ancientworld | جهان باستان
من بلوچم رادمری از نژاد آریا میدهم جان بهر خاکم با شرافت بیریا @ancient
داستانی از یک دانشجوی بلوچ
دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران بودم، یکی از دانشجویان کلاس ما بلوچ بود بعضی وقتها با لباس بلوچی سر کلاس میآمد...
خلاصه که سوژه کلاس ما بود مخصوصا بخاطر لهجه اش! استاد ادبیات ما کاظم دزفولیان که یکی از اساتید برتر دانشگاه بود، روزی برای تحقیق به ما گفت متنی را تنظیم کنید که کاملا فارسی باشد.
چند روز بعد وقتی استاد سر کلاس آمد نگاهی به کلاس انداخت و دانشجوی بلوچ را که آنروز لباس بلوچی پوشیده بود بلند کرد، همه زدند زیر خنده!!
دانشجوی بیچاره از خجالت قرمز شده بود میخواست دوباره بشیند که استاد با عصبانیت کلاس را به سکوت خوانده و او را پیش آورد. سپس از ما خواست دلیل خنده خود را نوشته و به او بدهیم. استاد پیش از اینکه نوشته ها را بخواند گفت:
دلیل انتخاب دانشجوی بلوچ بخاطر این بوده که از بین تمامی تحقیق ها فقط تحقیق این دانشجو صد درصد فارسی بوده است، چون به زبان بلوچی نوشته شده است و قوم بلوچ یکی از اصیل ترین اقوام ایرانیست که در طول تاریخ بخوبی توانسته زبان و فرهنگ و لباس خود را حفظ کند.
سپس رفت سراغ نوشته ها و گفت: یکی نوشته، شلوار چین دار و گشاد این دانشجو خنده دار است!! و دیگری نوشته این دانشجو حرف (ف) را (پ) تلفظ میکند! استاد پاسخ داد: اگر شما مجسمه های دوران اشکانیان و ساسانیان را ببینید متوجه خواهید شد، که ایرانیان باستان به همین شکل لباس می پوشیدند.
بلوچ ها و کردها و لرها و بسیاری اقوام نیز شلوارهای گشاد و چین دار دارند! و این لباس کهن ایرانیان است. در ایران باستان ما حرفی بنام (ف) نداریم مثلا ایرانیان باستان به فارسی میگفتند پارسی و به فیروز، پیروز میگفتند، پس از ورود اسلام بود که حرف (ف) بجای (پ) استفاده شد و بلوچ ها حرف (ف) را نمیتوانند تلفظ کنند
چون اجداد ایرانیان هم نمیتوانستند تلفظ کنند. مثلا اگر کتیبه های باستانی را برای یک کودک بلوچ بخوانیم تاحدودی متوجه مفهوم آنها خواهد شد. سپس رو کرد به دانشجوی بلوچ و گفت سرت را بالا بگیر وخجالت نکش. چون تو یک ایرانی اصیل هستی و آنانی باید خجالت بکشند که لباس بیگانگان را پوشیده...
و به زبان بیگانگان سخن میگویند و ادعای یک ایرانی را هم دارند.
نا خودآگاه همگی ایستادیم و شرمسار از کرده خویش، ایستاده برای بلوچ کف زدیم...
@ancient
دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران بودم، یکی از دانشجویان کلاس ما بلوچ بود بعضی وقتها با لباس بلوچی سر کلاس میآمد...
خلاصه که سوژه کلاس ما بود مخصوصا بخاطر لهجه اش! استاد ادبیات ما کاظم دزفولیان که یکی از اساتید برتر دانشگاه بود، روزی برای تحقیق به ما گفت متنی را تنظیم کنید که کاملا فارسی باشد.
چند روز بعد وقتی استاد سر کلاس آمد نگاهی به کلاس انداخت و دانشجوی بلوچ را که آنروز لباس بلوچی پوشیده بود بلند کرد، همه زدند زیر خنده!!
دانشجوی بیچاره از خجالت قرمز شده بود میخواست دوباره بشیند که استاد با عصبانیت کلاس را به سکوت خوانده و او را پیش آورد. سپس از ما خواست دلیل خنده خود را نوشته و به او بدهیم. استاد پیش از اینکه نوشته ها را بخواند گفت:
دلیل انتخاب دانشجوی بلوچ بخاطر این بوده که از بین تمامی تحقیق ها فقط تحقیق این دانشجو صد درصد فارسی بوده است، چون به زبان بلوچی نوشته شده است و قوم بلوچ یکی از اصیل ترین اقوام ایرانیست که در طول تاریخ بخوبی توانسته زبان و فرهنگ و لباس خود را حفظ کند.
سپس رفت سراغ نوشته ها و گفت: یکی نوشته، شلوار چین دار و گشاد این دانشجو خنده دار است!! و دیگری نوشته این دانشجو حرف (ف) را (پ) تلفظ میکند! استاد پاسخ داد: اگر شما مجسمه های دوران اشکانیان و ساسانیان را ببینید متوجه خواهید شد، که ایرانیان باستان به همین شکل لباس می پوشیدند.
بلوچ ها و کردها و لرها و بسیاری اقوام نیز شلوارهای گشاد و چین دار دارند! و این لباس کهن ایرانیان است. در ایران باستان ما حرفی بنام (ف) نداریم مثلا ایرانیان باستان به فارسی میگفتند پارسی و به فیروز، پیروز میگفتند، پس از ورود اسلام بود که حرف (ف) بجای (پ) استفاده شد و بلوچ ها حرف (ف) را نمیتوانند تلفظ کنند
چون اجداد ایرانیان هم نمیتوانستند تلفظ کنند. مثلا اگر کتیبه های باستانی را برای یک کودک بلوچ بخوانیم تاحدودی متوجه مفهوم آنها خواهد شد. سپس رو کرد به دانشجوی بلوچ و گفت سرت را بالا بگیر وخجالت نکش. چون تو یک ایرانی اصیل هستی و آنانی باید خجالت بکشند که لباس بیگانگان را پوشیده...
و به زبان بیگانگان سخن میگویند و ادعای یک ایرانی را هم دارند.
نا خودآگاه همگی ایستادیم و شرمسار از کرده خویش، ایستاده برای بلوچ کف زدیم...
@ancient
سمت راست: چهره واقعی "خشایارشا" که از روی سنگ نگاره او بازسازی شده است و سمت چپ: چهره زشت و دروغینی که در فیلم ۳۰۰ از او ساخته اند! عقده و کینه تا کجا؟! وقتی فیلم نسازی به میل خودشون برات میسازن...
@ancient
@ancient
📚 سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند :
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم ( فوق دکتری روابط بینالملل از دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا، استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی)
@ancient
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم ( فوق دکتری روابط بینالملل از دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا، استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی)
@ancient
اینجا قدیمیترین کتابفروشی تهران است!
کتاب فروشی اسلامیه که ۱۵۰ سال قدمت دارد از دوره قاجار تا به امروز در تهران پابرجاست. مالکیت آن با خاندان کتابچی و به عنوان قدیمی ترین کتاب فروشی پابرجای تهران شناخته می شود. این حجم از استواری واقعا تحسین داره
@ancient
کتاب فروشی اسلامیه که ۱۵۰ سال قدمت دارد از دوره قاجار تا به امروز در تهران پابرجاست. مالکیت آن با خاندان کتابچی و به عنوان قدیمی ترین کتاب فروشی پابرجای تهران شناخته می شود. این حجم از استواری واقعا تحسین داره
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این حیوان از کارگاه ارده(خرد کردن کنجد) فرار کرده است با اینکه به میله دوار بسته نیست و قید و بندی ندارد اما ذهنش در بند است !
حکایت خیلی از ما آدمها در زندگی !!!
@ancient
حکایت خیلی از ما آدمها در زندگی !!!
@ancient
این همون ساختمون معروفهست که قبل انقلاب نیمه کاره بود و اونهمه ادم روش وایساده بودن!
الان تبدیل شده به این
@ancient
الان تبدیل شده به این
@ancient
حُسنی مبارک در بیمارستانی در آلمان بستری بود. دکتر پرسید این کیست؟
پرستار گفت این سی سال حاکم مصر بوده! دکتر گفت: حتما زمامدار بی لیاقتی بوده! پرستار گفت: مگر شما ایشان را می شناسی؟!
دکتر گفت: نه ! ولی کسی که در سی سال نتوانسته در کشورش بیمارستانی بسازد که خودش رو معالجه کند، حتما زمامدار بی لیاقتی هست!
@ancient
پرستار گفت این سی سال حاکم مصر بوده! دکتر گفت: حتما زمامدار بی لیاقتی بوده! پرستار گفت: مگر شما ایشان را می شناسی؟!
دکتر گفت: نه ! ولی کسی که در سی سال نتوانسته در کشورش بیمارستانی بسازد که خودش رو معالجه کند، حتما زمامدار بی لیاقتی هست!
@ancient
هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن محافظت میکنند، ولی اگر این حس را نداشته باشند، آن جامعه را به نابودی خواهند کشاند...
مارتین لوترکینگ
@ancient
مارتین لوترکینگ
@ancient
عُمدهٔ مطلب پوله ! اگر توی دنیا پول داشته باشی: افتخار، اعتبار، شرف، ناموس و همه چیز داری. عزیزِ بیجهت میشی، میهن پرست و باهوش هستی، تملقت را میگویند و همه کار هم برایت میکنند.
پول ستارالعُیوبه!
اگر پولِ دزدی بود میتوانی حلالش کنی و از شیر مادر حلالتر میشه و برای آن دنیا هم نماز و روزه و حج را میشه خرید. ایندنیا و آندنیا را هم داری. حتی پولت که زیاد شد: آنوقت اجازه داری بری خونهٔ خدا را هم زیارت بکنی. همهجا جاته و همه ازت حساب میبرند.
📚 حاجی آقا
👤 صادق هدایت
@ancient
پول ستارالعُیوبه!
اگر پولِ دزدی بود میتوانی حلالش کنی و از شیر مادر حلالتر میشه و برای آن دنیا هم نماز و روزه و حج را میشه خرید. ایندنیا و آندنیا را هم داری. حتی پولت که زیاد شد: آنوقت اجازه داری بری خونهٔ خدا را هم زیارت بکنی. همهجا جاته و همه ازت حساب میبرند.
📚 حاجی آقا
👤 صادق هدایت
@ancient
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت : "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید !
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم !
« سهراب سپهری »
« هنوز در سفرم »
@ancient
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت : "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید !
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم !
« سهراب سپهری »
« هنوز در سفرم »
@ancient
گالیله در جریان محاکمه اش در دادگاه تفتیش عقاید جمله جالبی گفت؛ گالیله به روحانیان کلیسا گفت:
شما روحانیان به ما میگویید بزرگ ترین نعمتی که خدا به شما هدیه کرده عقل است. از سویی می گویید: تمام حقایق را باید با رجوع به تورات و انجیل فهمید.
از تورات و انجیل باید فهمید که زمین گرد است یا مسطح است. از تورات و انجیل باید فهمید که خورشید به دور زمین می چرخد یا زمین به دور خورشید.
یعنی در واقع خدا هدیه ای به ما داده، ولی به ما گفته از آن استفاده نکنید، فقط از تورات و انجیل بپرسید که حق و باطل چیست!؟ پس عقل به چه دردی میخورد؟
@ancient
شما روحانیان به ما میگویید بزرگ ترین نعمتی که خدا به شما هدیه کرده عقل است. از سویی می گویید: تمام حقایق را باید با رجوع به تورات و انجیل فهمید.
از تورات و انجیل باید فهمید که زمین گرد است یا مسطح است. از تورات و انجیل باید فهمید که خورشید به دور زمین می چرخد یا زمین به دور خورشید.
یعنی در واقع خدا هدیه ای به ما داده، ولی به ما گفته از آن استفاده نکنید، فقط از تورات و انجیل بپرسید که حق و باطل چیست!؟ پس عقل به چه دردی میخورد؟
@ancient
“استغفرالله! ایرانی ها نوروز را برتر و گرامی تر از عیدِ رمضان و عید قربان می شمارند!
آنها ارزش فراوانی برای نوروز قائل اند و آن را به نام عید بزرگ می نامند و در آن روز پیکر خود را به رخت های نو می آرایند
و همگان از شاه و گدا، از مرد و زن و دختر و پسر، شب و روز با ذوق و شوق، خرمی و شادمانی می کنند و تا پایان آن ماه دست به هیچ کاری نمی زنند...”
📚آنچه خواندید بخشی از نامه سفیر عثمانی در ایران، به سلطان سلیمان دوم عثمانی بود که به مقایسه جشن نوروز با سایر اعیاد پرداخته است این نامه که در اواخر دوره صفویان نوشته شده حاکی از تعجب سفیر عثمانی از برگزاری شکوهمند جشن نوروز در ایران است.
@ancient
آنها ارزش فراوانی برای نوروز قائل اند و آن را به نام عید بزرگ می نامند و در آن روز پیکر خود را به رخت های نو می آرایند
و همگان از شاه و گدا، از مرد و زن و دختر و پسر، شب و روز با ذوق و شوق، خرمی و شادمانی می کنند و تا پایان آن ماه دست به هیچ کاری نمی زنند...”
📚آنچه خواندید بخشی از نامه سفیر عثمانی در ایران، به سلطان سلیمان دوم عثمانی بود که به مقایسه جشن نوروز با سایر اعیاد پرداخته است این نامه که در اواخر دوره صفویان نوشته شده حاکی از تعجب سفیر عثمانی از برگزاری شکوهمند جشن نوروز در ایران است.
@ancient
Bad Year
Khatereh Hakimi
دقیقا ۱۰۰ سال قبل، یه سالی مثل این ۹۹ بود، جنگ، وبا، آنفولانزا، قحطی، هرچی که بگید بود، اون زمان ترانهای میان مردم باب شده بود که «ای سال برنگردی» «مردارو اخته کردی، زنارو شکسته کردی» «دکونارو تخته کردی» ای سال برنگردی ...
@ancient
@ancient
عابدی را مرض بواسیر شدت گرفت...
حکما دستور به بریدن آن دادند و تا درد وی را تخفیف دهند شرابش خوراندند...
یکی از مریدانش به عیادتش رفت و پرسید مرشد در چه حالی؟
گفت: هیچ؛ چنان دانم که بعد از هشتاد سال عبادت و پرهیزگاری اینک باید مست و کون دریده به دیدار خداوند بروم... :)
@ancient
حکما دستور به بریدن آن دادند و تا درد وی را تخفیف دهند شرابش خوراندند...
یکی از مریدانش به عیادتش رفت و پرسید مرشد در چه حالی؟
گفت: هیچ؛ چنان دانم که بعد از هشتاد سال عبادت و پرهیزگاری اینک باید مست و کون دریده به دیدار خداوند بروم... :)
@ancient
این دوتا رو شناختین؟
شبیه دوتا داداشن که یکی رفته دانشکده هنر یکی رفته حوزه :)
چند سال قبل مدیران ارشاد به دلیل شباهت حمید لولایی و حسن روحانی خواستار تغییر در فیلم سه بیگانه شدهاند و برخی از سکانسها از فیلم حذف شد!
@ancient
شبیه دوتا داداشن که یکی رفته دانشکده هنر یکی رفته حوزه :)
چند سال قبل مدیران ارشاد به دلیل شباهت حمید لولایی و حسن روحانی خواستار تغییر در فیلم سه بیگانه شدهاند و برخی از سکانسها از فیلم حذف شد!
@ancient
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه شد که انقلاب شد؟!
“به پدر کسی جرأت نمیکرد دروغ بگه؛ به پسر کسی جرأت نمیکنه راست بگه”
این ویدیو رو حتما ببینید
@ancient
“به پدر کسی جرأت نمیکرد دروغ بگه؛ به پسر کسی جرأت نمیکنه راست بگه”
این ویدیو رو حتما ببینید
@ancient
افغانستان سال ۱۹۶۷ و سال ۲۰۰۷ قبل و بعد از طالبان
“اگر کسی از غم اینهمه رنجی که افغانستان کشید بمیرد عجیب نیست
عجیب اینست که چرا کسی از این غم نمیمیرد”
“گلرخسار” شاعر تاجیک
@ancient
“اگر کسی از غم اینهمه رنجی که افغانستان کشید بمیرد عجیب نیست
عجیب اینست که چرا کسی از این غم نمیمیرد”
“گلرخسار” شاعر تاجیک
@ancient
چهل و هشت سال پیش یعنی در سال ۵۲ در چنین روزی توافقنامهای تجاری بین شاهنشاهی ایران و جمهوری خلق چین امضا شد.
این اولین توافقنامه بین این دو کشور بود. بر اساس این قرارداد ایران به چین اتوبوس و کامیون و ماشین آلات کشاورزی، روغن نباتی و پودر رختشویی صادر میکرد. در واقع هفتاد درصد صادرات ایران به چین را کالاهای صنعتی تشکیل میدادند.
کالاهای وارداتی از چین را نیز کاغذ ، چای ، لوازم التحریر و محصولات غذایی تشکیل میدادند. ارزش این توافقنامه بازرگانی معادل ۳۴۳ میلیون دلار در سال ۱۹۷۳ بود.
@ancient
این اولین توافقنامه بین این دو کشور بود. بر اساس این قرارداد ایران به چین اتوبوس و کامیون و ماشین آلات کشاورزی، روغن نباتی و پودر رختشویی صادر میکرد. در واقع هفتاد درصد صادرات ایران به چین را کالاهای صنعتی تشکیل میدادند.
کالاهای وارداتی از چین را نیز کاغذ ، چای ، لوازم التحریر و محصولات غذایی تشکیل میدادند. ارزش این توافقنامه بازرگانی معادل ۳۴۳ میلیون دلار در سال ۱۹۷۳ بود.
@ancient
اینجا آرامگاه یعقوب لیث صفاری است
بزرگمردی که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی کشور اعلام کرد و اینگونه این زبان را نجات داد و نامش در تاریخ ایران جاودانه ماند...
@ancient
بزرگمردی که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی کشور اعلام کرد و اینگونه این زبان را نجات داد و نامش در تاریخ ایران جاودانه ماند...
@ancient