این متنیه که آقای خسرو معتضد که به نقد از تاریخ پهلوی مشهوره، در شماره 34 روزنامه شاهنشاهي ايران به تاريخ چهارشنبه 10 شهريور 1350 در وصف شاه مقالهای نوشته بود. قسمتی از آن: “کلمه شاه جاذبه سحرآمیزی در قاموس ایرانی دارد و بسیاری از مسائل و مشکلات در برابر نفوذ معنوی این کلمه از میان میرود”!!
@ancient
@ancient
بابا کرم شخصی بود از لات های قدیم به اسم رسمی کرم کریمی. قصاب محل بود و همه از او حساب میبردند اما وقتی از کوچه های محله گذر می کرد بچه های فقیر و یتیم و بیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روز به آنها کمک میکرد و با یک آب نبات آنها را خوشحال می کرد!
بچه ها او را کرم صدا می کردند و هر وقت از دور می آمد، بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدند: بابا کرم! باباکرم... و آقا کرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها می گذشت...
بعدها در کاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل کردند و تا هم اینک ماندگار و از رقص های بنام ایرانی باقی ماند.
@ancient
بچه ها او را کرم صدا می کردند و هر وقت از دور می آمد، بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدند: بابا کرم! باباکرم... و آقا کرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها می گذشت...
بعدها در کاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل کردند و تا هم اینک ماندگار و از رقص های بنام ایرانی باقی ماند.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جشن سده چیست؟
زرتشتیان هر ساله در دهمین روز بهمن، بمناسبت کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی در این روز که به جشن سده معروف است حلقههای بزرگی از آتش درست کرده و به دور آتش به سرور و شادمانی و خواندن نیایش میپردازند
زرتشتیان نواحی مختلف در کنار شعلههای آتش گرد هم می آیند، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میکنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند و این روز را به شادی می گذرانند.
@ancient
زرتشتیان هر ساله در دهمین روز بهمن، بمناسبت کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی در این روز که به جشن سده معروف است حلقههای بزرگی از آتش درست کرده و به دور آتش به سرور و شادمانی و خواندن نیایش میپردازند
زرتشتیان نواحی مختلف در کنار شعلههای آتش گرد هم می آیند، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میکنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند و این روز را به شادی می گذرانند.
@ancient
ancientworld | جهان باستان
جشن سده چیست؟ زرتشتیان هر ساله در دهمین روز بهمن، بمناسبت کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی در این روز که به جشن سده معروف است حلقههای بزرگی از آتش درست کرده و به دور آتش به سرور و شادمانی و خواندن نیایش میپردازند زرتشتیان نواحی مختلف در کنار شعلههای آتش گرد…
جشن سده بمناسبت روزی برگزار میشود که آتش برای اولین بار به دست هوشنگ پیشدادی کشف شد. ماجرای کشف آتش اینچنین بوده: در یکی از روزهایی که هوشنگ شاه با همراهان خود از کوه گذر میکرد، ماری سیاه و بزرگ را در میان تخته سنگها دید و سنگی به سوی او پرتاب کرد.
سنگ به سنگی بزرگتر برخورد کرد و ناگهان جرقهای ایجاد شد و بوته کنار آن آتش گرفت. اگرچه مار از دست شاه گریخت اما در این اتفاق بود که برای نخستین بار آتش به چشم آمد و شناخته شد.
با آشکار شدن راز آتش، هوشنگ خدای را نیایش کرد و به شکرانه این کشف، جشنی ترتیب داد و شب هنگام در بالای کوه آتشی بزرگ ایجاد کرد، مردمان به دور آتش جمع شدند و به شادی پرداختند و بدین ترتیب جشن سده در
روز دهم بهمن ایجاد شد.
@ancient
سنگ به سنگی بزرگتر برخورد کرد و ناگهان جرقهای ایجاد شد و بوته کنار آن آتش گرفت. اگرچه مار از دست شاه گریخت اما در این اتفاق بود که برای نخستین بار آتش به چشم آمد و شناخته شد.
با آشکار شدن راز آتش، هوشنگ خدای را نیایش کرد و به شکرانه این کشف، جشنی ترتیب داد و شب هنگام در بالای کوه آتشی بزرگ ایجاد کرد، مردمان به دور آتش جمع شدند و به شادی پرداختند و بدین ترتیب جشن سده در
روز دهم بهمن ایجاد شد.
@ancient
قدرت طبع شعر ملک الشعرا
میگویند روزی ملک الشعرای بهار، شاعر معروف در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع شعر او چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد. کلمات انتخابی عبارت بودند از : خروس، انگور، درفش و سنگ. ملک الشعرای بهار گفت:
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست
جوانی خام که در مجلس حاضر بود گفت: این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده اند. اگر راست میگویید، من چهار کلمه انتخاب میکنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید، سپس این چهار کلمه را انتخاب نمود: آئینه، ارّه، کفش و غوره. بدیهی است آوردن این کلمات دور از ذهن در یک رباعی ساده نبود، ملک الشعرا اینگونه سرود:
چون آینه نور خیز گشتی احسنت
چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مَویز گشتی احسنت
@ancient
میگویند روزی ملک الشعرای بهار، شاعر معروف در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع شعر او چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد. کلمات انتخابی عبارت بودند از : خروس، انگور، درفش و سنگ. ملک الشعرای بهار گفت:
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست
جوانی خام که در مجلس حاضر بود گفت: این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده اند. اگر راست میگویید، من چهار کلمه انتخاب میکنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید، سپس این چهار کلمه را انتخاب نمود: آئینه، ارّه، کفش و غوره. بدیهی است آوردن این کلمات دور از ذهن در یک رباعی ساده نبود، ملک الشعرا اینگونه سرود:
چون آینه نور خیز گشتی احسنت
چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مَویز گشتی احسنت
@ancient
پروانه سلحشوری، نماینده پیشین مجلس، در توییتی نوشت:
«گویی ایران دوران قاجار در حال تکرار است. فقر و قحطی، بیماری و مرگ کرونا و آلودگی هوا جان میگیرند و مردم برای تکهای نان در صفهای طویل و سر در زبالهدان. متخصصان را نادیده میگیرند، و متملقان متخصص میشوند.»
—-
”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”
این متن از سیاحتنامه ابراهیم بیگ ۱۲۰ سال قبله انگار که هیچ چیزی تغییر نکرده...
@ancient
«گویی ایران دوران قاجار در حال تکرار است. فقر و قحطی، بیماری و مرگ کرونا و آلودگی هوا جان میگیرند و مردم برای تکهای نان در صفهای طویل و سر در زبالهدان. متخصصان را نادیده میگیرند، و متملقان متخصص میشوند.»
—-
”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”
این متن از سیاحتنامه ابراهیم بیگ ۱۲۰ سال قبله انگار که هیچ چیزی تغییر نکرده...
@ancient
صحنه بازسازى شده از تصادف و مرگ فروغ فرخزاد!
فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ هنگام رانندگی در جاده دروس قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت!
روحش شاد
@ancient
فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ هنگام رانندگی در جاده دروس قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت!
روحش شاد
@ancient
با این گروه زاهد ظاهرساز
دانم که این جدال نهآسانست
شهر من و تو، ای طفلک شیرینم
دیریست کاشیانهٔ شیطان است...
👤فروغ فرخزاد
@ancient
دانم که این جدال نهآسانست
شهر من و تو، ای طفلک شیرینم
دیریست کاشیانهٔ شیطان است...
👤فروغ فرخزاد
@ancient
فروغ فرخزاد - تولدی دیگر
@mamlekate
در اتاقى كه به اندازه يك تنهاييست، دل من كه به اندازه يك عشق است، به بهانه هاى ساده خوشبختى خود مينگرد،
به نهالى كه تو در باغچه خانمان كاشته اى...
🎙 فروغ فرخزاد
@ancient
به نهالى كه تو در باغچه خانمان كاشته اى...
🎙 فروغ فرخزاد
@ancient
تاريخچه ولنتاين❤️
طبق یک افسانه مشهور در سده سوم میلادی، در روم باستان در دوران فرمانروایی کلودیوس دوم کشیشی به نام والنتین میزیستهاست. کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای مردان جوان امپراتوری روم قدغن میکند. والنتین معتقد بود که این حکم ناعادلانه است؛ لذا مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. هنگامی که کلودیوس این امر را دریافت، والنتین را به مرگ محکوم کرد.
معروف است كه، کشیش والنتین خود عاشق دختر زندانبانش شده و نخستین کارت والنتین را خود او قبل از مرگش برای آن دختر فرستاد و در آن نوشت «از طرف والنتین تو».
برخی بر این نظر هستند که روز والنتین، سالگرد مرگ یا به خاکسپاری والنتین است.
@ancient ❤️
طبق یک افسانه مشهور در سده سوم میلادی، در روم باستان در دوران فرمانروایی کلودیوس دوم کشیشی به نام والنتین میزیستهاست. کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای مردان جوان امپراتوری روم قدغن میکند. والنتین معتقد بود که این حکم ناعادلانه است؛ لذا مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. هنگامی که کلودیوس این امر را دریافت، والنتین را به مرگ محکوم کرد.
معروف است كه، کشیش والنتین خود عاشق دختر زندانبانش شده و نخستین کارت والنتین را خود او قبل از مرگش برای آن دختر فرستاد و در آن نوشت «از طرف والنتین تو».
برخی بر این نظر هستند که روز والنتین، سالگرد مرگ یا به خاکسپاری والنتین است.
@ancient ❤️
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
ياقوت سرخ لقب زنى است كه ٣٠ سال هر روز در ميدان فردوسى تهران به انتظار معشوق مى استاد! گويا اين زن در دهه ٣٠ عاشق پسرى ميشود و با او قرار ميگذارد. پسر از او ميخواهد لباسى سراسر قرمز بپوشد تا بتواند راحت او را پيدا كند!
ياقوت لباسى سراسر قرمز ميپوشد و بر سر قرار رفت ولى معشوق هيچگاه نيامد!
ياقوت عاشق تا ٣٠ سال [بعد از انقلاب و تا حدود سال ٦٠] با لباس قرمز هر روز بدون غيبت بر سر ميعادگاه حاضر ميشد! اما معشوق هيچگاه نيامد!
تا اينكه يك روز ياقوت نيز نيامد و هيچكس پس از آن روز از او خبردار نشد...
عشق واقعى...❤️
@ancient
ياقوت لباسى سراسر قرمز ميپوشد و بر سر قرار رفت ولى معشوق هيچگاه نيامد!
ياقوت عاشق تا ٣٠ سال [بعد از انقلاب و تا حدود سال ٦٠] با لباس قرمز هر روز بدون غيبت بر سر ميعادگاه حاضر ميشد! اما معشوق هيچگاه نيامد!
تا اينكه يك روز ياقوت نيز نيامد و هيچكس پس از آن روز از او خبردار نشد...
عشق واقعى...❤️
@ancient
Telegram
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Lady in red...
ياقوت؛ بانوي سرخ پوش ميدان فردوسي كه ٣٠ سال با لباس قرمز هر روز بر سر قرار آمد ولي معشوق نيامد...
مستندى كامل درباره ياقوت از عباس نژادتهرانى/ ببينيد 👌🏻❤️
@ancient ™️
ياقوت؛ بانوي سرخ پوش ميدان فردوسي كه ٣٠ سال با لباس قرمز هر روز بر سر قرار آمد ولي معشوق نيامد...
مستندى كامل درباره ياقوت از عباس نژادتهرانى/ ببينيد 👌🏻❤️
@ancient ™️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیری در جوانی عاشق مریم میشود ولی به او نمیرسد؛ مجنون می شود و مورد آزار قرار میگیرد. بچه ها برای عذرخواهی آمده اند
پسری که تصنیف را برای او میخواند صدایی بسيار دلنشين را به رخ عاشقان میکشد...
قطعه اى از مستند "پ مثل پلیکان" به کارگردانی پرویز کیمیاوی و بازیگری آسید علی میرزا كه در سال ۱۳۵۱ ساخته شد. این فیلم از تاثیرگذارترین و شاعرانه ترین فیلم های مستند تاریخ ایران است. سیدعلی میرزا پیرمردی بود که در خرابه های ارگ طبس زندگی ميكرد و باکمک مردم روزگار میگذراند.
@ancient
پسری که تصنیف را برای او میخواند صدایی بسيار دلنشين را به رخ عاشقان میکشد...
قطعه اى از مستند "پ مثل پلیکان" به کارگردانی پرویز کیمیاوی و بازیگری آسید علی میرزا كه در سال ۱۳۵۱ ساخته شد. این فیلم از تاثیرگذارترین و شاعرانه ترین فیلم های مستند تاریخ ایران است. سیدعلی میرزا پیرمردی بود که در خرابه های ارگ طبس زندگی ميكرد و باکمک مردم روزگار میگذراند.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد فاجعه انفجار قطار نیشابور است(۲۹بهمن ۱۳۸۲). دومین تراژدی بزرگ در زمستانِ تلخِ ایران؛ اندکی پس از بم. این یکی از مهیبترین حوادث ریلی جهان است؛ روزی که صدها نفر زنده زنده مردند.
۹:۳۵ صبح؛ پنج ساعت بعد از شروع حادثه، حریق فروکش میکند. مدیران، فرمانداران مشهد و نیشابور، مردم و نیروهای امدادی و آتش نشان دور هم جمع میشوند تا پایان آتش سوزی را اعلام و عکسی به یادگار بگیرند اما ناگهان یک انفجار مهیب، تمامِ معادلات را بر هم میزند.
انفجار، چرخهای قطار را تا شعاعِ دو کیلومتری پرتاب و موجِ حاصل از آن، تمام خانهها در روستاهای اطراف را آوار میسازد؛ تا ۲۰ کیلومتری کشته میدهد و حتی در مشهد، درحالی زلزله۵.۳ ریشتری ثبت میشود که شیشههای برخی خانهها نیز شکسته.
هرکس آنجا بود در دم جان سپرد. بیش از ۳۵۰ کشته و صدها زخمی طبق آمار رسمی ثبت شده.
فاجعه نیشابور در روزگاری رقم خورد که خبری از فضای مجازی نبود.. مدیران از پاسخگویی طفره رفتند و تا امروز، هیچکس دقیق نمیداند که چه چیزی در آن قطار حمل میشد؟! محمولهای که توانسته معادل ۱۸۰ تن TNT انفجار ایجاد کند.
@ancient
۹:۳۵ صبح؛ پنج ساعت بعد از شروع حادثه، حریق فروکش میکند. مدیران، فرمانداران مشهد و نیشابور، مردم و نیروهای امدادی و آتش نشان دور هم جمع میشوند تا پایان آتش سوزی را اعلام و عکسی به یادگار بگیرند اما ناگهان یک انفجار مهیب، تمامِ معادلات را بر هم میزند.
انفجار، چرخهای قطار را تا شعاعِ دو کیلومتری پرتاب و موجِ حاصل از آن، تمام خانهها در روستاهای اطراف را آوار میسازد؛ تا ۲۰ کیلومتری کشته میدهد و حتی در مشهد، درحالی زلزله۵.۳ ریشتری ثبت میشود که شیشههای برخی خانهها نیز شکسته.
هرکس آنجا بود در دم جان سپرد. بیش از ۳۵۰ کشته و صدها زخمی طبق آمار رسمی ثبت شده.
فاجعه نیشابور در روزگاری رقم خورد که خبری از فضای مجازی نبود.. مدیران از پاسخگویی طفره رفتند و تا امروز، هیچکس دقیق نمیداند که چه چیزی در آن قطار حمل میشد؟! محمولهای که توانسته معادل ۱۸۰ تن TNT انفجار ایجاد کند.
@ancient
ancientworld | جهان باستان
امروز سالگرد فاجعه انفجار قطار نیشابور است(۲۹بهمن ۱۳۸۲). دومین تراژدی بزرگ در زمستانِ تلخِ ایران؛ اندکی پس از بم. این یکی از مهیبترین حوادث ریلی جهان است؛ روزی که صدها نفر زنده زنده مردند. ۹:۳۵ صبح؛ پنج ساعت بعد از شروع حادثه، حریق فروکش میکند. مدیران،…
این [آخرین لینک یوتیوب در پایین پست]، فیلم ساعتهای نخست حریق در واگنها است، درحالیکه هنوز با فاجعه اصلی فاصله داریم. فرماندار نیشابور و بخشداران روستاهای اطراف آمدهاند تا اوضاع را مدیریت کنند. آتش نشانها مشغول خاموش کردن آتشاند. بسیاری از افراد حاضر در فیلم، ساعتی بعد خواهند مرد!
💬
نقل شد که جنازهها در فاصله یک کیلومتری، تمام برهنه در گوشه و کنار افتاده بودند. حتی محتویات مغز برخی، ازگوش و بینیشان به بیرون پاشیده شده بود. همچنین دامها، حیوانات و پرندهها نیز جان سالم به در نبردند.
💬
"هیچگاه از سوی مقامات علت دقیق حادثه و محموله آن قطار باری که توانست این چنین انفجار و تخریبی ایجاد کند به درستی اعلام نشد؛ با این حال برخی علت آن را اطفای نادرست چند ماده ناهمگون و خطرناک در کنار هم میدانند، واگنها شامل کود شیمیایی، پشم شیشه، مواد سوختی بوده و در نتیجه مخلوط شدن با آب، گازهای خطرناک و قابل انفجار تولید کرده است."
🔞 هشدار: حاوی صحنههای دلخراش
ویدیوی ۴۰ دقیقهای در آپارات :
aparat.com/v/T9izL
دو برش ۱۰ دقیقهای در یوتیوب:
youtu.be/Ij4Myv1Bvdo
youtu.be/1lrParTXeeE
@ancient
💬
نقل شد که جنازهها در فاصله یک کیلومتری، تمام برهنه در گوشه و کنار افتاده بودند. حتی محتویات مغز برخی، ازگوش و بینیشان به بیرون پاشیده شده بود. همچنین دامها، حیوانات و پرندهها نیز جان سالم به در نبردند.
💬
"هیچگاه از سوی مقامات علت دقیق حادثه و محموله آن قطار باری که توانست این چنین انفجار و تخریبی ایجاد کند به درستی اعلام نشد؛ با این حال برخی علت آن را اطفای نادرست چند ماده ناهمگون و خطرناک در کنار هم میدانند، واگنها شامل کود شیمیایی، پشم شیشه، مواد سوختی بوده و در نتیجه مخلوط شدن با آب، گازهای خطرناک و قابل انفجار تولید کرده است."
🔞 هشدار: حاوی صحنههای دلخراش
ویدیوی ۴۰ دقیقهای در آپارات :
aparat.com/v/T9izL
دو برش ۱۰ دقیقهای در یوتیوب:
youtu.be/Ij4Myv1Bvdo
youtu.be/1lrParTXeeE
@ancient
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
قطار نیشابور
حادثه انفجار قطار نیشابور
موقع جنگ جوان پانزده شانزده ساله را می فرستادند خط مقدم و میگفتند شجاع است. اما الان حاضر نیستند از یک شغل و از چندین شغل خود بگذرند و جایشان را به جوانی بدهند تا خودش را ثابت کند، می گویند بی تجربه است!!!
چطور آن وقت که می خواست دم تیر برود شجاع بود و با تجربه اما الان که می خواهد روی صندلی بنشیند ترسو هست و کم تجربه؟!
@ancient
چطور آن وقت که می خواست دم تیر برود شجاع بود و با تجربه اما الان که می خواهد روی صندلی بنشیند ترسو هست و کم تجربه؟!
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود. همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود. مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
@ancient
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
@ancient
این تصویر نزدیکترین و واضحترین عکس از چهره رضاشاه است. عکس در زمان تبعید در آفریقا از او گرفته شده
@ancient
@ancient
کشف تندیسهایی از عراق و سوریه نشان میدهد که پس از گذشت ۱۸۰۰ سال، پوشش"کُردهای ایزدی" با تندیس هایی که از همان نواحی به دست آمده، تغییر زیادی نکرده است!!
ایزدیها یکی از مردمان ایرانیتبار ساکن در عراق و سوریه هستند. آیین آنها ریشه در ادیان کهن ایرانی دارد. آنها به زبان کُردی کرمانجی سخن میگویند
@ancient
ایزدیها یکی از مردمان ایرانیتبار ساکن در عراق و سوریه هستند. آیین آنها ریشه در ادیان کهن ایرانی دارد. آنها به زبان کُردی کرمانجی سخن میگویند
@ancient
در این تصویر از سیل دزفول مقاومت پایه های پل ساسانی را مشاهده میکنید! اونهم با گذشت ۱۷۰۰ سال!
یعنی این پل بعد از این همه سال هنوز پا برجا و مقاومه!
@ancient
یعنی این پل بعد از این همه سال هنوز پا برجا و مقاومه!
@ancient
آیا خودرو، دلار، گوشت، مرغ و... باز هم گران میشود!؟
سرخپوستان از رئيس جديد پرسیدند: آيا زمستان سختی در پيش است؟
رئيس جوان قبيله که نمیدانست چه جوابی بدهد گفت: برای احتياط برويد هيزم تهيه کنيد. سپس به سازمان هواشناسی زنگ زد:
آقا امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: اينطور به نظر میآید.
پس رئيس دستور داد که بيشتر هيزم جمع کنند، و بعد يک بار ديگر به سازمان هواشناسی زنگ زد:
شما نظر قبلیتان را تأييد می کنيد؟
و پاسخ شنید: صد در صد.
رئيس دستور داد که همهی سرخپوستان، تمام توانشان را برای جمعآوری هيزم بيشتر به کار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ زد: آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: بگذار اينطور بگویم؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر.
رئيس پرسید: از کجا میدانيد؟
و پاسخ شنید: چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هيزم جمع میکنند!
برخی وقتها ما خودمان مسبب وقايع اطرافمان هستيم.
کمتر هیزم جمع کنیم!
@ancient
سرخپوستان از رئيس جديد پرسیدند: آيا زمستان سختی در پيش است؟
رئيس جوان قبيله که نمیدانست چه جوابی بدهد گفت: برای احتياط برويد هيزم تهيه کنيد. سپس به سازمان هواشناسی زنگ زد:
آقا امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: اينطور به نظر میآید.
پس رئيس دستور داد که بيشتر هيزم جمع کنند، و بعد يک بار ديگر به سازمان هواشناسی زنگ زد:
شما نظر قبلیتان را تأييد می کنيد؟
و پاسخ شنید: صد در صد.
رئيس دستور داد که همهی سرخپوستان، تمام توانشان را برای جمعآوری هيزم بيشتر به کار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ زد: آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: بگذار اينطور بگویم؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر.
رئيس پرسید: از کجا میدانيد؟
و پاسخ شنید: چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هيزم جمع میکنند!
برخی وقتها ما خودمان مسبب وقايع اطرافمان هستيم.
کمتر هیزم جمع کنیم!
@ancient