If We Have Each Other
Alec Benjamin
تویی خورشید، در جانِ زمانه
به قلبت، مِهرِ بیحد، بیبهانه
به هر سویی که باشی، میکشانی
رنگینکمانی، در هر کلامی
توانا، باهوش، پرشور و بالا
تویی معنایِ نور، در این هیولا
چرا خود را به سایه میکشانی؟
تویی رنگینکمانِ زندگانی
به قلبت، مِهرِ بیحد، بیبهانه
به هر سویی که باشی، میکشانی
رنگینکمانی، در هر کلامی
توانا، باهوش، پرشور و بالا
تویی معنایِ نور، در این هیولا
چرا خود را به سایه میکشانی؟
تویی رنگینکمانِ زندگانی
❤1
Friends
Chase Atlantic
تویی شورِ رهایی، در اسارت
شکوهِ عشق، در اوجِ جسارت
به دل داری هوایِ آسمانها
ولی پایت، به بندِ این زمانها
شکوفا میشوی گاهی، پر از نور
به حرف آیی، چون سیلابِ پُر شور
نگاهت مهربان، در هر نگاهی
ولی گاهی، پر از وهم و گناهی!
شکوهِ عشق، در اوجِ جسارت
به دل داری هوایِ آسمانها
ولی پایت، به بندِ این زمانها
شکوفا میشوی گاهی، پر از نور
به حرف آیی، چون سیلابِ پُر شور
نگاهت مهربان، در هر نگاهی
ولی گاهی، پر از وهم و گناهی!
❤1
Apple Cider
beabadoobee
تویی آغاز و پایانِ وجودم
تویی تنها دلیلِ تار و پودم
به روزِ سخت، چون کوهی به یاری
به روزِ خوش، تو خورشیدِ بهاری
اگر در سیلِ غم، در حالِ غرقم
تو آن دریایی و من در تو فرقم
چو ساحل، شانهات امن است و آرام
که اشکم را کنی با مِهر، اتمام
تویی همصحبتی، نایاب و گرامی
به هر دردی تو هستی، التیامی
اگر غرقِ خطاهایِ سیاهم
تو تنها روشنیِ این نگاهم
مرا با هر چه بد هستم، گزیدی
به جانِ خستهام، عشق آفریدی
تو هستی زندگانی، در نفسهام
تویی تعبیرِ زیبایِ هوسهام
اگر روزی بیاید وقتِ رفتن
به پایان آید این رویایِ مَدن
به جز نامِ تو در جانم نباشد
به جز یادِ تو در کارم نباشد
تو بودی علتِ بودن، همین بس
تو هستی علتِ رفتن، همین بس
به قربانِ تو و آن قلبِ پاکت
به فدایِ تو و آن تابِ نگاهت
در این دنیا تویی آن تکستاره
که بر زخمِ دلم باشی هماره
تویی تنها دلیلِ تار و پودم
به روزِ سخت، چون کوهی به یاری
به روزِ خوش، تو خورشیدِ بهاری
اگر در سیلِ غم، در حالِ غرقم
تو آن دریایی و من در تو فرقم
چو ساحل، شانهات امن است و آرام
که اشکم را کنی با مِهر، اتمام
تویی همصحبتی، نایاب و گرامی
به هر دردی تو هستی، التیامی
اگر غرقِ خطاهایِ سیاهم
تو تنها روشنیِ این نگاهم
مرا با هر چه بد هستم، گزیدی
به جانِ خستهام، عشق آفریدی
تو هستی زندگانی، در نفسهام
تویی تعبیرِ زیبایِ هوسهام
اگر روزی بیاید وقتِ رفتن
به پایان آید این رویایِ مَدن
به جز نامِ تو در جانم نباشد
به جز یادِ تو در کارم نباشد
تو بودی علتِ بودن، همین بس
تو هستی علتِ رفتن، همین بس
به قربانِ تو و آن قلبِ پاکت
به فدایِ تو و آن تابِ نگاهت
در این دنیا تویی آن تکستاره
که بر زخمِ دلم باشی هماره
❤1
BRING ME BACK TO LIFE
Chris Grey, Allegra Jordyn
چو دریا آرامی و غرقِ سکوتی
چو آتش گرم و در جانم فُروتی
به قلبت حسِ نابی از امید است
همان عشقی که در گلهای رز است
تو خورشیدی که در شب میدرخشی
به هر سویی که باشی، مِهر بخشی
پر از شوری، پُر از امید و پرواز
تویی پایانِ هر تنهایی و راز
چو آتش گرم و در جانم فُروتی
به قلبت حسِ نابی از امید است
همان عشقی که در گلهای رز است
تو خورشیدی که در شب میدرخشی
به هر سویی که باشی، مِهر بخشی
پر از شوری، پُر از امید و پرواز
تویی پایانِ هر تنهایی و راز
❤2
Siah o Sepid "سیاه و سپید"
ONEDAM Ali Karim
شکستی غصه را، ای کوه سنگی
نباختی در نبردِ این زرنگی
اگرچه سخت و پر رنج است دنیا
تو ایستادی، قوی، با قلبِ شیدا
دلت دریایِ مهر است و صبوری
ز پا هرگز نیفتادی تو، دوری
چو خورشیدی میانِ تیرگیها
شدی امیدبخشِ زندگیها
نباختی در نبردِ این زرنگی
اگرچه سخت و پر رنج است دنیا
تو ایستادی، قوی، با قلبِ شیدا
دلت دریایِ مهر است و صبوری
ز پا هرگز نیفتادی تو، دوری
چو خورشیدی میانِ تیرگیها
شدی امیدبخشِ زندگیها
💘1
Sedaye Baron
ONEDAM
چو بارون، با همه رنجی که دیدی
هنوز از عشق، از مهری، امیدی
اگر هم خواستی از محبت بگریزی
دلِ تو زیباست، باز هم نورِ سپیدی
تو از سختی گذشتی، خم نشستی
چون بارون مایی، به جانِ جمع هستی
نه فقط مهربان، که خودِ نوری
چراغِ خستهگانِ این عبوری
هنوز از عشق، از مهری، امیدی
اگر هم خواستی از محبت بگریزی
دلِ تو زیباست، باز هم نورِ سپیدی
تو از سختی گذشتی، خم نشستی
چون بارون مایی، به جانِ جمع هستی
نه فقط مهربان، که خودِ نوری
چراغِ خستهگانِ این عبوری
💘1
Black Star
Radiohead
ای ستاره، که به شب جانِ روشنی دادی
به تمامِ کهکشان، عشق و تپشی دادی
تو گمان میبری از جنسِ سیاهی
نشناسی که خود را، این همه نوری دادی
این درخشش که جهان را به تماشا برده
از تو نیست؟ پس از کیست گر تو ندادی
تو همان آینهی مهرِ خورشیدِ نهانی
که به هر سو، فقط از او خبری دادی
به تمامِ کهکشان، عشق و تپشی دادی
تو گمان میبری از جنسِ سیاهی
نشناسی که خود را، این همه نوری دادی
این درخشش که جهان را به تماشا برده
از تو نیست؟ پس از کیست گر تو ندادی
تو همان آینهی مهرِ خورشیدِ نهانی
که به هر سو، فقط از او خبری دادی
💘1