🚨مطلب ارسالي:🚨
سلام توضیحیه برای این مقاله :
خوشبختانه یا متاسفانه ما مردم یاد گرفتیم که استدلالات خودمون رو به همه مسایل بسط میدیم و نظریات گوناگون دیگه رو کلا میخوایم حذف کنیم . حوصله چندانی نیست . فقط ذکر چند تکته برای دوستان که این مقاله رو خوندند . ولی چه بهتر بود نویسنده این مقالات خودشونو در نعرض چالش قرار میدادند .
چند سوال کوتاه و بدون پاسخ برای مقاله درج شده فوق که ای کاش نویسنده توضیحی برای آن میدادند .
1- توضیح نویسنده برای علل ساخت هواکش بسیار منطقی است ولی دوست عزیز ، شمای که کار کردید و مشرف به این مسله هستید: نمونه مکانهای وجود دارند که غار و حفره های چندان بزرگی نیستند و یا در دل شکفت ساخته شده اند و دارای بار میباشند .دلیلی برای ساختن کانال هواکش برای انها وجود ندارد باتوجه به استدلالات شما ولی از زیر اتاق های این مقبره ها تا بالای کوه هواکشهای وجود دارد . ( باسند و عکس قابل ارایه هستند ) .
2- مطمنا کسانی که دستور ساخت این مقبره ها را میدادند و اینقدر برای مردگان اهمیت قایل بودند که خود شما نیز بهتر میدانید ( اقای نویسنده ) غیر قابل قبول بوده براشون که یک مقبره و یا ارامگاه دوده زده و کثیف از معماران خود تحویل بگیرند و خیلی ساده تر بگم خود شما هم داخل خونه شیک و مدرن ولی دوده زده و کثیف حاضر به سکنا نیستید داداش گلم . پس این دوده ها نشان دهنده تشکیل شدن در زمانهای بسیار زیاد و بعد از مراسم تدفین بوده است .
3- شما با مسله نحوه تخلیه هوا و پلمب این مقبره ها اشاره نموده اید ولی اخرین نکته رو دقت نکردید دوست عزیز. یکی از راههای پلمب کردن مقبره ها اتفاقا و اتفاقا استفاده از عناصر فلزی بغییر از طلا بوده که با توجه به کارشناسی های انجام شده در اکثر مقبره ها و تطبیق انجام شده با نسخ اصلی ، اشاره مستقیم به استفاده نقره و سه جوش در این مقبره ها شده است . استفاده از نقره بخاطر اکسید شدن ان یکی از راههای تخلیه هوا و اکسید حاصل شده از فرایند فرسایش ان در طی زمان ، یکی از علل اصلی محافظت از فرد متوفی بوده است .( نمیگم مومیایی که تازه داستان سازان قیور شروع میکنند😜). بله طلا به خودی خود اکسید نمیشود و گازی ندارد ولی نقره چی ؟ ویا مسی که در ساخت سه جوش یا هفت جوش استفاده میشده چی ؟ پس باز کردن پلمب مطمنا" شخص عامل را تهدید خواهد کرد .با توجه به دانایی شما توقع این میرود که فرمول شیمایی ترکیب نقره و مس با اکسیژن در مجاورت هیدروژن رو جهت اگاهی عموم قرار بدید .
3- هیچ درب هواکشی رو کلا نمیبستند . روش پنهان کردن و جلوگیری از ورود حیوانات و یا مخفی کردن آن از دست دزدان ، روشی بس ابتکاری در آن زمان بوده . (حوصله نیست ، فقط شما فیلترهای صنعتی ورودی و خروجی هوا رو ی بررسی بفرمایید ).
4- خیلی شد ........😜 یک کانال منظره برای اینگونه مقالات که کسی نظرات شخصی خودش رو قرار بده متاسفانه وجود نداره و ......
سلام توضیحیه برای این مقاله :
خوشبختانه یا متاسفانه ما مردم یاد گرفتیم که استدلالات خودمون رو به همه مسایل بسط میدیم و نظریات گوناگون دیگه رو کلا میخوایم حذف کنیم . حوصله چندانی نیست . فقط ذکر چند تکته برای دوستان که این مقاله رو خوندند . ولی چه بهتر بود نویسنده این مقالات خودشونو در نعرض چالش قرار میدادند .
چند سوال کوتاه و بدون پاسخ برای مقاله درج شده فوق که ای کاش نویسنده توضیحی برای آن میدادند .
1- توضیح نویسنده برای علل ساخت هواکش بسیار منطقی است ولی دوست عزیز ، شمای که کار کردید و مشرف به این مسله هستید: نمونه مکانهای وجود دارند که غار و حفره های چندان بزرگی نیستند و یا در دل شکفت ساخته شده اند و دارای بار میباشند .دلیلی برای ساختن کانال هواکش برای انها وجود ندارد باتوجه به استدلالات شما ولی از زیر اتاق های این مقبره ها تا بالای کوه هواکشهای وجود دارد . ( باسند و عکس قابل ارایه هستند ) .
2- مطمنا کسانی که دستور ساخت این مقبره ها را میدادند و اینقدر برای مردگان اهمیت قایل بودند که خود شما نیز بهتر میدانید ( اقای نویسنده ) غیر قابل قبول بوده براشون که یک مقبره و یا ارامگاه دوده زده و کثیف از معماران خود تحویل بگیرند و خیلی ساده تر بگم خود شما هم داخل خونه شیک و مدرن ولی دوده زده و کثیف حاضر به سکنا نیستید داداش گلم . پس این دوده ها نشان دهنده تشکیل شدن در زمانهای بسیار زیاد و بعد از مراسم تدفین بوده است .
3- شما با مسله نحوه تخلیه هوا و پلمب این مقبره ها اشاره نموده اید ولی اخرین نکته رو دقت نکردید دوست عزیز. یکی از راههای پلمب کردن مقبره ها اتفاقا و اتفاقا استفاده از عناصر فلزی بغییر از طلا بوده که با توجه به کارشناسی های انجام شده در اکثر مقبره ها و تطبیق انجام شده با نسخ اصلی ، اشاره مستقیم به استفاده نقره و سه جوش در این مقبره ها شده است . استفاده از نقره بخاطر اکسید شدن ان یکی از راههای تخلیه هوا و اکسید حاصل شده از فرایند فرسایش ان در طی زمان ، یکی از علل اصلی محافظت از فرد متوفی بوده است .( نمیگم مومیایی که تازه داستان سازان قیور شروع میکنند😜). بله طلا به خودی خود اکسید نمیشود و گازی ندارد ولی نقره چی ؟ ویا مسی که در ساخت سه جوش یا هفت جوش استفاده میشده چی ؟ پس باز کردن پلمب مطمنا" شخص عامل را تهدید خواهد کرد .با توجه به دانایی شما توقع این میرود که فرمول شیمایی ترکیب نقره و مس با اکسیژن در مجاورت هیدروژن رو جهت اگاهی عموم قرار بدید .
3- هیچ درب هواکشی رو کلا نمیبستند . روش پنهان کردن و جلوگیری از ورود حیوانات و یا مخفی کردن آن از دست دزدان ، روشی بس ابتکاری در آن زمان بوده . (حوصله نیست ، فقط شما فیلترهای صنعتی ورودی و خروجی هوا رو ی بررسی بفرمایید ).
4- خیلی شد ........😜 یک کانال منظره برای اینگونه مقالات که کسی نظرات شخصی خودش رو قرار بده متاسفانه وجود نداره و ......
پاسخ به نقد و شبهاتی که به مقاله هواکش وارد شده است:
1-نمونه مکانهایی وجود دارند که غار و حفره های چندان بزرگی نیستند و دارای بار میباشند ولی از اتاق هایی این مقبره ها تا بالای کوه سوراخهایی وجود دارد
پاسخ:در درجه اول شما اصلا دلیل ساخت آنرا مطرح نکردید.
آیا دلیل ساخت آن سوراخها تا بالای کوه! خروج گاز بوده؟ چه گازی؟ گاز طلا نه ولی گاز سایر فلزات یا فساد جسد؟!
دوما نمیتوانید تفسیرات شخصی خودتان را به تمامی موارد تعمیم دهید.
در مقاله هواکش ما فقط به دومورد از دلایل ساخت هواکش اشاره کردیم.برای اطلاعات بیشتر نیز میتوانید به مقالاتی من باب هواکشهای هرم خوفو(اهرام ثلاثه) و سایر انواع هواکش ها در تمدن مصر رجوع کنید.
همچنین در بین النهرین از این سوراخهای هواکش مانند برای ارسال هدایا و پیشکشی ها به متوفی صورت میگرفته است.
(رجوع شود به مقاله مرگ در بین النهرین باستان-حسن اکبری)
هرچند که توضیحات شما درمورد وجود هواکش مقبره ها موجود در غارها و اشکفتها تا بالای کوه بسیار گنگ و نامفهوم است.و طوری بیان میکنید که انگار تمامی اینگونه مقبره ها دارای هواکش تا بالای کوه میباشند!
2-مطمئنا کسانی که دستور ساخت این مقبره ها را میدادند غیر قابل قبول بوده براشون که یک مقبره و آرامگاه دوده زده و کثیف از معماران خود تحویل بگیرند...
پاسخ: دوست عزیز احتمالا شما مقبره را با تالار عروسی اشتباه گرفته اید.
اولا که به فرض مثال که یک فرد بخواهد مقبره تمیز تحویل بگیرد.برای اطمینان از تمیز بودن آن باید از آن بازدید کند.
حال در آن فضای تاریک چگونه میتوانسته از تمیز بودن مقبره خود مطلع شود؟! با چراغ قوه یا نور موبایل؟
خیر مجبور بوده دوباره مشعل روشن کند که این امر دوباره باعث سیاه شدن مقبره میشد!!!(این یک مثال بسیار ساده)
دوما خواه ناخواه درصورتی که در مقبره از مکانیسمهای یاد شده در مقاله هواکش استفاده شود خواه ناخواه محیط دوده زده و سیاه خواهد شد و امکان تمیز شدن آن وجود نداشت.
در بین النهرین پس از فوت فرد تا چند روز مقبره او باز بود و در آنجا مراسم مذهبی و ترحیم صورت میگرفت که با روشن کردن مشعل ها و پیسوزها همراه بود(که حتی طاقچه ای نیز برای این پیسوزها درون مقبره و دخمه تعبیه شده بود)
پس سیاه شدن درهر صورت با این شرایط صورت میگرفت و امکان تمیز شدن آن وجود نداشت.چراکه مهم هم نبود.(شما این موضوع را با معادلات و افکار خود میسنجید که درست در نمی آید!)
3-یکی از راههای پلمپ کردن مقبره ها استفاده از عناصر فلزی بغیر از طلا بوده است...با توجه به کارشناسی های صورت گرفته و تطبیق انجام شده با نسخ اصلی,اشاره مستقیم به استفاده نقره وسه جوش در این مقبره ها شده است.
پاسخ: دوست عزیز کدام کارشناسی و نسخه؟!
همانطور که قبلا هم ذکر شد نقره یک فلز نجیب است و فرایند اکسایش آن در مدت زمان بسیار طولانی در مجاورت اکسیژن و گوگرد صورت میگیرد. نه یک سال و دو سال...
همچنین لایه اکسید سه جوش هم روی آن باقی میماند و مانع اکسید شدن بیشتر آن خواهد شد اگر مشاهده کرده باشید! (که در مقالات قبلی در مورد اکسایش فلزات سخن به میان رفته است.جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب مقدمه ای بر اکسیداسیون فلزات-دکتر مسعود عطاپور)
نه طلا و نقره و نه مس و ... هیچ گازی تولید نمیکنند. که در مقاله اول هم کامل درمورد آن سخن رفته است.!
اگر گمان کنید که این سیاهی ناشی از گاز اکسایش فلزات است پس بهتر است اطلاعات شیمی خود را تا حد بالایی افزایش دهید یا از اساتید دانشگاه سوال کنید!
4-هیچ درب هواکشی را کامل نمیبستند...
پاسخ: دوست عزیز اگر مقاله را کامل مطالعه فرموده باشید ذکر شده که (در اکثر موارد) نه همه موارد که بستگی به کاربرد هواکش داشته است...
5-هم متن شما و هم جواب آن در کانال قرار داده شده. نگران چیزی نباشید.
چه خوب است که سعی شود اذهان عمومی را با فرضیات گمراه نکرد و به مسائل به دید علمی نگریست.
در هر صورت اگر فردی نقدی علمی ارائه دهد مارا خوشنود خواهد کرد.در غیر اینصورت ما وقت کافی جهت پاسخ به فرضیات را نداریم.
به كانال ما بپيونديد
@archteam2016
1-نمونه مکانهایی وجود دارند که غار و حفره های چندان بزرگی نیستند و دارای بار میباشند ولی از اتاق هایی این مقبره ها تا بالای کوه سوراخهایی وجود دارد
پاسخ:در درجه اول شما اصلا دلیل ساخت آنرا مطرح نکردید.
آیا دلیل ساخت آن سوراخها تا بالای کوه! خروج گاز بوده؟ چه گازی؟ گاز طلا نه ولی گاز سایر فلزات یا فساد جسد؟!
دوما نمیتوانید تفسیرات شخصی خودتان را به تمامی موارد تعمیم دهید.
در مقاله هواکش ما فقط به دومورد از دلایل ساخت هواکش اشاره کردیم.برای اطلاعات بیشتر نیز میتوانید به مقالاتی من باب هواکشهای هرم خوفو(اهرام ثلاثه) و سایر انواع هواکش ها در تمدن مصر رجوع کنید.
همچنین در بین النهرین از این سوراخهای هواکش مانند برای ارسال هدایا و پیشکشی ها به متوفی صورت میگرفته است.
(رجوع شود به مقاله مرگ در بین النهرین باستان-حسن اکبری)
هرچند که توضیحات شما درمورد وجود هواکش مقبره ها موجود در غارها و اشکفتها تا بالای کوه بسیار گنگ و نامفهوم است.و طوری بیان میکنید که انگار تمامی اینگونه مقبره ها دارای هواکش تا بالای کوه میباشند!
2-مطمئنا کسانی که دستور ساخت این مقبره ها را میدادند غیر قابل قبول بوده براشون که یک مقبره و آرامگاه دوده زده و کثیف از معماران خود تحویل بگیرند...
پاسخ: دوست عزیز احتمالا شما مقبره را با تالار عروسی اشتباه گرفته اید.
اولا که به فرض مثال که یک فرد بخواهد مقبره تمیز تحویل بگیرد.برای اطمینان از تمیز بودن آن باید از آن بازدید کند.
حال در آن فضای تاریک چگونه میتوانسته از تمیز بودن مقبره خود مطلع شود؟! با چراغ قوه یا نور موبایل؟
خیر مجبور بوده دوباره مشعل روشن کند که این امر دوباره باعث سیاه شدن مقبره میشد!!!(این یک مثال بسیار ساده)
دوما خواه ناخواه درصورتی که در مقبره از مکانیسمهای یاد شده در مقاله هواکش استفاده شود خواه ناخواه محیط دوده زده و سیاه خواهد شد و امکان تمیز شدن آن وجود نداشت.
در بین النهرین پس از فوت فرد تا چند روز مقبره او باز بود و در آنجا مراسم مذهبی و ترحیم صورت میگرفت که با روشن کردن مشعل ها و پیسوزها همراه بود(که حتی طاقچه ای نیز برای این پیسوزها درون مقبره و دخمه تعبیه شده بود)
پس سیاه شدن درهر صورت با این شرایط صورت میگرفت و امکان تمیز شدن آن وجود نداشت.چراکه مهم هم نبود.(شما این موضوع را با معادلات و افکار خود میسنجید که درست در نمی آید!)
3-یکی از راههای پلمپ کردن مقبره ها استفاده از عناصر فلزی بغیر از طلا بوده است...با توجه به کارشناسی های صورت گرفته و تطبیق انجام شده با نسخ اصلی,اشاره مستقیم به استفاده نقره وسه جوش در این مقبره ها شده است.
پاسخ: دوست عزیز کدام کارشناسی و نسخه؟!
همانطور که قبلا هم ذکر شد نقره یک فلز نجیب است و فرایند اکسایش آن در مدت زمان بسیار طولانی در مجاورت اکسیژن و گوگرد صورت میگیرد. نه یک سال و دو سال...
همچنین لایه اکسید سه جوش هم روی آن باقی میماند و مانع اکسید شدن بیشتر آن خواهد شد اگر مشاهده کرده باشید! (که در مقالات قبلی در مورد اکسایش فلزات سخن به میان رفته است.جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب مقدمه ای بر اکسیداسیون فلزات-دکتر مسعود عطاپور)
نه طلا و نقره و نه مس و ... هیچ گازی تولید نمیکنند. که در مقاله اول هم کامل درمورد آن سخن رفته است.!
اگر گمان کنید که این سیاهی ناشی از گاز اکسایش فلزات است پس بهتر است اطلاعات شیمی خود را تا حد بالایی افزایش دهید یا از اساتید دانشگاه سوال کنید!
4-هیچ درب هواکشی را کامل نمیبستند...
پاسخ: دوست عزیز اگر مقاله را کامل مطالعه فرموده باشید ذکر شده که (در اکثر موارد) نه همه موارد که بستگی به کاربرد هواکش داشته است...
5-هم متن شما و هم جواب آن در کانال قرار داده شده. نگران چیزی نباشید.
چه خوب است که سعی شود اذهان عمومی را با فرضیات گمراه نکرد و به مسائل به دید علمی نگریست.
در هر صورت اگر فردی نقدی علمی ارائه دهد مارا خوشنود خواهد کرد.در غیر اینصورت ما وقت کافی جهت پاسخ به فرضیات را نداریم.
به كانال ما بپيونديد
@archteam2016
⛔️گاز طلا!! (سری3-یونیزاسیون)⛔️
متاسفانه فرضیات و نظراتی درباره یونیزاسیون و اکسایش و ارتباط آن با گاز طلا!! به چشم میخورد که بسیار تعجب آور است!
Arch-team
قطعا نداستن برای هیچ فردی عیب محسوب نمیشود اما ندانستن و اظهار نظر کردن و گمراه کردن دیگران قطعا عیب محسوب میشود.
در این مقاله بر آن شدیم تا توضیح مختصری من باب یونیزاسیون و میدان مغناطیسی ارائه دهیم تا جواب این فرضیات داده شود.
ابتدا از میدان مغناطیسی آغاز میکنیم:
میدان مغناطیسی میدانیست که توسط یک جسم مغناطیسی یا ذرات، و یا با تغییر میدان الکتریکی، تولید شده باشد.(که به میدان مغناطیسی حاصل از الکتریسیته الکترومغناطیس میگویند)
میدان مغناطیسی در آهنربا(سنگ مغناطیس) ناشی از وجود ذراتی به نام دوقطبی مغناطیسی است.
و به موادی که دارای دوقطبی مغناطیسی باشند مواد مغناطیسی گویند.
خود آهن نیز دارای دوقطبی مغناطیسیت اما این دو قطبی ها در آهن نوعی رفتار میکنند که خاصیت مغناطیسی یکدیگر را خنثی میکنند.
ولی هنگامی که آهن در یک میدان مغناطیسی قرار گیرد بر این دوقطبی ها نیروی مغناطیسی وارد میشود و آهن ساختار ساختمانی منظمی پیدا میکند و به یک آهنربا تبدیل میشود.
Arch-team
سوال این است که آیا فقط آهن تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار میگیرد؟
فلزات از نظر رفتار دوقطبی های مغناطیسی به 3 دسته تقسیم میشوند:
1-مواد پارامغناطیس 2-مواد دیامغناطیس 3-مواد فرومغناطیس
1-مواد پارامغناطیس موادی هستند که تقریبا خاصیت مغناطیسی ندارند و اگر درمیدان مغناطیسی قرار گیرند به مقدار جزئی جذب آهنربا میشوند.
مانند پلاتین و آلومینیوم و ...
2-مواد دیامغناطیس هم موادی هستند که تقریبا خاصیت مغناطیسی ندارند اگر در میدان مغناطیسی قرار گیرند به صورت جزئی از آن دفع میشوند.
مانند طلا ,نقره,جیوه,روی ...
3-مواد فرومغناطیس موادی هستند که اگر در معرض میدان مغناطیسی قرار گیرند تبدیل به آهن ربا میشوند.مانند آهن(فرومغناطیس نرم) و عده ای از آنها نیز پس از قطع شدن میدان مغناطیسی بیرونی خاصیت مغناطیسی خود را تا حدودی حفظ میکنند مانند فولاد(فرومغناطیس سخت)
Arch-team
اینها تعاریف ساده ای از خاصیت مغناطیسی مواد بود.
حال هدف از این تعاریف چه بود؟
اینکه بدانید طلا و نقره دیامغناطیس هستند و نه تنها فاقد میدان مغناطیسی ذاتی هستند بلکه حتی در معرض میدان بیرونی هم تقریبا واکنشی ندارند.
حال چگونه بعضی از به اصطلاح اساتید سخن از میدان مغناطیسی طلا و نقره و ... میکندد؟!!! و آن را به گاز و ... ربط میدهند؟! جالب است که بعضا میگویند این میدان مغناطیسی اشیاء ذرات و بخارات درون مقبره را به خود جذب میکنند!!
Arch-team
حال که درمورد میدان مغناطیسی توضیح دادیم نوبت به یونیزاسیون میرسد.
در ابتدا باید بگوییم که یون به اتمی گفته میشود که الکترون گرفته یا از دست داده است.
که این فرایند تبادل الکترون به روشهای مختلفی صورت میگیرد.
که یکی از این روش ها داد و ستد الکترون بین دو ماده است. که اتم یکی الکترون میگیرد(یون منفی-آنیون) و دیگری الکترون میدهد(یون مثبت_کاتیون).
که بهتر است بدانید فرایند اکسایش-کاهش نیز همین تبادل الکترون بین دو ماده است.
در هر واکنش اکسایش و کاهش اتم یا مولکولی الکترون از دست میدهد (اکسایش) و اتم یا مولکولی دیگر الکترون جذب میکند (کاهش) مییابد که این همان به اصطلاح یونیزاسیون است.
که همین امر باعث اکسید شدن فلز میشود.
پس گمان نکنید که یونیزاسیون یک فرایند عجیب و غریب است که فلزات دفن شده در خاک دچار آن میشوند.
هیچ داد و ستد الکترونی بین طلا و ذرات خاک و هوا صورت نمیگیرد!!!
اینکه طلا الکترون گرفته و یونیزاسیون انجام داده و میدان مغناطیسی تشکیل داده است و دستگاه فلزیاب آن را بزرگتر نشان میدهد صرفا فرضیات باطلی است که فروشندگان به آن میپردازند که فاقد پایه و اساس علمی میباشد.👌
با ما علم را احساس كنيد...
@archteam2016
متاسفانه فرضیات و نظراتی درباره یونیزاسیون و اکسایش و ارتباط آن با گاز طلا!! به چشم میخورد که بسیار تعجب آور است!
Arch-team
قطعا نداستن برای هیچ فردی عیب محسوب نمیشود اما ندانستن و اظهار نظر کردن و گمراه کردن دیگران قطعا عیب محسوب میشود.
در این مقاله بر آن شدیم تا توضیح مختصری من باب یونیزاسیون و میدان مغناطیسی ارائه دهیم تا جواب این فرضیات داده شود.
ابتدا از میدان مغناطیسی آغاز میکنیم:
میدان مغناطیسی میدانیست که توسط یک جسم مغناطیسی یا ذرات، و یا با تغییر میدان الکتریکی، تولید شده باشد.(که به میدان مغناطیسی حاصل از الکتریسیته الکترومغناطیس میگویند)
میدان مغناطیسی در آهنربا(سنگ مغناطیس) ناشی از وجود ذراتی به نام دوقطبی مغناطیسی است.
و به موادی که دارای دوقطبی مغناطیسی باشند مواد مغناطیسی گویند.
خود آهن نیز دارای دوقطبی مغناطیسیت اما این دو قطبی ها در آهن نوعی رفتار میکنند که خاصیت مغناطیسی یکدیگر را خنثی میکنند.
ولی هنگامی که آهن در یک میدان مغناطیسی قرار گیرد بر این دوقطبی ها نیروی مغناطیسی وارد میشود و آهن ساختار ساختمانی منظمی پیدا میکند و به یک آهنربا تبدیل میشود.
Arch-team
سوال این است که آیا فقط آهن تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار میگیرد؟
فلزات از نظر رفتار دوقطبی های مغناطیسی به 3 دسته تقسیم میشوند:
1-مواد پارامغناطیس 2-مواد دیامغناطیس 3-مواد فرومغناطیس
1-مواد پارامغناطیس موادی هستند که تقریبا خاصیت مغناطیسی ندارند و اگر درمیدان مغناطیسی قرار گیرند به مقدار جزئی جذب آهنربا میشوند.
مانند پلاتین و آلومینیوم و ...
2-مواد دیامغناطیس هم موادی هستند که تقریبا خاصیت مغناطیسی ندارند اگر در میدان مغناطیسی قرار گیرند به صورت جزئی از آن دفع میشوند.
مانند طلا ,نقره,جیوه,روی ...
3-مواد فرومغناطیس موادی هستند که اگر در معرض میدان مغناطیسی قرار گیرند تبدیل به آهن ربا میشوند.مانند آهن(فرومغناطیس نرم) و عده ای از آنها نیز پس از قطع شدن میدان مغناطیسی بیرونی خاصیت مغناطیسی خود را تا حدودی حفظ میکنند مانند فولاد(فرومغناطیس سخت)
Arch-team
اینها تعاریف ساده ای از خاصیت مغناطیسی مواد بود.
حال هدف از این تعاریف چه بود؟
اینکه بدانید طلا و نقره دیامغناطیس هستند و نه تنها فاقد میدان مغناطیسی ذاتی هستند بلکه حتی در معرض میدان بیرونی هم تقریبا واکنشی ندارند.
حال چگونه بعضی از به اصطلاح اساتید سخن از میدان مغناطیسی طلا و نقره و ... میکندد؟!!! و آن را به گاز و ... ربط میدهند؟! جالب است که بعضا میگویند این میدان مغناطیسی اشیاء ذرات و بخارات درون مقبره را به خود جذب میکنند!!
Arch-team
حال که درمورد میدان مغناطیسی توضیح دادیم نوبت به یونیزاسیون میرسد.
در ابتدا باید بگوییم که یون به اتمی گفته میشود که الکترون گرفته یا از دست داده است.
که این فرایند تبادل الکترون به روشهای مختلفی صورت میگیرد.
که یکی از این روش ها داد و ستد الکترون بین دو ماده است. که اتم یکی الکترون میگیرد(یون منفی-آنیون) و دیگری الکترون میدهد(یون مثبت_کاتیون).
که بهتر است بدانید فرایند اکسایش-کاهش نیز همین تبادل الکترون بین دو ماده است.
در هر واکنش اکسایش و کاهش اتم یا مولکولی الکترون از دست میدهد (اکسایش) و اتم یا مولکولی دیگر الکترون جذب میکند (کاهش) مییابد که این همان به اصطلاح یونیزاسیون است.
که همین امر باعث اکسید شدن فلز میشود.
پس گمان نکنید که یونیزاسیون یک فرایند عجیب و غریب است که فلزات دفن شده در خاک دچار آن میشوند.
هیچ داد و ستد الکترونی بین طلا و ذرات خاک و هوا صورت نمیگیرد!!!
اینکه طلا الکترون گرفته و یونیزاسیون انجام داده و میدان مغناطیسی تشکیل داده است و دستگاه فلزیاب آن را بزرگتر نشان میدهد صرفا فرضیات باطلی است که فروشندگان به آن میپردازند که فاقد پایه و اساس علمی میباشد.👌
با ما علم را احساس كنيد...
@archteam2016
تصوير فوق از يك سكه جعل ميباشد كه دلايل جعلي بودن آن را ذكر ميكنيم:.
1_در سکه های پارتی نقوشی که پشت آنها زده میشد اکثرا تصویر ارشک مؤسس سلسله اشكانى و یا یکی از ایزدان بود که بیشتر ایزد مهر دیده شده ولی در این سکه جعل اين تصاوير موجود نیست و تصویر یک نفر در مكانى به اصطلاح مذهبی و یک پرنده و خطی در زیر آن را نشان ميدهد.
2_ دلیل دوم طرح روی سکه که از روی تصویر باگاسیس ساتراپ ماد در زمان اشکانی زده شده است که با تصویر سکه اصل کاملا فرق دارد،و همانطور كه مشاهده ميكنيد در پشت سكه تصوير ارشك مشخص است.(تصوير زير مربوط به سكه باگاسيس ميباشد)
باگاسیس (127 تا 125 پ.م )
باگاسیس یا باکسیس از فرماندهان نظامی لشکر مهرداد یکم بود که در جنگ با مادها رشادت های فراوان از خود نشان داد. در پی پیروزی اشکانیان بر ماد ها مهرداد، باگاسیس را به فرمانروایی آن دیار گمارد. پس از مرگ فرهاد دوم (127 پ.م ) باگاسیس خود را شاه نامید و به نام خود سكه ضرب کرد. بنا به گفته بزرگان تاریخ باگاسیس توسط اردوان یکم سرکوب شد.
در نتیجه طرح سکه جعلی رد خواهد شد
3_ دلیل سوم عدم پاتین بندي و تمیز بودن و یک دست بودن این سکه می باشد كه تازگى سكه را ميتوان به خوبي احساس كرد.
مطالب ما را دنبال كنيد...
@archteam2016
1_در سکه های پارتی نقوشی که پشت آنها زده میشد اکثرا تصویر ارشک مؤسس سلسله اشكانى و یا یکی از ایزدان بود که بیشتر ایزد مهر دیده شده ولی در این سکه جعل اين تصاوير موجود نیست و تصویر یک نفر در مكانى به اصطلاح مذهبی و یک پرنده و خطی در زیر آن را نشان ميدهد.
2_ دلیل دوم طرح روی سکه که از روی تصویر باگاسیس ساتراپ ماد در زمان اشکانی زده شده است که با تصویر سکه اصل کاملا فرق دارد،و همانطور كه مشاهده ميكنيد در پشت سكه تصوير ارشك مشخص است.(تصوير زير مربوط به سكه باگاسيس ميباشد)
باگاسیس (127 تا 125 پ.م )
باگاسیس یا باکسیس از فرماندهان نظامی لشکر مهرداد یکم بود که در جنگ با مادها رشادت های فراوان از خود نشان داد. در پی پیروزی اشکانیان بر ماد ها مهرداد، باگاسیس را به فرمانروایی آن دیار گمارد. پس از مرگ فرهاد دوم (127 پ.م ) باگاسیس خود را شاه نامید و به نام خود سكه ضرب کرد. بنا به گفته بزرگان تاریخ باگاسیس توسط اردوان یکم سرکوب شد.
در نتیجه طرح سکه جعلی رد خواهد شد
3_ دلیل سوم عدم پاتین بندي و تمیز بودن و یک دست بودن این سکه می باشد كه تازگى سكه را ميتوان به خوبي احساس كرد.
مطالب ما را دنبال كنيد...
@archteam2016
مهر گذارش ميدهد:
"دلمن" گورهای باستانی عهد برنز/سنگ افراشته های نمین در گمنامی
اردبیل - خبرگزاری مهر: "دلمن" گورهای باستانی عهد برنز در 25 کیلومتری استان اردبیل در حاشیه شهرستان نمین هم اکنون برغم بی مهریهای تاریخی و طبیعی همچنان در دل خاک خودنمایی می کند اما هنوز از توجه و رسیدگی محروم است.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان نمین یکی از مهمترین محل های استقرار گورهای باستانی یا سنگ افراشته های دلمن متعلق به عهد برنز است و این گنجینه های پنهان باستانی اثباتی بر طولانی بودن قدمت حیات تمدن بشری در این منطقه است.
دلمن ها ابنیه ها و گورهای ابتدایی است که با تخته سنگهای بزرگ و بدون استفاده از ملات ساخته می شدند و تحت عنوان عمومی دولمن یا دلمن از آنها نام برده می شود.
دلمنها در دو گروه بزرگ و کوچک قرار می گیرند که دسته بزرگ مسکن اولیه شبیه به غار است و دسته کوچک به عنوان مقبره استفاده می شده است.
در کاوش های باستان شناسی دلمن های بزرگ گاهی تا شش متر طول، دو متر عرض و دو متر ارتفاع داشته و در داخل دلمن های کوچک اسکلتهای انسان به همراه وسایل زندگی و ابزار جنگی کشف شده است.
حیات پس از مرگ؛ اعتقاد جاودانه انسانها
یکی از مهمترین خصوصیات دلمن ها خاک سپاری افراد به همراه وسایل زندگی شخصی است و از این رو دلمن ها جزو گنجینه های اصیل کاوشهای باستان شناسی بوده که توجه سودجویان را نیز به خود جلب کرده است.
بطوریکه از دلمنهای موجود در منطقه آذربایجان جز تخته سنگهای شکسته چیزی به یادگار نمانده و گنجینه های دفن شده به همراه جسد انسانهای اولیه جیب سودجویان را انباشته کرده تا مردم این مناطق جز نقش کمرنگی از این آثار باستانی ثمره ای نداشته باشند.
یکی از پژوهشگران تاریخ اردبیل در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: دلمن ها برای جوامع اولیه که از راه شکار و جمع آوری غذا زیست می کردند محل مناسبی برای زندگی بوده و در ادامه به عنوان مقبره استفاده می شده است.
یحیی عسگری تصریح کرد: دفن وسایل زندگی شخصی به نوعی اعتقاد انسانهای اولیه به زندگی پس از مرگ را نشان می دهد که در دلمن ها نمونه باستانی آن به وضوح دیده می شود.
وی با تاکید به تحقیقات خود در خصوص دلمن ها در منطقه نمین افزود: متاسفانه به دلیل تخریب و فرسایش ناشی از گذشت زمان و حفاری های پی در پی جز تخته سنگها اثری از دلمن ها باقی نمانده با این وجود همین آثار نیز اثبات می کند که تاریخ این منطقه به عهد برنز بازمی گردد.
@archteam2016
"دلمن" گورهای باستانی عهد برنز/سنگ افراشته های نمین در گمنامی
اردبیل - خبرگزاری مهر: "دلمن" گورهای باستانی عهد برنز در 25 کیلومتری استان اردبیل در حاشیه شهرستان نمین هم اکنون برغم بی مهریهای تاریخی و طبیعی همچنان در دل خاک خودنمایی می کند اما هنوز از توجه و رسیدگی محروم است.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان نمین یکی از مهمترین محل های استقرار گورهای باستانی یا سنگ افراشته های دلمن متعلق به عهد برنز است و این گنجینه های پنهان باستانی اثباتی بر طولانی بودن قدمت حیات تمدن بشری در این منطقه است.
دلمن ها ابنیه ها و گورهای ابتدایی است که با تخته سنگهای بزرگ و بدون استفاده از ملات ساخته می شدند و تحت عنوان عمومی دولمن یا دلمن از آنها نام برده می شود.
دلمنها در دو گروه بزرگ و کوچک قرار می گیرند که دسته بزرگ مسکن اولیه شبیه به غار است و دسته کوچک به عنوان مقبره استفاده می شده است.
در کاوش های باستان شناسی دلمن های بزرگ گاهی تا شش متر طول، دو متر عرض و دو متر ارتفاع داشته و در داخل دلمن های کوچک اسکلتهای انسان به همراه وسایل زندگی و ابزار جنگی کشف شده است.
حیات پس از مرگ؛ اعتقاد جاودانه انسانها
یکی از مهمترین خصوصیات دلمن ها خاک سپاری افراد به همراه وسایل زندگی شخصی است و از این رو دلمن ها جزو گنجینه های اصیل کاوشهای باستان شناسی بوده که توجه سودجویان را نیز به خود جلب کرده است.
بطوریکه از دلمنهای موجود در منطقه آذربایجان جز تخته سنگهای شکسته چیزی به یادگار نمانده و گنجینه های دفن شده به همراه جسد انسانهای اولیه جیب سودجویان را انباشته کرده تا مردم این مناطق جز نقش کمرنگی از این آثار باستانی ثمره ای نداشته باشند.
یکی از پژوهشگران تاریخ اردبیل در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: دلمن ها برای جوامع اولیه که از راه شکار و جمع آوری غذا زیست می کردند محل مناسبی برای زندگی بوده و در ادامه به عنوان مقبره استفاده می شده است.
یحیی عسگری تصریح کرد: دفن وسایل زندگی شخصی به نوعی اعتقاد انسانهای اولیه به زندگی پس از مرگ را نشان می دهد که در دلمن ها نمونه باستانی آن به وضوح دیده می شود.
وی با تاکید به تحقیقات خود در خصوص دلمن ها در منطقه نمین افزود: متاسفانه به دلیل تخریب و فرسایش ناشی از گذشت زمان و حفاری های پی در پی جز تخته سنگها اثری از دلمن ها باقی نمانده با این وجود همین آثار نیز اثبات می کند که تاریخ این منطقه به عهد برنز بازمی گردد.
@archteam2016
🚫ژتون ها و لوح های گلی🚫
در پاره ای از اوقات مشاهده شده كه در حفاری ها لوح ها گلی همانند تصاوير فوق یافت میشود كه اکنون به شرح این مورد میپردازیم :
اين لوحها یا ژتونها توپ مانندهاي گلی مربوط به مدیریت اقتصادی و بازرگانی محوطهی چغامیش هستند.
ناگفته نماند در تمدن های دیگر هم این لوح ها و ژتون ها کاربرد داشته،اکثرا محل کشف این ژتون ها در کنار خزانه ها بوده و در مواردی حکم چک امروزی را داشته اند كه در آن زمان يك سري وسايل از جمله مهر و انگشتر پادشاهان و سندهاي تجاري که بسیار حائز اهمیت بوده اند را براي حفاظت در محفظه اي ساخته شده از خشت و گل قرار ميدادند.
لذا از دوستان خواهشمنديم كه اين ژتون ها يا كره هاي گلي را نشكسته و سوراخ ننمايند چرا كه درون آن فاقد هرگونه شيء باارزش يا مايع ميباشد.
كانال ما را به دوستان خود معرفي كنيد👇
@archteam2016
در پاره ای از اوقات مشاهده شده كه در حفاری ها لوح ها گلی همانند تصاوير فوق یافت میشود كه اکنون به شرح این مورد میپردازیم :
اين لوحها یا ژتونها توپ مانندهاي گلی مربوط به مدیریت اقتصادی و بازرگانی محوطهی چغامیش هستند.
ناگفته نماند در تمدن های دیگر هم این لوح ها و ژتون ها کاربرد داشته،اکثرا محل کشف این ژتون ها در کنار خزانه ها بوده و در مواردی حکم چک امروزی را داشته اند كه در آن زمان يك سري وسايل از جمله مهر و انگشتر پادشاهان و سندهاي تجاري که بسیار حائز اهمیت بوده اند را براي حفاظت در محفظه اي ساخته شده از خشت و گل قرار ميدادند.
لذا از دوستان خواهشمنديم كه اين ژتون ها يا كره هاي گلي را نشكسته و سوراخ ننمايند چرا كه درون آن فاقد هرگونه شيء باارزش يا مايع ميباشد.
كانال ما را به دوستان خود معرفي كنيد👇
@archteam2016
عباس علیزاده به خبرنگار مهر گفت:
نیمی از ۱۰۸ شیء تاریخی که چند روز پیش به ایران آمد، مهر و ژتون های شمارشی هستند که از بقیه آثار مهمترند. باقیمانده این آثار سردوک و گل میخ تزئینی ساختمان و خرمهره است. مهمترین آنها اشیایی است که ما نامش را ابزار مدیریت اداری و تجاری گذاشته اینم.
وی گفت: زمانی که شهرها به وجود آمدند مسائل اقتصادی پیچیده شد و اقتصاد از سطح خانواده به سطوح بالاتر و نهادهای کمکی رسید و آنها برای اینکه معاملاتشان را انجام دهند به مدرک نیاز داشتند. آن زمان هنوز خط اختراع نشده بود و این آثار نشان دهنده ابتدای تحول خط است بدون اینکه حتی خودشان بدانند دارند چه می کنند. به عنوان مثال آنها می خواستند چند گوسفند و چند قالب پنیر را به شهر دیگری بفرستند. کسی که این کالاها را تحویل می دهد باید سندی همراه آن داشته باشد، پس توپ و ژتون های گلی را به صورت قراردادی ساختند که هم به معنی نوع کالا بود و هم مقدارش.
این پژوهشگر باستان شناس بیان کرد: آنها بین خودشان قرارداد داشتند روی ژتون های گرد ضربدر بزنند. ما بعدها متوجه شدیم که در خط میخی این ضربدر به معنای گوسفند است. ژتون های گلی قیفی شکل نیز وجود داشت که وقتی در کنار آنها قرار می گرفت به معنی تعداد ۱۰ گوسفند بود. بعدها که خط تحول پیدا کرد متوجه شدیم شکل ساده شده آنها روی کتبیه ها حک شده است پس این آثار به عنوان سرچشمه نوشتن و مدیریت اداری و اقتصادی مهم هستند.
@archteam2016
نیمی از ۱۰۸ شیء تاریخی که چند روز پیش به ایران آمد، مهر و ژتون های شمارشی هستند که از بقیه آثار مهمترند. باقیمانده این آثار سردوک و گل میخ تزئینی ساختمان و خرمهره است. مهمترین آنها اشیایی است که ما نامش را ابزار مدیریت اداری و تجاری گذاشته اینم.
وی گفت: زمانی که شهرها به وجود آمدند مسائل اقتصادی پیچیده شد و اقتصاد از سطح خانواده به سطوح بالاتر و نهادهای کمکی رسید و آنها برای اینکه معاملاتشان را انجام دهند به مدرک نیاز داشتند. آن زمان هنوز خط اختراع نشده بود و این آثار نشان دهنده ابتدای تحول خط است بدون اینکه حتی خودشان بدانند دارند چه می کنند. به عنوان مثال آنها می خواستند چند گوسفند و چند قالب پنیر را به شهر دیگری بفرستند. کسی که این کالاها را تحویل می دهد باید سندی همراه آن داشته باشد، پس توپ و ژتون های گلی را به صورت قراردادی ساختند که هم به معنی نوع کالا بود و هم مقدارش.
این پژوهشگر باستان شناس بیان کرد: آنها بین خودشان قرارداد داشتند روی ژتون های گرد ضربدر بزنند. ما بعدها متوجه شدیم که در خط میخی این ضربدر به معنای گوسفند است. ژتون های گلی قیفی شکل نیز وجود داشت که وقتی در کنار آنها قرار می گرفت به معنی تعداد ۱۰ گوسفند بود. بعدها که خط تحول پیدا کرد متوجه شدیم شکل ساده شده آنها روی کتبیه ها حک شده است پس این آثار به عنوان سرچشمه نوشتن و مدیریت اداری و اقتصادی مهم هستند.
@archteam2016