این عکس بیشتر روی بافت و فضای منفی کار میکنه. حجم زیاد آسمون باعث شده ابرها سوژهی اصلی بشن و قابهای تیرهی دو طرف مثل یک فریم طبیعی، نگاه رو به مرکز هدایت کنن. سیم هم با اینکه عنصر مزاحمه، بهخاطر قرار گرفتن نزدیک لبهی کادر تبدیل به یک خط بصری شده و به عکس حس شهریتری داده.
💘1
🖋 Writer's eye
“I looked up and found a whole sky
hiding between two ordinary buildings.
Maybe beauty has always been there,
just waiting for us to look up.”
“I looked up and found a whole sky
hiding between two ordinary buildings.
Maybe beauty has always been there,
just waiting for us to look up.”
💘1
خیلی خوب از کنتراست نور و فضا استفاده کردی؛ آسمان تقریباً تمام کادر رو گرفته و ابرهای سنگین، حس نزدیک شدن بارون رو منتقل میکنن. پایین کادر با ساختمانهای گرمرنگ، تضاد خوبی با آسمان سرد ساخته. قرار گرفتن خط ساختمانها در یکسوم پایین هم باعث شده عظمت آسمون بیشتر به چشم بیاد. فقط سیمها و جزئیات پشتبام کمی از تمیزی قاب کم میکنن، ولی در عوض حس واقعی و شهری عکس رو بیشتر کردن.
🆒1
🖋 Writer's eye
“The sky looked heavy that day,
like it had been carrying too much for too long.
I stood there waiting for the rain,
hoping it would take some of it away.”
“The sky looked heavy that day,
like it had been carrying too much for too long.
I stood there waiting for the rain,
hoping it would take some of it away.”
🆒1
ترکیببندی خیلی آروم و متعادله. درخت سمت چپ مثل یه قاب طبیعی عمل کرده و نگاه رو به سمت خط افق و نور غروب میبره. تضاد بین زمینِ تیره و آسمون روشن هم عمق خوبی ایجاد کرده. فضای خالی زیاد آسمون هم حس خلوت و سکوت رو بیشتر کرده.
🆒1
“The day was slowly letting go of the light.
Nothing was asking to be remembered,
and maybe that was the most beautiful part of it.”
Nothing was asking to be remembered,
and maybe that was the most beautiful part of it.”
💘1
Forwarded from اُکتـبر در سیاتـِل
به یک سبک موسیقی تشبیهتون کنم🎸
جوین باشید پامکینام