https://t.me/catandnoodle
مردی مرموز، مغرور و طعنهزن با کت مشکی و نگاه سرد. همیشه طوری رفتار میکند که انگار هیچ چیز برایش مهم نیست، اما برای آدمهای محدودی که دوستشان دارد، حاضر است همهچیز را به خطر بیندازد. شوخیهای تلخ میکند، شبها بیدار میماند و یک راز قدیمی دارد که هیچوقت دربارهاش حرف نمیزند.
مردی مرموز، مغرور و طعنهزن با کت مشکی و نگاه سرد. همیشه طوری رفتار میکند که انگار هیچ چیز برایش مهم نیست، اما برای آدمهای محدودی که دوستشان دارد، حاضر است همهچیز را به خطر بیندازد. شوخیهای تلخ میکند، شبها بیدار میماند و یک راز قدیمی دارد که هیچوقت دربارهاش حرف نمیزند.
🍓1
https://t.me/Blueberry_Daily
دختری کوچک و آرام با موهای آبی تیره و لباسهایی به رنگ شب. عاشق کتابخانهها، باران و پنجرههای بخارگرفته است. قدرتش این است که میتواند غم آدمها را از روی صدایشان تشخیص دهد. زیاد حرف نمیزند، اما وقتی کسی ناراحت باشد، بدون اینکه چیزی بپرسد کنارش مینشیند.
دختری کوچک و آرام با موهای آبی تیره و لباسهایی به رنگ شب. عاشق کتابخانهها، باران و پنجرههای بخارگرفته است. قدرتش این است که میتواند غم آدمها را از روی صدایشان تشخیص دهد. زیاد حرف نمیزند، اما وقتی کسی ناراحت باشد، بدون اینکه چیزی بپرسد کنارش مینشیند.
🆒1
https://t.me/ayta_house
دختری پرانرژی با موهای قرمز روشن، ککومک و لباسهای گلدار. عاشق دویدن زیر باران، پیکنیک و درست کردن مرباست. خیلی زود هیجانزده میشود و برای کوچکترین اتفاقها جشن میگیرد. بزرگترین ترسش این است که یک روز دیگر نتواند از چیزهای ساده خوشحال شود.
دختری پرانرژی با موهای قرمز روشن، ککومک و لباسهای گلدار. عاشق دویدن زیر باران، پیکنیک و درست کردن مرباست. خیلی زود هیجانزده میشود و برای کوچکترین اتفاقها جشن میگیرد. بزرگترین ترسش این است که یک روز دیگر نتواند از چیزهای ساده خوشحال شود.
🆒1
https://t.me/DejaXvu0
پسری آرام با موهای روشن و چشمانی که همیشه انگار چیزی دوردست را تماشا میکنند. لباسهای ساده و روشن میپوشد و همیشه یک چراغ کوچک همراهش دارد. هرجا برود، چراغش خاموش نمیشود؛ حتی در تاریکترین مکانها. قدرتش این است که میتواند در آدمهایی که تسلیم شدهاند، یک دلیل کوچک برای ادامه دادن پیدا کند.
پسری آرام با موهای روشن و چشمانی که همیشه انگار چیزی دوردست را تماشا میکنند. لباسهای ساده و روشن میپوشد و همیشه یک چراغ کوچک همراهش دارد. هرجا برود، چراغش خاموش نمیشود؛ حتی در تاریکترین مکانها. قدرتش این است که میتواند در آدمهایی که تسلیم شدهاند، یک دلیل کوچک برای ادامه دادن پیدا کند.
💘1
https://t.me/cofexcup
موجودی عجیب و ظریف با ظاهر دختری پریمانند و بالهایی شفاف مثل بال پروانه. موهای سفید و لباس بلند خاکستری دارد. تقریباً هیچوقت حرف نمیزند و بیشتر با اشاره ارتباط برقرار میکند. میتواند خاطرات فراموششده را پیدا کند، اما هر بار که خاطرهای را به صاحبش برمیگرداند، بخشی از خاطرههای خودش محو میشود.
موجودی عجیب و ظریف با ظاهر دختری پریمانند و بالهایی شفاف مثل بال پروانه. موهای سفید و لباس بلند خاکستری دارد. تقریباً هیچوقت حرف نمیزند و بیشتر با اشاره ارتباط برقرار میکند. میتواند خاطرات فراموششده را پیدا کند، اما هر بار که خاطرهای را به صاحبش برمیگرداند، بخشی از خاطرههای خودش محو میشود.
🕊1
https://t.me/yujinnnn8
دختری سرد و باشکوه با موهای نقرهای و چشمهای آبی بسیار روشن. لباسش از پارچههای شفاف و براق ساخته شده و همیشه دستکشهای بلند میپوشد. احساساتش را بهندرت نشان میدهد و به نظر میرسد هیچچیز نمیتواند او را بشکند. اما حقیقت این است که کوچکترین بیمهری، درونش ترک ایجاد میکند؛ فقط هیچکس ترکها را نمیبیند.
دختری سرد و باشکوه با موهای نقرهای و چشمهای آبی بسیار روشن. لباسش از پارچههای شفاف و براق ساخته شده و همیشه دستکشهای بلند میپوشد. احساساتش را بهندرت نشان میدهد و به نظر میرسد هیچچیز نمیتواند او را بشکند. اما حقیقت این است که کوچکترین بیمهری، درونش ترک ایجاد میکند؛ فقط هیچکس ترکها را نمیبیند.
https://t.me/moonpianist
مردی مرموز و کمحرف که همیشه کنار یک پیانوی قدیمی دیده میشود. لباس مشکی، موهای مرتب و دستهایی کشیده و ظریف دارد. هیچوقت دربارهی گذشتهاش حرف نمیزند. هر قطعهای که بنوازد، خاطرات شنونده را بیدار میکند؛ برای همین بعضی آدمها از شنیدن موسیقی او میترسند.
مردی مرموز و کمحرف که همیشه کنار یک پیانوی قدیمی دیده میشود. لباس مشکی، موهای مرتب و دستهایی کشیده و ظریف دارد. هیچوقت دربارهی گذشتهاش حرف نمیزند. هر قطعهای که بنوازد، خاطرات شنونده را بیدار میکند؛ برای همین بعضی آدمها از شنیدن موسیقی او میترسند.
🍓1
https://t.me/colorst1
زنی میانسال با موهای خاکستری، عینک گرد و انگشتهایی پر از جای سوزن. مغازهی کوچکش همیشه بوی پارچهی قدیمی و چای دارچینی میدهد. لباسهایی میدوزد که برای هرکس دقیقاً متناسب با شخصیتش هستند. عجیبتر اینکه میتواند با دوختن لباس، بخشی از گذشتهی صاحبش را تغییر دهد؛ اما خودش هیچوقت لباس جدیدی برای خودش ندوخته است.
زنی میانسال با موهای خاکستری، عینک گرد و انگشتهایی پر از جای سوزن. مغازهی کوچکش همیشه بوی پارچهی قدیمی و چای دارچینی میدهد. لباسهایی میدوزد که برای هرکس دقیقاً متناسب با شخصیتش هستند. عجیبتر اینکه میتواند با دوختن لباس، بخشی از گذشتهی صاحبش را تغییر دهد؛ اما خودش هیچوقت لباس جدیدی برای خودش ندوخته است.
💘1
Forwarded from اُکتـبر در سیاتـِل
ازتون پست فور کنم و در سه کلمه یا ایموجی توصیفش کنم.
خط میزنم
آخرشب میزام