blub blub
10 subscribers
117 photos
7 videos
9 files
472 links
Download Telegram
Forwarded from 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐬𝐢𝐧𝐧𝐞𝐫𝐬💘 (𝕄𝕚𝕟 𝕄𝕚𝕟 ❄️✨️)
Meow
𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐬𝐢𝐧𝐧𝐞𝐫𝐬💘
Photo
🌸・────・🎟🂱?🩰﹒⪩⪨ 🍰
Forwarded from سور؛ (سور؛)
سور؛
Photo
گیلاس، شلیک، ژنرال
Forwarded from 𝓕𝓪𝓮𝓵𝓸𝓻𝓲𝓪🦢 (Masumeh)
"One more pic?
Forwarded from 𝓕𝓪𝓮𝓵𝓸𝓻𝓲𝓪🦢 (Masumeh)
Make it 100"🎀
𝓕𝓪𝓮𝓵𝓸𝓻𝓲𝓪🦢
Make it 100"🎀
🐈・────・🌻🂱?🌞﹒⪩⪨🌅
💘1
Forwarded from MARYAM CORE💙
•Nino is the best :(💙
MARYAM CORE💙
•Nino is the best :(💙
🫆・────・💄🂱?🦕﹒⪩⪨🫐
✦⋞ اقلیم‌نامه🍃🌑

می‌گفتند باغبانی در حاشیه‌ی شهری دور، باغی دارد که هیچ نقشه‌ای راهش را نشان نمی‌دهد. باغی با درخت‌هایی که فصل نمی‌شناسند و گل‌هایی که نامشان در هیچ فرهنگ‌نامه‌ای ثبت نشده است. باغبان، هر صبح پیش از آنکه شهر بیدار شود، میان ردیف‌های خاموش باغ قدم میزد؛ برگ‌ها را لمس می‌کرد، خاک را زیرورو می‌کرد و به گیاهانی آب می‌داد که هیچ شباهتی به گیاهان معمولی نداشتند. راز باغ را فقط خودش می‌دانست. گیاهان آنجا با بذر نمی‌روییدند؛ هرکدام از احساسی جوانه می‌زدند که انسانی، جایی در زندگی‌اش از سر گذرانده بود.
دلتنگی، ریشه‌هایی داشت که همیشه راه خانه را بلد بودند. خشم، شاخه‌هایی می‌رویاند که حتی به دستِ باد هم اعتماد نداشتند. حسرت، گیاهی بود با برگ‌های رو به گذشته؛ هر صبح برگ تازه‌ای باز می‌کرد و هر شب، چیزی را به یاد می‌آورد که دیگر در فصلِ خودش نبود. ترس، زیرِ خاک رشد می‌کرد و فقط وقتی زمین ساکت می‌شد، خودش را نشان می‌داد. و عشق، تنها گیاهی بود که باغبان هیچ‌وقت جرئت هرس کردنش را نداشت؛ چون هر بار قیچی را نزدیک می‌برد، می‌فهمید بعضی ریشه‌ها از خاک گذشته‌اند و در جانِ آدمی ادامه پیدا کرده‌اند.
گاهی رهگذری وارد باغ می‌شد و از دیدن بعضی گیاهان می‌پرسید: این یکی از چه بذری درآمده؟ باغبان لبخند می‌زد و می‌گفت: بذر نیست. خاطره‌ای‌ست که بلد نشده بمیرد. او هیچ احساسی را علفِ هرز نمی‌دانست. می‌گفت باغ، قرار نیست فقط زیبا باشد؛ قرار است راست بگوید. برای همین، در باغش جایی برای کندنِ ریشه‌ها نبود. هرچه روییده بود، سهمی از خاک داشت؛ حتی اگر خار بود، حتی اگر سمی بود، حتی اگر سال‌ها طول می‌کشید تا دوباره گل بدهد. و عجیب‌تر از همه اینکه هرکس پا به باغ می‌گذاشت، دیر یا زود گیاهی را پیدا می‌کرد که انگار سال‌ها پیش، درون خودش کاشته بود.

𝄞 . واڪاو
و سوگنـد ، به تلاقـیِ نگاهـی در تاریکی ،
ㅤㅤ.به باریکه‌یِ نـوری که امیـد می‌دمید
Forwarded from روایت (Zahra (:)
-من بنده‌ی جزئیاتم هرچی بیشتر جزئیات رو ببینی برای من دوست داشتنی تری.
تاریخ آشنایی من با تو قشنگ ترین و فراموش نشدنی ترین تاریخ زندگیمه .
Forwarded from Noodle Notes (Neil)