https://t.me/halfdreamhalfreal
🗂 CASE FILE #014
جرم: سرقت آثار باستانی
انگیزه: وسواس نسبت به چیزهایی که قرنها قدمت دارند و اعتقاد به اینکه بعضی آثار نباید در اختیار هر کسی باشند. متهم ظاهراً بهجای ارزش مالی، شیفتهی داستان و هویتی است که پشت هر اثر پنهان شده.
لقب: The Collector — کلکسیونر
میزان خطرناک بودن: 7.4/10
شرح پرونده:
متهم فردی خلاق، خیالپرداز و بهشدت درگیر جهانهای داستانی توصیف شده طبق شواهد، سرقتها تصادفی نبودهاند؛ هر چیزی که انتخاب شده، بخشی از یک مجموعهی شخصی و نامعلوم بوده است.
نظر بازپرس:
«پول برایش مهم نیست. اگر چیزی را بدزدد، احتمالاً چون داستانی پشت آن وجود دارد که هیچکس جز خودش ارزشش را نفهمیده.»
🗂 CASE FILE #014
جرم: سرقت آثار باستانی
انگیزه: وسواس نسبت به چیزهایی که قرنها قدمت دارند و اعتقاد به اینکه بعضی آثار نباید در اختیار هر کسی باشند. متهم ظاهراً بهجای ارزش مالی، شیفتهی داستان و هویتی است که پشت هر اثر پنهان شده.
لقب: The Collector — کلکسیونر
میزان خطرناک بودن: 7.4/10
شرح پرونده:
متهم فردی خلاق، خیالپرداز و بهشدت درگیر جهانهای داستانی توصیف شده طبق شواهد، سرقتها تصادفی نبودهاند؛ هر چیزی که انتخاب شده، بخشی از یک مجموعهی شخصی و نامعلوم بوده است.
نظر بازپرس:
«پول برایش مهم نیست. اگر چیزی را بدزدد، احتمالاً چون داستانی پشت آن وجود دارد که هیچکس جز خودش ارزشش را نفهمیده.»
Telegram
پرسفونِ پیکارگر
Persephone has been here for centuries.
Certified citizen of Paracosm
Me?
An ordinary ENFP(4w3)
22
6/14
Kdramer
Amateur artist
✨🐾🎨🎹🍕🩺
Certified citizen of Paracosm
Me?
An ordinary ENFP(4w3)
22
6/14
Kdramer
Amateur artist
✨🐾🎨🎹🍕🩺
https://t.me/thewayofasma
🗂 CASE FILE #015
جرم: قتل با مسمومیت تدریجی
انگیزه: حذف قربانی بدون ایجاد درگیری مستقیم؛ متهم ظاهراً نمیخواسته کسی به مرگ مشکوک شود و همهچیز را شبیه یک مرگ طبیعی طراحی کرده بود.
لقب: The Poisoner — مسمومکننده
میزان خطرناک بودن: 8.6/10
شرح پرونده:
مرگ قربانی در ابتدا طبیعی تشخیص داده شد و هیچ نشانهی واضحی از خشونت روی بدن وجود نداشت. پرونده زمانی تغییر کرد که در جریان کالبدشکافی، آسیب غیرعادی در اندامهای داخلی مشاهده شد. آزمایشهای سمشناسی وجود مادهای را تأیید کرد که مقدار آن بهتنهایی کشنده نبود، اما با مصرف مداوم در بدن تجمع پیدا کرده بود. بررسیهای بعدی نشان داد قربانی هفتهها پیش از مرگ، بدون اطلاع خودش در معرض ماده قرار داشته است.
نظر بازپرس:
«قاتل روی این حساب کرده بود که جسد حرف نمیزند. اشتباه او این بود که بدن، حتی بعد از مرگ هم شواهد را نگه میدارد.»
🗂 CASE FILE #015
جرم: قتل با مسمومیت تدریجی
انگیزه: حذف قربانی بدون ایجاد درگیری مستقیم؛ متهم ظاهراً نمیخواسته کسی به مرگ مشکوک شود و همهچیز را شبیه یک مرگ طبیعی طراحی کرده بود.
لقب: The Poisoner — مسمومکننده
میزان خطرناک بودن: 8.6/10
شرح پرونده:
مرگ قربانی در ابتدا طبیعی تشخیص داده شد و هیچ نشانهی واضحی از خشونت روی بدن وجود نداشت. پرونده زمانی تغییر کرد که در جریان کالبدشکافی، آسیب غیرعادی در اندامهای داخلی مشاهده شد. آزمایشهای سمشناسی وجود مادهای را تأیید کرد که مقدار آن بهتنهایی کشنده نبود، اما با مصرف مداوم در بدن تجمع پیدا کرده بود. بررسیهای بعدی نشان داد قربانی هفتهها پیش از مرگ، بدون اطلاع خودش در معرض ماده قرار داشته است.
نظر بازپرس:
«قاتل روی این حساب کرده بود که جسد حرف نمیزند. اشتباه او این بود که بدن، حتی بعد از مرگ هم شواهد را نگه میدارد.»
https://t.me/Tonichannel14
🗂 CASE FILE #016
جرم: سرقت از یک کلکسیون خصوصی
انگیزه: متهم به دنبال یک شیء مشخص بوده که ارزش مالی چندانی نداشته، اما اطلاعاتی دربارهی گذشتهی صاحبش در آن وجود داشته. سرقت از ابتدا با هدف پیدا کردن همان یک مورد انجام شده است.
لقب: The Insider — نفوذی
میزان خطرناک بودن: 7.2/10
شرح پرونده:
متهم در نگاه اول فردی کاملاً معمولی و بیخطر به نظر میرسد. هیچ نشانهای از رفتار خشن یا تمایل به درگیری در سوابق او دیده نمیشود. با این حال، تحقیقات نشان داد متهم قبل از ارتکاب جرم، مدت زیادی رفتار قربانی و محل نگهداری اموالش را زیر نظر داشته و بدون ایجاد کوچکترین سوءظن، اطلاعات لازم را جمعآوری کرده است. او دقیقاً میدانسته چه چیزی را میخواهد و مهمتر از آن، چه چیزهایی را نباید لمس کند.
نظر بازپرس:
«این پرونده با زور حل نشد؛ با اعتماد حل شد. و همین قسمت، بیشتر از خود سرقت نگرانکننده است.»
🗂 CASE FILE #016
جرم: سرقت از یک کلکسیون خصوصی
انگیزه: متهم به دنبال یک شیء مشخص بوده که ارزش مالی چندانی نداشته، اما اطلاعاتی دربارهی گذشتهی صاحبش در آن وجود داشته. سرقت از ابتدا با هدف پیدا کردن همان یک مورد انجام شده است.
لقب: The Insider — نفوذی
میزان خطرناک بودن: 7.2/10
شرح پرونده:
متهم در نگاه اول فردی کاملاً معمولی و بیخطر به نظر میرسد. هیچ نشانهای از رفتار خشن یا تمایل به درگیری در سوابق او دیده نمیشود. با این حال، تحقیقات نشان داد متهم قبل از ارتکاب جرم، مدت زیادی رفتار قربانی و محل نگهداری اموالش را زیر نظر داشته و بدون ایجاد کوچکترین سوءظن، اطلاعات لازم را جمعآوری کرده است. او دقیقاً میدانسته چه چیزی را میخواهد و مهمتر از آن، چه چیزهایی را نباید لمس کند.
نظر بازپرس:
«این پرونده با زور حل نشد؛ با اعتماد حل شد. و همین قسمت، بیشتر از خود سرقت نگرانکننده است.»
Telegram
Toni
Music Connecting People's 🎶
.
.
.
https://t.me/HarfChatBot?start=cf90560fb598
.
.
.
https://t.me/HarfChatBot?start=cf90560fb598
https://t.me/rx4664
🗂 CASE FILE #017
جرم: فرار از بازداشت و فراری دادن یک مظنون
انگیزه: متهم علاقهای به درگیر شدن مستقیم با قانون ندارد؛ اما وقتی پای آزادی خودش یا فردی که برایش اهمیت دارد وسط باشد، حاضر است تمام برنامهی از قبل تعیینشده را بههم بزند.
لقب: The Escapee — فراری
میزان خطرناک بودن: 7.1/10
شرح پرونده:
متهم هویتی نامشخص دارد و ارتباطات خود را تا حد زیادی ناشناس نگه میدارد. شواهد موجود نشان میدهد فردی بسیار خیالپرداز و غیرقابلپیشبینی است که ترجیح میدهد از حاشیهی ماجراها فعالیت کند. نبود اطلاعات مستقیم دربارهی زندگی واقعی او، تشخیص اینکه چه زمانی جدی است و چه زمانی صرفاً نقش بازی میکند را دشوار کرده است.
نظر بازپرس:
«ما فقط یک چیز را با اطمینان میدانیم: اگر درِ خروجی باز باشد، این مظنون تا قبل از اینکه متوجه شویم، ناپدید شده است.»
🗂 CASE FILE #017
جرم: فرار از بازداشت و فراری دادن یک مظنون
انگیزه: متهم علاقهای به درگیر شدن مستقیم با قانون ندارد؛ اما وقتی پای آزادی خودش یا فردی که برایش اهمیت دارد وسط باشد، حاضر است تمام برنامهی از قبل تعیینشده را بههم بزند.
لقب: The Escapee — فراری
میزان خطرناک بودن: 7.1/10
شرح پرونده:
متهم هویتی نامشخص دارد و ارتباطات خود را تا حد زیادی ناشناس نگه میدارد. شواهد موجود نشان میدهد فردی بسیار خیالپرداز و غیرقابلپیشبینی است که ترجیح میدهد از حاشیهی ماجراها فعالیت کند. نبود اطلاعات مستقیم دربارهی زندگی واقعی او، تشخیص اینکه چه زمانی جدی است و چه زمانی صرفاً نقش بازی میکند را دشوار کرده است.
نظر بازپرس:
«ما فقط یک چیز را با اطمینان میدانیم: اگر درِ خروجی باز باشد، این مظنون تا قبل از اینکه متوجه شویم، ناپدید شده است.»
Telegram
تَلاٌلو🌱
شعر می گویم ولی معشوقه ای در کار نیست
آری ، من دیوانه ام
دیوانه بودن عار نیست ..
https://t.me/+EgjMzvAiH8diYWY8
پرایوت..
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8304291330
ناشناس...
آری ، من دیوانه ام
دیوانه بودن عار نیست ..
https://t.me/+EgjMzvAiH8diYWY8
پرایوت..
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8304291330
ناشناس...
🗂 CASE FILE #018
جرم: تخریب عمدی صحنهی جرم و ممانعت از تحقیقات
انگیزه: متهم نمیخواسته کسی حقیقت یک حادثه را بفهمد؛ هدف اصلیاش پوشاندن ردپای شخص دیگری بوده، نه نجات خودش.
لقب: The Cleaner — پاککننده
میزان خطرناک بودن: 8.2/10
شرح پرونده:
پس از وقوع یک حادثه، مأموران با صحنهای مواجه شدند که بیش از حد مرتب و کنترلشده به نظر میرسید. چند مدرک مهم جابهجا شده بود، دوربینهای محدوده در بازهای کوتاه از کار افتاده بودند و هیچچیز بهطور واضح نشان نمیداد چه اتفاقی افتاده است. بررسی دقیقتر مشخص کرد کسی قبل از رسیدن پلیس، آگاهانه صحنه را تغییر داده است. متهم هیچ ارتباط مستقیمی با جرم اصلی نداشت؛ اما میدانست چه چیزی باید ناپدید شود.
نظر بازپرس:
«کسی که صحنهی جرم را پاک میکند، معمولاً بیشتر از قاتل میداند.»
https://t.me/AdiNocturne
جرم: تخریب عمدی صحنهی جرم و ممانعت از تحقیقات
انگیزه: متهم نمیخواسته کسی حقیقت یک حادثه را بفهمد؛ هدف اصلیاش پوشاندن ردپای شخص دیگری بوده، نه نجات خودش.
لقب: The Cleaner — پاککننده
میزان خطرناک بودن: 8.2/10
شرح پرونده:
پس از وقوع یک حادثه، مأموران با صحنهای مواجه شدند که بیش از حد مرتب و کنترلشده به نظر میرسید. چند مدرک مهم جابهجا شده بود، دوربینهای محدوده در بازهای کوتاه از کار افتاده بودند و هیچچیز بهطور واضح نشان نمیداد چه اتفاقی افتاده است. بررسی دقیقتر مشخص کرد کسی قبل از رسیدن پلیس، آگاهانه صحنه را تغییر داده است. متهم هیچ ارتباط مستقیمی با جرم اصلی نداشت؛ اما میدانست چه چیزی باید ناپدید شود.
نظر بازپرس:
«کسی که صحنهی جرم را پاک میکند، معمولاً بیشتر از قاتل میداند.»
https://t.me/AdiNocturne
Telegram
Adi Nocturne
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1364659604
فکری که پنهانش میکنی:
اینکه شاید بیشتر از چیزی که نشون میدی، دنبال جایی هستی که واقعاً بهش تعلق داشته باشی.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز چیزی یا کسی که بهش وابسته شدی، دیگه اون حس امن قبلی رو بهت نده.
رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو دوست داره ناشناخته بمونه؛ نه از سر بیاعتمادی، بلکه چون فکر میکنی اگر واقعاً شناخته بشی، بخشی از جادوی تو از بین میره.
و آخرش:
««حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این مدت دنبال جایی برای تعلق بودی، در حالی که خودت تبدیل به جایی شدی که دیگران در آن گم میشوند.»»
https://t.me/moersa
اینکه شاید بیشتر از چیزی که نشون میدی، دنبال جایی هستی که واقعاً بهش تعلق داشته باشی.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز چیزی یا کسی که بهش وابسته شدی، دیگه اون حس امن قبلی رو بهت نده.
رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو دوست داره ناشناخته بمونه؛ نه از سر بیاعتمادی، بلکه چون فکر میکنی اگر واقعاً شناخته بشی، بخشی از جادوی تو از بین میره.
و آخرش:
««حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این مدت دنبال جایی برای تعلق بودی، در حالی که خودت تبدیل به جایی شدی که دیگران در آن گم میشوند.»»
https://t.me/moersa
Telegram
❝ 𝐀𝐦𝐚𝐥𝐭𝐡𝐞𝐚 ❞
𝘮𝘰𝘰𝘯-𝘦𝘺𝘦𝘥,
𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘤𝘢𝘭𝘭 𝘮𝘦 𝘔𝘰𝘰𝘯𝘺.
-[۰✮⋆. @Tristamoony .⋆✮۰]-
𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘤𝘢𝘭𝘭 𝘮𝘦 𝘔𝘰𝘰𝘯𝘺.
-[۰✮⋆. @Tristamoony .⋆✮۰]-
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
شاید نوشتن فقط راهی برای بیان احساساتت نیست؛ راهیه برای اینکه بفهمی واقعاً چه چیزی درونت میگذره.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز بفهمی بعضی چیزهایی که باهاشون خودت رو تسکین دادی، در واقع بیشتر زخمت کردن.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو به تاریکیای که ازش مینویسه وابستهست؛ چون بدون اون، شاید ندونه خودش دقیقاً کیه.
و آخرش:
««حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید همیشه نمینویسی تا خوب بشی؛ گاهی مینویسی تا چیزی درونت را زنده نگه داری.»»
شاید نوشتن فقط راهی برای بیان احساساتت نیست؛ راهیه برای اینکه بفهمی واقعاً چه چیزی درونت میگذره.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز بفهمی بعضی چیزهایی که باهاشون خودت رو تسکین دادی، در واقع بیشتر زخمت کردن.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو به تاریکیای که ازش مینویسه وابستهست؛ چون بدون اون، شاید ندونه خودش دقیقاً کیه.
و آخرش:
««حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید همیشه نمینویسی تا خوب بشی؛ گاهی مینویسی تا چیزی درونت را زنده نگه داری.»»
Telegram
' R̶a̶i̶n̶y̶S̶o̶u̶l̶s̶
` サイケデリック
The Thing About Writing Is, I Can’t Tell If It’s Healing or Destroying
MailBox; @WhenTheRainsCame_Bot
PlayList; @WhenTheRainsCame
http://t.me/HidenChat_Bot?start=845440820
The Thing About Writing Is, I Can’t Tell If It’s Healing or Destroying
MailBox; @WhenTheRainsCame_Bot
PlayList; @WhenTheRainsCame
http://t.me/HidenChat_Bot?start=845440820
❤🔥1
https://t.me/lightinmidnight
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«کاش یکبار زندگی دقیقاً همانطور که میخواهم، ساده و آرام پیش برود.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه آن حسِ خانه و تعلقی که دنبالش میگردی، هیچوقت واقعاً پیدا نشود.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
تو بیشتر از آدمها، دلت برای جزئیاتِ زندگیای تنگ میشود که هنوز تجربه نکردهای.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این نوستالژیها دلتنگی برای گذشته نباشند؛ شاید دلتنگِ آیندهای هستی که هنوز نرسیده.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«کاش یکبار زندگی دقیقاً همانطور که میخواهم، ساده و آرام پیش برود.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه آن حسِ خانه و تعلقی که دنبالش میگردی، هیچوقت واقعاً پیدا نشود.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
تو بیشتر از آدمها، دلت برای جزئیاتِ زندگیای تنگ میشود که هنوز تجربه نکردهای.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این نوستالژیها دلتنگی برای گذشته نباشند؛ شاید دلتنگِ آیندهای هستی که هنوز نرسیده.»
Telegram
Light-in-Midnight
さ.よ.う.な.ら
اگر زیادی به نظر میرسم، شاید فقط عمیقم.
حرفی بود، من اینجام:
@LightInMidnight_bot
اگر زیادی به نظر میرسم، شاید فقط عمیقم.
حرفی بود، من اینجام:
@LightInMidnight_bot
https://t.me/MadJester_Said
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
شاید خودت هم ندونی دقیقاً داری با زندگیت کجا میری.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یه روز بفهمی انتخابهات تو رو به جایی رسوندن که نمیخواستی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این بیخیالی، بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیر خودتی.
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
شاید خودت هم ندونی دقیقاً داری با زندگیت کجا میری.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یه روز بفهمی انتخابهات تو رو به جایی رسوندن که نمیخواستی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این بیخیالی، بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیر خودتی.
حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید مشکل این نیست که نمیدونی چی میخوای؛ شاید میترسی بفهمی واقعاً چی میخوای.
https://t.me/ganakmino
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«شاید هیچچیز قرار نیست واقعاً تغییر کنه.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه هیچوقت کسی واقعاً شبیه تو نباشه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی
هنوز چیزی هست که نمیخوای از دستش بدی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از نابودی نمیترسی؛ از این میترسی که چیزی برای نجات دادن باقی نمونده باشه.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«شاید هیچچیز قرار نیست واقعاً تغییر کنه.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه هیچوقت کسی واقعاً شبیه تو نباشه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی
هنوز چیزی هست که نمیخوای از دستش بدی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از نابودی نمیترسی؛ از این میترسی که چیزی برای نجات دادن باقی نمونده باشه.»
Telegram
گناکمینو
«گناک مینو» به معنای نیروی تباهکننده یا روحِ اهریمنی
t.me/HidenChat_Bot?start=1057533944
t.me/HidenChat_Bot?start=1057533944
🐳1
فکری که پنهانش میکنی:
شاید داری بیشتر از چیزی که اعتراف میکنی، دنبال یک دلیل برای ادامهدادنی.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز آن امید کوچکی که هنوز نگهش داشتی، واقعاً خاموش شود.
رازی که پنهانش میکنی:
شاید تمام این آشفتگی، فقط راهی برای فرار از چیزی باشد که هنوز جرئت نکردی مستقیم به آن نگاه کنی.
و حقیقتی که از خودت فرار میکنی:
««شاید خستهای از دویدن؛ فقط هنوز نمیدانی اگر بایستی، چه چیزی به تو میرسد.»»
https://t.me/IceMoon
شاید داری بیشتر از چیزی که اعتراف میکنی، دنبال یک دلیل برای ادامهدادنی.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز آن امید کوچکی که هنوز نگهش داشتی، واقعاً خاموش شود.
رازی که پنهانش میکنی:
شاید تمام این آشفتگی، فقط راهی برای فرار از چیزی باشد که هنوز جرئت نکردی مستقیم به آن نگاه کنی.
و حقیقتی که از خودت فرار میکنی:
««شاید خستهای از دویدن؛ فقط هنوز نمیدانی اگر بایستی، چه چیزی به تو میرسد.»»
https://t.me/IceMoon
Telegram
چرکنویس
باید در این آشفتگی چشم دوخت؛
با این امید گاه شعلهور و گاه خاموش
.
.
گفت طوری میدوه که انگار زندگی دنبالش کرده
حرفی اگر هست: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1245813329
با این امید گاه شعلهور و گاه خاموش
.
.
گفت طوری میدوه که انگار زندگی دنبالش کرده
حرفی اگر هست: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1245813329
https://t.me/+Gx0n6JjrbfNkMWJk
فکری که پنهانش میکنی:
اینکه پشت این همه بیخیالی، ذهنت خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیره.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز مجبور بشی خودِ واقعیت رو بدون هیچ شوخی و نقابی نشون بدی.
رازی که پنهانش میکنی:
شاید این «هیچ» گفتنها، بیشتر از اینکه بیمعنی باشن، راهی برای فرار از معنیدادن به چیزهاییه که برات مهمن.
و حقیقتی که از خودت فرار میکنی:
««شاید وانمود میکنی هیچ چیز برات جدی نیست، چون اگر چیزی واقعاً مهم بشه، دیگه نمیتونی بهش بخندی.»»
فکری که پنهانش میکنی:
اینکه پشت این همه بیخیالی، ذهنت خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیره.
ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یک روز مجبور بشی خودِ واقعیت رو بدون هیچ شوخی و نقابی نشون بدی.
رازی که پنهانش میکنی:
شاید این «هیچ» گفتنها، بیشتر از اینکه بیمعنی باشن، راهی برای فرار از معنیدادن به چیزهاییه که برات مهمن.
و حقیقتی که از خودت فرار میکنی:
««شاید وانمود میکنی هیچ چیز برات جدی نیست، چون اگر چیزی واقعاً مهم بشه، دیگه نمیتونی بهش بخندی.»»
Telegram
هیچ به معنی واقعی
رندوم ترین نوشته های ممکن از متفاوت ترین بشر کره زمین
.....
http://t.me/HidenChat_Bot?start=75755219
این لینکم باشه شاید روزی لازم شد 😂😁
.....
http://t.me/HidenChat_Bot?start=75755219
این لینکم باشه شاید روزی لازم شد 😂😁
https://t.me/summerversionn
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«نکنه چیزی که فکر میکنم خودِ واقعیمه، فقط یه نسخهی ساختهشده از منه؟»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه چیزی رو عمیقاً دوست داشته باشی و آخرش فقط خاطرهای ازش برات بمونه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
شاید بیشتر از آزادی، دنبال کسی هستی که کنارش مجبور نباشی برای «خودت بودن» نقشی بازی کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این مدت دنبال پیدا کردن خودت بودی، بدون اینکه بفهمی بخشی از تو هنوز منتظر کسیه که واقعاً ببینتش.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«نکنه چیزی که فکر میکنم خودِ واقعیمه، فقط یه نسخهی ساختهشده از منه؟»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه چیزی رو عمیقاً دوست داشته باشی و آخرش فقط خاطرهای ازش برات بمونه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
شاید بیشتر از آزادی، دنبال کسی هستی که کنارش مجبور نباشی برای «خودت بودن» نقشی بازی کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید تمام این مدت دنبال پیدا کردن خودت بودی، بدون اینکه بفهمی بخشی از تو هنوز منتظر کسیه که واقعاً ببینتش.»
Telegram
𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗁𝗂𝗅𝖽⊹ ׅ ࣪
-𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘶𝘯 𝘪𝘯 𝘸𝘪𝘯𝘵𝘦𝘳𝘴
@Summerchilddbot
@Summerchilddbot
https://t.me/Niebllaa25z
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«نکنه هیچکس واقعاً نتونه منو همونطور که هستم دوست داشته باشه؟»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه دوباره به کسی اعتماد کنی و آخرش مجبور شی خودت رو از نو جمع کنی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بیشتر از اینکه از تنهایی بترسی، از این میترسی که کنار کسی باشی و باز هم احساس تنهایی کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از دوست داشتن نمیترسی؛ از این میترسی که یکبار دیگر تمام خودت را بدهی و چیزی از تو باقی نماند.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«نکنه هیچکس واقعاً نتونه منو همونطور که هستم دوست داشته باشه؟»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه دوباره به کسی اعتماد کنی و آخرش مجبور شی خودت رو از نو جمع کنی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بیشتر از اینکه از تنهایی بترسی، از این میترسی که کنار کسی باشی و باز هم احساس تنهایی کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از دوست داشتن نمیترسی؛ از این میترسی که یکبار دیگر تمام خودت را بدهی و چیزی از تو باقی نماند.»
https://t.me/impalalovers
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«اگه توضیحش بدم، شاید هیچکس نفهمه؛ پس ترجیح میدم سکوت کنم.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه به کسی وفادار بمونی که آخرش همون وفاداری رو علیه خودت استفاده کنه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این خشونت و بیخیالی، وابستگی خیلی عمیقی داری؛ وقتی کسی واقعاً برات مهم بشه، از دست دادنش میتونه تمام تعادلت رو بههم بزنه.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از دوست داشتن نمیترسی؛ از این میترسی که یک نفر آنقدر برایت مهم شود که دیگر نتوانی بیتفاوت از دست دادنش را تحمل کنی.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«اگه توضیحش بدم، شاید هیچکس نفهمه؛ پس ترجیح میدم سکوت کنم.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه به کسی وفادار بمونی که آخرش همون وفاداری رو علیه خودت استفاده کنه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این خشونت و بیخیالی، وابستگی خیلی عمیقی داری؛ وقتی کسی واقعاً برات مهم بشه، از دست دادنش میتونه تمام تعادلت رو بههم بزنه.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از دوست داشتن نمیترسی؛ از این میترسی که یک نفر آنقدر برایت مهم شود که دیگر نتوانی بیتفاوت از دست دادنش را تحمل کنی.»
Telegram
¹³ 浪子 𝐋 𝖺𝗇𝖼𝖾 .ᐟ 𓂃
│ 𝖤𝖭𝖳𝖯 𝗆𝖺𝗇 -၊| 𝖾𝗇𝗂𝗀𝗆𝖺 𝗆𝖺𝗒𝖻𝖾?
ᵎᵎ𝖣𝖬 :t.me/Lancexiiibot
ᵎᵎ𝖣𝖬 :t.me/Lancexiiibot
https://t.me/Porosha9407
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«اگه زیادی بهش فکر نکنم، شاید واقعاً مهم نباشه.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یه روز چیزی که برات مهمه، دیگه برات مهم نباشه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این همه شوخی و بیخیالی، خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیر میشی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو بیتفاوت نیستی؛ فقط یاد گرفتی طوری رفتار کنی که انگار هستی.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«اگه زیادی بهش فکر نکنم، شاید واقعاً مهم نباشه.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه یه روز چیزی که برات مهمه، دیگه برات مهم نباشه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این همه شوخی و بیخیالی، خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی درگیر میشی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو بیتفاوت نیستی؛ فقط یاد گرفتی طوری رفتار کنی که انگار هستی.»
Telegram
بیصدا ترین دونه برف.
Silver town.
Mailbox--> @Gloamingbot
Playlist--> @Evnlist
Mailbox--> @Gloamingbot
Playlist--> @Evnlist
https://t.me/some_RAND0M_guy
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«شاید باید یه جای دیگه باشم.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
«نکنه یه روز همهچی تکراری بشه.»
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
«بیشتر از چیزی که نشون میدی، دنبال یه اتفاق تازهای.»
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از تنهایی نمیترسی؛ از معمولی شدن میترسی.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
«شاید باید یه جای دیگه باشم.»
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
«نکنه یه روز همهچی تکراری بشه.»
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
«بیشتر از چیزی که نشون میدی، دنبال یه اتفاق تازهای.»
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: تو از تنهایی نمیترسی؛ از معمولی شدن میترسی.»
Telegram
someRANDOMguy
you're on your own.
@TheMessengerRAVEN_bot
@TheMessengerRAVEN_bot
☃1
https://t.me/WineIllusions
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
اینکه ذهنت هیچوقت واقعاً ساکت نمیشود.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه چیزی را آنقدر از درون تحلیل کنی که دیگر نتوانی ساده دوستش داشته باشی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو به همین آشفتگی عادت کرده؛ انگار اگر آرام شوی، نمیدانی با خودت چه کار کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید بیشتر از آرامش، به چیزی احتیاج داری که آشفتگیات را بفهمد.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
اینکه ذهنت هیچوقت واقعاً ساکت نمیشود.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه چیزی را آنقدر از درون تحلیل کنی که دیگر نتوانی ساده دوستش داشته باشی.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بخشی از تو به همین آشفتگی عادت کرده؛ انگار اگر آرام شوی، نمیدانی با خودت چه کار کنی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید بیشتر از آرامش، به چیزی احتیاج داری که آشفتگیات را بفهمد.»
Telegram
توهماتِ یک شرابِ صدساله؛
به افکار مشوش یک شرابِ صد ساله خوش آمدهاید؛
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5238632358
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5238632358
👏1
https://t.me/joghbache
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
اینکه همیشه دلت میخواد یه جای کوچیک داشته باشی که فقط مال خودت باشه.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه کسی وارد اون جای امن بشه و آرامشت رو بههم بزنه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این لحن بیخیال و بازیگوش، خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی حساس میشی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید این «لونه» فقط جایی نیست که از دنیا بهش پناه میبری؛ جاییه که خودِ واقعیت رو قایم کردی.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
اینکه همیشه دلت میخواد یه جای کوچیک داشته باشی که فقط مال خودت باشه.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه کسی وارد اون جای امن بشه و آرامشت رو بههم بزنه.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
پشت این لحن بیخیال و بازیگوش، خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی حساس میشی.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید این «لونه» فقط جایی نیست که از دنیا بهش پناه میبری؛ جاییه که خودِ واقعیت رو قایم کردی.»
Telegram
جُغبچه
مثل همیشه یه لونه
@Parendebot (نترس آیدی رو نمیبینم)
@Parendebot (نترس آیدی رو نمیبینم)
https://t.me/homeAnneShirley
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
شاید هیچجا واقعاً حس تعلق نداشته باشی.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه اگر زیادی به کسی نزدیک شوی، دوباره مجبور شوی از او فاصله بگیری.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بیشتر از اینکه از آدمها بدت بیاید، از این میترسی که هیچکس واقعاً تو را نفهمد.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید اینهمه فرار از جماعت، در اصل فرار از تنهاییای باشد که بین آنها حس میکنی.»
🕳 فکری که پنهانش میکنی:
شاید هیچجا واقعاً حس تعلق نداشته باشی.
🕳 ترسی که پنهانش میکنی:
اینکه اگر زیادی به کسی نزدیک شوی، دوباره مجبور شوی از او فاصله بگیری.
🕳 رازی که پنهانش میکنی:
بیشتر از اینکه از آدمها بدت بیاید، از این میترسی که هیچکس واقعاً تو را نفهمد.
«حقیقتی که از خودت فرار میکنی: شاید اینهمه فرار از جماعت، در اصل فرار از تنهاییای باشد که بین آنها حس میکنی.»