادر می‌گفت نمی‌دانم چرا
هرچه که چرخ می‌کنم
به شکل عقابی در می‌آید
که میل به پرواز دارد.
و دانستن رازی تلخ بود
و مدرسه رازی تلخ بود.
نه این باران‌ها همان نیست
که بر سر کودکی می‌بارید
او به هرچه که دست می‌کشید
قلبی می‌بخشید
بر هر چهره‌ای که عبور می‌کرد
دسته گلی برجا می‌نهاد
طوری که شکل انار می‌ترکید
از گوشه‌ی هر سطری می‌چکید.
#شمس_لنگرودی
@Anzalibook
درد در سینه ات و تلاطم در روحت نشانه ی آن است که هنوز زنده ای، هنوز انسان، و هنوز گشاده در برابر زیبایی جهان.
حتی اگر به فراخور این حال عملی انجام نداده باشی...!


📚دوره گردها
🕴پل هاردینگ




@AnzaliBook
«آدم‌های سیاره شما، پنج‌هزار گل را در باغچه‌ای می‌کارند اما گلی را که می‌خواهند، آن میان پیدا نمی‌کنند…»

#شازده_کوچولو


@AnzaliBook
◾️راستی این راز جگرسوز این حیات چیست؟
آدمیان به هم می‌رسند و سپس همچون برگ‌هایی که به‌دست باد بیافتند از هم جدا می‌شوند. چشم‌ها بیهوده می‌کوشد که شکل چهره و بدن و حرکات کسی را که آدم دوست دارد، در خود نگاه دارند، لیک پس از گذشت چندین سال دیگر حتّی به یاد نمی‌آورند که چشمان او آبی بود یا سیاه!

زوربای یونانی
نیکوس کازانتزاکیس



@AnzaliBook
Forwarded from Jargeh
▪️۱۰ کتاب مهم در باب آزادی
[ از نگاه گاردین ]
https://goo.gl/fmLirG

#کتاب
@khoroosjangi1
همراهان عزیز
چهارمین قدم رویداد فرهنگی #تو_هم_بخوان در 27 اردیبهشت 97برگزار می شود
دریافت #پیشنهادات و پیام های شما عزیزان مایه دلگرمی و خوشحالی ماست
آیدی جهت ارسال پیام: @Anzaliculture


@AnzaliBook
بعضی آدم ها عين یک گل نایاب هستند ، ديگران به جلوه شان حسد می برند.
خيال مي كنند اين گل ناياب تمام نیروی زمين را می گيرد. تمام درخشش آفتاب و تَریِ هوا را می بلعد و جا را برای آنها تنگ كرده، برای آنها آفتاب و اكسيژن باقی نگذاشته. به او حسد می برند و دلشان می خواهد وجود نداشته باشد.
يا عين ما باش يا اصلا نباش...

#سیمین_دانشور
#سووشون


@AnzaliBook
این کافه #کتاب به مردم کتاب رایگان میده بخونن و برگردونن. در ازاء اهداء کتاب هم بهتون یه لیوان چای میده

#تو_هم_بخوان

@AnzaliBook
همراهان عزیز
چهارمین قدم رویداد فرهنگی #تو_هم_بخوان در 27 اردیبهشت 97برگزار می شود
دریافت #پیشنهادات و پیام های شما عزیزان مایه دلگرمی و خوشحالی ماست
آیدی جهت ارسال پیام: @Anzaliculture


@AnzaliBook
Forwarded from اتچ بات
▪️
#جامعه_شناسی_سرپایی
شماره۲: وقتی دیدیم چه کنیم؟!
[ امین‌ حق‌ره ]

آمار درست مصرف‌کنندگان وطنیِ مخدر و روانگردان را کسی نمی‌‌داند. به مرحمت دولت شیشه‌ای، گزارش‌ها از ۲تا ۷میلیون متغیر است و البته که همین خودش فاجعه است. رقم اما هرچه باشد یک واقعیتی را نشان‌مان می‌دهد: اعتیاد از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است!

همه‌اش دست شما که نیست. در مَثل هم مناقشه نیست. شاید یک‌روز که دارید رخت چرکها را توی ماشین می‌اندازید یا کتابها را توی قفسه‌ی‌ کتابخانه جا به جا می‌کنید چشم‌ شما هم به یک بسته‌ی کوچک پلاستیکی بیفتد. سیاه یا سفیدش فعلن بماند.‌ توی سریال‌های آبکی شبکه‌های اقماریِ رسانه‌ی ملی بسیار از این چیزها دیده‌اید و فی را زده‌اید. بعد از آن‌که حسابی به سر و جانتان زدید و خودتان را به درو دیوار کوبیدید و از پا افتادید و سیر اشک ریختید، می‌نشینید یک جا به انتظار تا با متهم اصلی (می‌تواند فرزند یا همسرتان باشد) رو به رو شوید.
تجربه می‌گوید این‌جا عمومن عقل نیست و صبوری‌هم. پس بعد از مواجهه‌ی حضوری، از عکس‌العمل‌تان به حادثه، دو پیش‌فرض داریم:
کار از بد و بیراه به جد و‌ آباد خودتان و خودش و بقالی سر محل و دولت‌های پس و پیش و جمیع کائنات شروع می‌شود و به یک فصل کتک‌کاری ختم می‌شود.‌ یا که نه! دست بزن یا زورش را ندارید. پس از همان اول از شیوه‌ی جنگ روانی بهره می‌گیرید. فغان و ناله و نفرین و آخرش هم به شکل ملال‌آوری پند و نصیحت. در هر دو حالت باید بدانید ضربه‌ی کاریِ نهایی را این شمایید که وارد کرده‌اید وقتی خانه را برای ماندن نا امن کرده‌اید.
پس آرامش کو؟ و امنیت کجاست؟ هر‌جا غیر از این‌جا که شمائید. دم درِ خانه‌ی ساقی. کنارِ یارِ بازی، توی دود و دم و، تخیل فضای بی‌غصه‌ی لایتنهایی.
داستان دوستی خاله‌خرسه را که شنیده‌اید. حالا شما همانید وقتی از محبت زیاد طرف را سمت سیاهی هل می‌دهید...

●پس چاره چیست؟
گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
روی خلاص نیست به جَهد از کمند او
مستوجب ملامتی ای دل که چند بار
عقلت بگفت و گوش نکردی به پند او
#سعدی

راه نجات این‌جا، آن‌طور که شاعر گفت فقط از کوچه‌ی عقلانیت می‌گذرد. بزرگی دیگر این را گفته و چه خوب گفته:
آن را که یاران نزدیک واگذارند، بیگانگان دور دریابند!

ههه‌ی هم و غم‌تان این باشد که رشته‌ی پیوند از هم نگسلد. اگر طناب رابطه پاره شد دیگر نه از شما کاری بر میاید و نه از نذر و دعا. ‌چه بخواهید و ‌بپذیرید یا نه، حادثه دور از چشم شما افتاده، اما نخ بازی از این به بعد باید توی مشت شما باشد. سخت است اما یک روز هم بگذرد اتفاق تازه‌ای رخ نمی‌دهد. پا روی احساستان بگذارید و غرور را بشکنید و‌ بپذیرید که همه چیزِ عالم را نمی‌دانید و نمی‌فهمید. تلفن را بردارید. با تامل، شماره‌ی یک مشاور کار درست را پیدا کنید و از او کمک بگیرید. تضمینی به فردای آدمیزاده توی این جامعه‌ی بی درو پیکر نیست. اما عالمِ علم اجتماع مثل کوزه‌گرهای کاردیده، فوت‌هایی بلد است که اگر همدل باشید، می‌شود امیدوار باشید که آخرش، از دل این تلخی و تیره‌گی، یک چیز خوشگل و بادوامی تحویل‌تان بدهد...

@khoroosjangi1
@aminhaghrah
زمانی که با گوشی‌های هوشمندمان کار می‌کنیم، چند #کتاب را از دست می‌دهیم؟


@AnzaliBook
📚کارگران مسئول جمع آوری زباله،شهر #آنکارا کتاب‌هایی را که مردم دور انداخته بودند به مُرور جمع کردند و حالا از مجموعه آنها یک کتابخانه عمومی درست کرده‌اند.

#کار_خوب
@AnzaliBook