blub blub
11 subscribers
118 photos
7 videos
9 files
670 links
Download Telegram
Shizuku watches tv
پ
پس لحظات زندگی‌ات این‌گونه گذشتند؟
done.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فورکنـید؛ بگم 🍁 ممنونممم کافیه
کدوم حس و حال پاییز معرف شما و چنل زیباتون میشه.
3 چنل اول جایزه دارن؛خط می‌زنم

تلاش میکنم زود بزارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://t.me/anahelchannel
پاییزِ صاحب سینمای متروکه 🎞️🕯️
سینمایی قدیمی که سال‌هاست هیچ‌کس به آن نمی‌رود، جز تو. هر شب یک فیلم روی پرده پخش می‌شود؛ اما عجیب اینجاست که فیلم، خاطرات آدم‌هایی را نشان می‌دهد که زمانی آنجا نشسته‌اند. بوی صندلی‌های مخملی، صدای باران پشت سقف و نوری که از پروژکتور روی گرد و غبار می‌افتد.
💘2
https://t.me/llcarolI
پاییزِ شهری که فقط یک فصل دارد 🏙️🍂
شهری عجیب که هیچ‌وقت زمستان نمی‌شود. همیشه اکتبر است؛ همیشه عصر است؛ همیشه برگ‌ها در حال افتادن‌اند. مغازه‌ها ساعت پنج تعطیل می‌شوند، چراغ‌های خیابان زود روشن می‌شوند و هیچ‌کس درباره‌ی این‌که چرا زمان جلو نمی‌رود سؤال نمی‌کند. فقط تویی که کم‌کم متوجه می‌شوی هر پاییز، یک خاطره‌ی تازه از زندگی‌ات ناپدید می‌شود.
https://t.me/home_me67
پاییزِ جادوگرِ محله‌ی قدیمی 🕯️🍁
خانه‌ای با پنجره‌های بلند، شیشه‌های رنگی و قفسه‌هایی پر از شیشه‌های عجیب. بوی دارچین و چوب سوخته توی هواست و هر شب، درست وقتی ساعت دوازده می‌شود، چند برگ زرد روی میزت ظاهر می‌شوند؛ انگار کسی از جنگل برایت نامه می‌فرستد.
🍓1
https://t.me/justFAZE
پاییزِ دزدِ خاطرات 🦊🍁
هر شب که شهر خوابش می‌برد، با یک پالتوی قهوه‌ای و کیسه‌ای پر از برگ‌های خشک از خانه بیرون می‌زنی. خاطرات فراموش‌شده‌ی آدم‌ها را از گوشه‌ی خیابان‌ها جمع می‌کنی و بین برگ‌ها پنهانشان می‌کنی؛ برای همین است که بعضی‌ها با دیدن یک برگ زرد، ناگهان دلشان برای چیزی تنگ می‌شود که حتی یادشان نمی‌آید چه بوده.
🍓1
https://t.me/libranelventooo
پاییزِ عکس‌های تار — عکس‌هایی که کاملاً واضح نیستن، نور زرد خیابون افتاده روشون و اتفاقاً همین‌طوری دوست‌داشتنی‌ترن.
https://t.me/Arielleblue7
پاییزِ چراغ‌های شهر — غروب زودهنگام، مغازه‌های روشن، بخار نفس‌ها و قدم‌زدن در خیابانی که شب‌ها از روزها زیباتر است.
https://t.me/Docharll
پاییزِ بارانِ بی‌خبر — بدون چتر از خانه بیرون رفتی، خیس شدی و به‌جای ناراحت شدن، تصمیم گرفتی مسیرت رو طولانی‌تر کنی.
https://t.me/hereisalu
پاییزِ کافه‌ی خلوت — میز کنار پنجره، دفتر باز، خودکاری که مدام بین انگشتات می‌چرخه و قهوه‌ای که سرد شده ولی هنوز دست نزدی.
https://t.me/xxsphiinxx
پاییزِ شال بافتنی — موهای کمی به‌هم‌ریخته، دست‌های سرد و شالی که بوی عطر خودت رو گرفته.
https://t.me/vedisx
پاییزِ سینمای قدیمی — صندلی‌های قرمز، نور کم، صدای باران بیرون و فیلمی که انگار برای یک شب سرد ساخته شده.
https://t.me/mall_llek
پاییزِ کلبه‌ی دورافتاده —
جایی میان جنگل، با پنجره‌ای رو به درخت‌های زرد و نارنجی؛ صدای باران روی سقف، بخاری هیزمی و یک پتوی سنگین که تمام عصر را زیرش می‌گذرانی. اینجا پاییز قرار نیست فقط فصل باشد؛ قرار است چند روز از دنیا فاصله بگیری و دوباره خودت را پیدا کنی.( منم تو بغلت پیدا میکنی قطعا)
https://t.me/SoldierGirlm
پاییزِ کدو و شمع — شمع‌های روشن، دکورهای نارنجی، لباس‌های بافت و خانه‌ای که از بیرون هم گرم به نظر میاد.
https://t.me/seIllene
پاییزِ دوچرخه‌سواری زیر برگ‌ها — هوای سرد روی صورتت، برگ‌هایی که با هر رکاب‌زدن کنار میرن و شهری که انگار رنگش عوض شده.
https://t.me/squirrelmindset
پاییزِ شهر شلوغ — باران روی آسفالت، آدم‌هایی با چترهای رنگی، ویترین‌های روشن و تو که وسط این همه شلوغی، دلت یک جای آرام می‌خواد.
https://t.me/Rozel_Diary
پاییزِ دفتر خط‌دار — نوشتن چیزهایی که قرار نیست هیچ‌کس بخونه، گوشه‌صفحه‌ها پر از خط‌خطی و تاریخ‌هایی که کنارشان خاطره‌ای پنهان شده.
🍓1
https://t.me/Sr_coFFee3
پاییزِ شومینه — نور نارنجی آتش روی دیوار، صدای سوختن چوب، جوراب‌های ضخیم و سکوتی که اصلاً خسته‌کننده نیست.
🍓1