افسانه ها میگویند پس از مرگش دیگر کودکی در شهر زاده نشد، برخی میگفتند روحش انقدر خشک و انعطاف ناپذیر بود که روح کودکان را فراری میداد و برخی نیز میگفتند انقدر از جاهلیت و تجربه دوران کودکی تنفر داشت که برای همه ریشه کنش کرده بود، هیچکس حقیقت را نمیداند اما تنها یک چیز در این شهر حقیقیست، سالیان است که صدای خنده ای در ان شنیده نمیشود، گویا بزرگسالان انقدر در کار خود غرق شده اند که فراموش کرده اند معنای زندگی چیست!
https://t.me/crowdsaregone
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش، سایه ای سیاه شهر را گسترانید، سایه انقدر به شومی میخورد که جمعیت شهر را به یک سوم رساند، مردم فرار میکردند ان هم برای هیچ.
هیچ کس از خودش نپرسید شاید روح این فرد انقدر نسبت به جالب شدن این دنیای مسخره دلبسته است که خواسته خود نقشی در ان داشته باشد.
هیچ کس از خودش نپرسید شاید روح این فرد انقدر نسبت به جالب شدن این دنیای مسخره دلبسته است که خواسته خود نقشی در ان داشته باشد.
https://t.me/Destiellsbunker
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش، در فصل بهار که گل ها میروییدند و هوا به خنکی میزد در یک شب خاص روحش ظاهر میشد و برای مردم قصه میگفت، برخی میگفتند اینها نقشه هایی شیطانی هستند اما درحقیقت روحش انقدر وابسته به داستان ها بود که تمام خود را وقف ادامه دادنشان کرد، حتی پس از مرگش.
https://t.me/MidnighttDolls
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش، در هر شب تولدش یک روح قدیمی را زنده میکرد،برخی میگفتند نمیتوانست روح فرسوده ی خود را به زندگی برگرداند؛ مرگش را باور نکرده بود، اخر چگونه میشود همچین فرد زیبایی تلخی مرگ را بچشد؟
https://t.me/callmemissparamourr
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش به ازادی رسید، نه این را ساده در نظر نگیرید!
به ازادی رسیدن برای ارواح از به گنج رسیدن توسط زندگان ارزشمند تر شمرده میشود.
فرد ازادی بود و در نهایت روح ازادی نیز پیدا کرد، این فرد در زندگی الگو قرار داده نمیشد اما در مرگ، ارواح او را میستاییدند، چرا که چه چیزی جالب تر از روحی هر انچه میخواهد انجام میدهد و از دستور شیاطین و فرشتگان سرپیچی میکند؟
به ازادی رسیدن برای ارواح از به گنج رسیدن توسط زندگان ارزشمند تر شمرده میشود.
فرد ازادی بود و در نهایت روح ازادی نیز پیدا کرد، این فرد در زندگی الگو قرار داده نمیشد اما در مرگ، ارواح او را میستاییدند، چرا که چه چیزی جالب تر از روحی هر انچه میخواهد انجام میدهد و از دستور شیاطین و فرشتگان سرپیچی میکند؟
https://t.me/At_10_01
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش دیگر در شهر فصلی دیده نشد، تنها برف میبارید و برف، برخی میگفتند از زیبایی روحش شهر یخ زده است و بخشی میگفتند شاید روحش انقدر زمستان را دوست داشته که خود به ان تبدیل شده.
https://t.me/NHERW
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش هم نتوانست هنرش را خاموش کند، روحش در روستاها شهرها و حتی جهان ها سفر میکرد و از خود هنری به جا میگذاشت.
برخی میگفتند تا سال های اینده برای خود شهری خواهد ساخت، شهری که هنر پایه اصلی وجودش خواهد بود.
برخی میگفتند تا سال های اینده برای خود شهری خواهد ساخت، شهری که هنر پایه اصلی وجودش خواهد بود.
https://t.me/everlivingnetherbound
💘1
افسانه ها میگویند پس از به چیزهای زیادی تبدیل شد، گویا هنوز نمیدانست برای چه کاری خوب است،گویا روحش نمیفهمید در چه چیزی کامل است، اما نکته این بود که هرچه میشد کامل نبود، نقاشی ای نیمه کاره، متنی نصفه و تابلویی نصفه نیمه؛
گویا روحش باور کرده بود که هرچه هم شود ناکافی خواهد بود.
گویا روحش باور کرده بود که هرچه هم شود ناکافی خواهد بود.
https://telegram.me/justcallmeblitz
افسانه ها میگویند پس از مرگش نیز اعتمادی به ادم ها نداشت، روحش به خشم تبدیل شده بود، مردم کلیسا نمیتوانستند تطهیرش کنند و هیچ دعایی کارساز نبود.
انسان ها انقدر ازارش داده بودند که برایشان خشم شد، به نابودی کشیدشان.
انسان ها انقدر ازارش داده بودند که برایشان خشم شد، به نابودی کشیدشان.
https://telegram.me/fuckxyall
💘1
افسانه ها میگویند پس از مرگش تصمیم گرفت شاعر شود،قلم شود،کاغذ شود؛ میخواست همه چیز باشد تا زیبایی ببخشد،
گویا روحش فهمیده بود باید روزی کاری را که میتواند شروع کند، افسوس که این روز، روزی پس از مرگش بود و انسان ها نسبت به روح های نویسنده، ترسان!
گویا روحش فهمیده بود باید روزی کاری را که میتواند شروع کند، افسوس که این روز، روزی پس از مرگش بود و انسان ها نسبت به روح های نویسنده، ترسان!
https://telegram.me/mahakzn
💘1