https://t.me/justFAZE
پاییزِ دزدِ خاطرات 🦊🍁
هر شب که شهر خوابش میبرد، با یک پالتوی قهوهای و کیسهای پر از برگهای خشک از خانه بیرون میزنی. خاطرات فراموششدهی آدمها را از گوشهی خیابانها جمع میکنی و بین برگها پنهانشان میکنی؛ برای همین است که بعضیها با دیدن یک برگ زرد، ناگهان دلشان برای چیزی تنگ میشود که حتی یادشان نمیآید چه بوده.
پاییزِ دزدِ خاطرات 🦊🍁
هر شب که شهر خوابش میبرد، با یک پالتوی قهوهای و کیسهای پر از برگهای خشک از خانه بیرون میزنی. خاطرات فراموششدهی آدمها را از گوشهی خیابانها جمع میکنی و بین برگها پنهانشان میکنی؛ برای همین است که بعضیها با دیدن یک برگ زرد، ناگهان دلشان برای چیزی تنگ میشود که حتی یادشان نمیآید چه بوده.
🍓1
https://t.me/libranelventooo
پاییزِ عکسهای تار — عکسهایی که کاملاً واضح نیستن، نور زرد خیابون افتاده روشون و اتفاقاً همینطوری دوستداشتنیترن.
پاییزِ عکسهای تار — عکسهایی که کاملاً واضح نیستن، نور زرد خیابون افتاده روشون و اتفاقاً همینطوری دوستداشتنیترن.
https://t.me/Arielleblue7
پاییزِ چراغهای شهر — غروب زودهنگام، مغازههای روشن، بخار نفسها و قدمزدن در خیابانی که شبها از روزها زیباتر است.
پاییزِ چراغهای شهر — غروب زودهنگام، مغازههای روشن، بخار نفسها و قدمزدن در خیابانی که شبها از روزها زیباتر است.
https://t.me/Docharll
پاییزِ بارانِ بیخبر — بدون چتر از خانه بیرون رفتی، خیس شدی و بهجای ناراحت شدن، تصمیم گرفتی مسیرت رو طولانیتر کنی.
پاییزِ بارانِ بیخبر — بدون چتر از خانه بیرون رفتی، خیس شدی و بهجای ناراحت شدن، تصمیم گرفتی مسیرت رو طولانیتر کنی.
https://t.me/hereisalu
پاییزِ کافهی خلوت — میز کنار پنجره، دفتر باز، خودکاری که مدام بین انگشتات میچرخه و قهوهای که سرد شده ولی هنوز دست نزدی.
پاییزِ کافهی خلوت — میز کنار پنجره، دفتر باز، خودکاری که مدام بین انگشتات میچرخه و قهوهای که سرد شده ولی هنوز دست نزدی.
https://t.me/xxsphiinxx
پاییزِ شال بافتنی — موهای کمی بههمریخته، دستهای سرد و شالی که بوی عطر خودت رو گرفته.
پاییزِ شال بافتنی — موهای کمی بههمریخته، دستهای سرد و شالی که بوی عطر خودت رو گرفته.
https://t.me/vedisx
پاییزِ سینمای قدیمی — صندلیهای قرمز، نور کم، صدای باران بیرون و فیلمی که انگار برای یک شب سرد ساخته شده.
پاییزِ سینمای قدیمی — صندلیهای قرمز، نور کم، صدای باران بیرون و فیلمی که انگار برای یک شب سرد ساخته شده.
https://t.me/mall_llek
پاییزِ کلبهی دورافتاده —
جایی میان جنگل، با پنجرهای رو به درختهای زرد و نارنجی؛ صدای باران روی سقف، بخاری هیزمی و یک پتوی سنگین که تمام عصر را زیرش میگذرانی. اینجا پاییز قرار نیست فقط فصل باشد؛ قرار است چند روز از دنیا فاصله بگیری و دوباره خودت را پیدا کنی.( منم تو بغلت پیدا میکنی قطعا)
پاییزِ کلبهی دورافتاده —
جایی میان جنگل، با پنجرهای رو به درختهای زرد و نارنجی؛ صدای باران روی سقف، بخاری هیزمی و یک پتوی سنگین که تمام عصر را زیرش میگذرانی. اینجا پاییز قرار نیست فقط فصل باشد؛ قرار است چند روز از دنیا فاصله بگیری و دوباره خودت را پیدا کنی.( منم تو بغلت پیدا میکنی قطعا)
https://t.me/SoldierGirlm
پاییزِ کدو و شمع — شمعهای روشن، دکورهای نارنجی، لباسهای بافت و خانهای که از بیرون هم گرم به نظر میاد.
پاییزِ کدو و شمع — شمعهای روشن، دکورهای نارنجی، لباسهای بافت و خانهای که از بیرون هم گرم به نظر میاد.
https://t.me/seIllene
پاییزِ دوچرخهسواری زیر برگها — هوای سرد روی صورتت، برگهایی که با هر رکابزدن کنار میرن و شهری که انگار رنگش عوض شده.
پاییزِ دوچرخهسواری زیر برگها — هوای سرد روی صورتت، برگهایی که با هر رکابزدن کنار میرن و شهری که انگار رنگش عوض شده.
https://t.me/squirrelmindset
پاییزِ شهر شلوغ — باران روی آسفالت، آدمهایی با چترهای رنگی، ویترینهای روشن و تو که وسط این همه شلوغی، دلت یک جای آرام میخواد.
پاییزِ شهر شلوغ — باران روی آسفالت، آدمهایی با چترهای رنگی، ویترینهای روشن و تو که وسط این همه شلوغی، دلت یک جای آرام میخواد.
https://t.me/Rozel_Diary
پاییزِ دفتر خطدار — نوشتن چیزهایی که قرار نیست هیچکس بخونه، گوشهصفحهها پر از خطخطی و تاریخهایی که کنارشان خاطرهای پنهان شده.
پاییزِ دفتر خطدار — نوشتن چیزهایی که قرار نیست هیچکس بخونه، گوشهصفحهها پر از خطخطی و تاریخهایی که کنارشان خاطرهای پنهان شده.
🍓1
https://t.me/Sr_coFFee3
پاییزِ شومینه — نور نارنجی آتش روی دیوار، صدای سوختن چوب، جورابهای ضخیم و سکوتی که اصلاً خستهکننده نیست.
پاییزِ شومینه — نور نارنجی آتش روی دیوار، صدای سوختن چوب، جورابهای ضخیم و سکوتی که اصلاً خستهکننده نیست.
🍓1
https://t.me/faeloriagrove
پاییزِ آلبوم خانوادگی — عکسهای قدیمی، آدمهایی که جوانتر بودند و خاطراتی که حتی خودت هم همهشان را به یاد نمیآوری.
پاییزِ آلبوم خانوادگی — عکسهای قدیمی، آدمهایی که جوانتر بودند و خاطراتی که حتی خودت هم همهشان را به یاد نمیآوری.
https://t.me/lindas_pretty_girls
پاییزِ صبح زود — پنجرهی نیمهباز، هوای سرد، تخت گرم و آن چند دقیقهای که هنوز تصمیم نگرفتی از زیر پتو بیرون بیایی.
پاییزِ صبح زود — پنجرهی نیمهباز، هوای سرد، تخت گرم و آن چند دقیقهای که هنوز تصمیم نگرفتی از زیر پتو بیرون بیایی.
🕊1
https://t.me/baby_roseey
پاییزِ عکاس خیابانی — دوربین روی شانه، نور کمرنگ عصر، انعکاس درختها توی چالههای آب و شکار کردن لحظههایی که هیچکس متوجهشان نیست.
پاییزِ عکاس خیابانی — دوربین روی شانه، نور کمرنگ عصر، انعکاس درختها توی چالههای آب و شکار کردن لحظههایی که هیچکس متوجهشان نیست.
🕊1
https://t.me/matinehmati
پاییزِ شکلات داغ — ماگ بزرگ، خامهی آبشده روی نوشیدنی، پتوی نرم و فیلمی که بارها دیدی ولی باز هم انتخابش میکنی.
پاییزِ شکلات داغ — ماگ بزرگ، خامهی آبشده روی نوشیدنی، پتوی نرم و فیلمی که بارها دیدی ولی باز هم انتخابش میکنی.
https://t.me/Basorexiai
پاییزِ برگهای خشک — جمعکردن قشنگترین برگهای خیابون و گذاشتنشون لای کتاب، فقط برای اینکه چند ماه بعد دوباره پیداشون کنی.
پاییزِ برگهای خشک — جمعکردن قشنگترین برگهای خیابون و گذاشتنشون لای کتاب، فقط برای اینکه چند ماه بعد دوباره پیداشون کنی.
🍓1
https://t.me/YoiJinsei
پاییزِ ایستگاه قطار — چمدان کوچک، بوی قهوه، صدای اعلام حرکت قطار و حسی که انگار قرار است چیزی در زندگیات تغییر کند.
پاییزِ ایستگاه قطار — چمدان کوچک، بوی قهوه، صدای اعلام حرکت قطار و حسی که انگار قرار است چیزی در زندگیات تغییر کند.
https://t.me/whoplw
پاییزِ یکشنبههای آرام — صبحانهی طولانی، لباس راحت اما مرتب، پنجرهی باز و هیچ برنامهای برای بیرون رفتن.
پاییزِ یکشنبههای آرام — صبحانهی طولانی، لباس راحت اما مرتب، پنجرهی باز و هیچ برنامهای برای بیرون رفتن.
https://t.me/deep_ocean_2007
پاییزِ نیمهشب — چراغ خاموش، فقط نور یک آباژور، موسیقی آرام و فکرهایی که معمولاً فقط بعد از نیمهشب جرئت میکنند سراغت بیایند.
پاییزِ نیمهشب — چراغ خاموش، فقط نور یک آباژور، موسیقی آرام و فکرهایی که معمولاً فقط بعد از نیمهشب جرئت میکنند سراغت بیایند.