ابو ریحان بیرونی چگونه قاره آمریکا را کشف کرد؟
ابو ریحان بیرونی در کتاب الهند (حدود ۵۰۰ سال پیش از کریستف کلمب) با اصول و قواعد علمی حدس زده بود که در ربع مقاطر ربع مسکون شمالی، یعنی در نیمکره جنوبی مقابل بخش شمالی از کره زمین که آباد و قابل سکونت است، خشکی دیگری نیز وجود دارد که امروزه با نام قاره آمریکا شناخته می شود.
📚منبع: یارینامه: کرانی، عرفان (۱۳۹۶). ص ۸۶
@ancient
ابو ریحان بیرونی در کتاب الهند (حدود ۵۰۰ سال پیش از کریستف کلمب) با اصول و قواعد علمی حدس زده بود که در ربع مقاطر ربع مسکون شمالی، یعنی در نیمکره جنوبی مقابل بخش شمالی از کره زمین که آباد و قابل سکونت است، خشکی دیگری نیز وجود دارد که امروزه با نام قاره آمریکا شناخته می شود.
📚منبع: یارینامه: کرانی، عرفان (۱۳۹۶). ص ۸۶
@ancient
دیکتاتورها درباره خود چه دیدگاهی داشتند:
ایوان مخوف [تزار خون ریز روسیه] :
من ماموریتیافته از سوی "خدا و مسیح" برای نجات و رستگاریِ روسها هستم.
آدولف هیتلر:
من مسیری را میروم که "خدا" به من دیکته میکند و اعتماد به نفسِ کسی را دارم که در خواب راه میرود.
بنیتو موسولینی:
من نظرکردهی "خدا" هستم.
فرانسیسکو فرانکو:
من فقط نسبت به "خدا" و تاریخ احساس مسئولیت میکنم.
معمر قذافی:
من رئيس جمهوری نيستم که از سمَتِ خود کنار بروم. من رهبر انقلاب ليبی هستم و تا ابدالدهر و وقتی که “شهيد” شوم در اين سمت باقی خواهم ماند.
رابرت موگابه:
ریاست جمهوری برای من ماموریتی "آسمانی و الهی" است که نمیتوانم از آن سر باز زنم و شانه خالی کنم.
هایله سلاسی:
بدانید که من از نسل داوود و سلیمان نبی هستم. خداوند زمام امور کشور را به دست من سپرده است. آنانکه وضعیت موجود را زیر سوال میبرند کافرانی هستند که میخواهند ایمان شما را سست کنند.
@ancient
ایوان مخوف [تزار خون ریز روسیه] :
من ماموریتیافته از سوی "خدا و مسیح" برای نجات و رستگاریِ روسها هستم.
آدولف هیتلر:
من مسیری را میروم که "خدا" به من دیکته میکند و اعتماد به نفسِ کسی را دارم که در خواب راه میرود.
بنیتو موسولینی:
من نظرکردهی "خدا" هستم.
فرانسیسکو فرانکو:
من فقط نسبت به "خدا" و تاریخ احساس مسئولیت میکنم.
معمر قذافی:
من رئيس جمهوری نيستم که از سمَتِ خود کنار بروم. من رهبر انقلاب ليبی هستم و تا ابدالدهر و وقتی که “شهيد” شوم در اين سمت باقی خواهم ماند.
رابرت موگابه:
ریاست جمهوری برای من ماموریتی "آسمانی و الهی" است که نمیتوانم از آن سر باز زنم و شانه خالی کنم.
هایله سلاسی:
بدانید که من از نسل داوود و سلیمان نبی هستم. خداوند زمام امور کشور را به دست من سپرده است. آنانکه وضعیت موجود را زیر سوال میبرند کافرانی هستند که میخواهند ایمان شما را سست کنند.
@ancient
برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است:
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها ...
✍🏻جبران خلیل جبران
@ancient
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها ...
✍🏻جبران خلیل جبران
@ancient
شاید باور نکنید ولی در زمان هخامنشیان همچین کفشهایی میپوشیدند!
در دوران هخامنشی کفشها از چرم و کتان تهیه میشد و برای زیباتر کردنشون با لایههای چرم بصورت خطی کفشها رو میآراستند، این درحالیه که روميان و يونانيان صندلهای چوبی به پا میکردند !
@ancient
در دوران هخامنشی کفشها از چرم و کتان تهیه میشد و برای زیباتر کردنشون با لایههای چرم بصورت خطی کفشها رو میآراستند، این درحالیه که روميان و يونانيان صندلهای چوبی به پا میکردند !
@ancient
سرداری که خود را وقف ایران کرد!
در زمان داریوش بزرگ، یک نفر در بابل شورش کرد و حکومت شهر را در دست گرفت. داریوش بزرگ شتابان با سپاه بزرگی به سوی بابل تاخت، ولی در آنجا با دفاع سخت بابلیان روبرو شد! سپاه داریوش شهر را محاصره کرده بود ولی کاری از پیش نمی برد.
تا اینکه زوپیر، سردار دلیر سپاه داریوش، راهی به ذهنش رسید. او گوش ها و بینی خود را برید و نزد داریوش رفت و از او خواست که به این بهانه که توسط ایرانی ها تنبیه شده به بابل پناهنده شود و به درون دشمن نفوذ کند.
داریوش در ابتدا مخالف بود ولی با عمل سردار، در عمل انجام شده قرار گرفت. زوپیر به بابل پناه برد و بابلیان با دیدن گوش و بینی بریده زوپیر باور کردند که او توسط داریوش تنبیه شده است و از روی این که زوپیر بتواند از داریوش انتقام بگیرد، سپاهی به او دادند.
زوپیر دروازه های شهر بابل را به روی سپاه داریوش باز کرد و سپاه ایران دفاع بابلیان را در هم شکست و شورشیان بابل پا به فرار گذاشتند. داریوش بزرگ به پاس خدمتی که زوپیر انجام داد، او را به ساتراپی بابل برگزید.
📚منبع: تاریخ هرودوت
@ancient
در زمان داریوش بزرگ، یک نفر در بابل شورش کرد و حکومت شهر را در دست گرفت. داریوش بزرگ شتابان با سپاه بزرگی به سوی بابل تاخت، ولی در آنجا با دفاع سخت بابلیان روبرو شد! سپاه داریوش شهر را محاصره کرده بود ولی کاری از پیش نمی برد.
تا اینکه زوپیر، سردار دلیر سپاه داریوش، راهی به ذهنش رسید. او گوش ها و بینی خود را برید و نزد داریوش رفت و از او خواست که به این بهانه که توسط ایرانی ها تنبیه شده به بابل پناهنده شود و به درون دشمن نفوذ کند.
داریوش در ابتدا مخالف بود ولی با عمل سردار، در عمل انجام شده قرار گرفت. زوپیر به بابل پناه برد و بابلیان با دیدن گوش و بینی بریده زوپیر باور کردند که او توسط داریوش تنبیه شده است و از روی این که زوپیر بتواند از داریوش انتقام بگیرد، سپاهی به او دادند.
زوپیر دروازه های شهر بابل را به روی سپاه داریوش باز کرد و سپاه ایران دفاع بابلیان را در هم شکست و شورشیان بابل پا به فرار گذاشتند. داریوش بزرگ به پاس خدمتی که زوپیر انجام داد، او را به ساتراپی بابل برگزید.
📚منبع: تاریخ هرودوت
@ancient
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد
شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !
مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود
انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند
✍🏻دکتر یوسف اباذری
@ancient
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد
شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !
مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود
انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند
✍🏻دکتر یوسف اباذری
@ancient
۱۵۱سال قبل یعنی سال ۱۸۶۹، شعری درباره قرنطینع توسط کاتلین اومارا سروده شد و سپس در زمان آنفلونزای همهگیر سال ۱۹۱۹ اسپانیا با این عکس دوباره منتشر شد.
“و مردم در خانههای خود ماندند:
و کتاب خواندند
و شنیدند
و استراحت کردند
و ورزش کردند
و بازی کردند و به هنر پرداختند
و راههای تازهای از بودن را آموختند.
و متوقف شدند و عمیقتر گوش دادند
برخی مراقبه کردند، برخی دعا کردند
برخی با سایههایشان ملاقات کردند.
و مردم شروع کردند به تفکراتی متفاوت
و مردم شفا یافتند.
و در غیاب مردمانی که به روشهای جاهلانه، خطرناک، بیمعنی
و بیرحمانه زندگی میکردند
زمین شروع کرد به شفایافتن.
و زمانی که خطر برطرف شد،
مردم خودشان را یافتند.
آنان برای مردگان عزاداری کردند
و انتخابهای تازه داشتند
و دیدگاههای تازهای را خواب دیدند
و روشهای تازهای را برای زندگی کردن آفریدند.
و زمین را بطور کامل شفا دادند
درست همانگونه که خودشان شفا یافتند."
@ancient
“و مردم در خانههای خود ماندند:
و کتاب خواندند
و شنیدند
و استراحت کردند
و ورزش کردند
و بازی کردند و به هنر پرداختند
و راههای تازهای از بودن را آموختند.
و متوقف شدند و عمیقتر گوش دادند
برخی مراقبه کردند، برخی دعا کردند
برخی با سایههایشان ملاقات کردند.
و مردم شروع کردند به تفکراتی متفاوت
و مردم شفا یافتند.
و در غیاب مردمانی که به روشهای جاهلانه، خطرناک، بیمعنی
و بیرحمانه زندگی میکردند
زمین شروع کرد به شفایافتن.
و زمانی که خطر برطرف شد،
مردم خودشان را یافتند.
آنان برای مردگان عزاداری کردند
و انتخابهای تازه داشتند
و دیدگاههای تازهای را خواب دیدند
و روشهای تازهای را برای زندگی کردن آفریدند.
و زمین را بطور کامل شفا دادند
درست همانگونه که خودشان شفا یافتند."
@ancient
در زمان کمبوجیه، شخصی به نام "سی سام نِس" را که شغل قضاوت داشت، کمبوجیه به اعدام محکوم ساخت و پس از اعدام دستور داد پوست او را کنده روی مسندی که می نشست بگسترند و شغل این قاضی را بعد به پسرش داده و به او گفت: هر زمان که می خواهی حکمی بدهی به این مسند بنگر.
آنچه مسلم است در دوران هخامنشی به داوری و احقاق اهمیت خاصی می داده اند. شاهان نسبت به قضاوت، چنانچه گفته شد بسیار سختگیر و گاهی بی رحم بوده اند.
📚منبع: تاریخ ایران باستان(جلد دوم)، حسن پیرنیا
@ancient
آنچه مسلم است در دوران هخامنشی به داوری و احقاق اهمیت خاصی می داده اند. شاهان نسبت به قضاوت، چنانچه گفته شد بسیار سختگیر و گاهی بی رحم بوده اند.
📚منبع: تاریخ ایران باستان(جلد دوم)، حسن پیرنیا
@ancient
هنگامیکه اوضاع اندوهبار جهان را در اندک روزگاری پیش از کوروش به یاد می آوریم، اهمیت بی کران آن شاه شکوهمند و بزرگ بهتر نمایان می شود. او را به حق لقب بزرگ داده اند، زیرا بدان گروه انگشت شماری از مردمان تعلق دارد که انسانیت نمی تواند از دادن لقب بزرگ بدانان دریغ کند.
✍🏻پروفسور شاپور شهبازی
@ancient
✍🏻پروفسور شاپور شهبازی
@ancient
سه سال قبل، تجربه ی تازه ای را شروع کردم. "ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار".
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم.
چند هفته ی اول سخت بود، خیلی سخت.
مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر،
دید ارزشمندتر،
تصمیمات بهتر،
و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟؟
هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم ...
📙 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 رولف دوبلی
@ancient
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم.
چند هفته ی اول سخت بود، خیلی سخت.
مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر،
دید ارزشمندتر،
تصمیمات بهتر،
و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟؟
هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم ...
📙 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 رولف دوبلی
@ancient
هـزاران سال گذشـت تا انسان
توانست بفهمد كه ساخته دست
خود را نپرستد. چند هـزار سال
ديگر باید بگذرد تا انسان بفهمد
ساخته ذهن خود را نپرسـتد !
✍🏻 اشـو
@ancient
توانست بفهمد كه ساخته دست
خود را نپرستد. چند هـزار سال
ديگر باید بگذرد تا انسان بفهمد
ساخته ذهن خود را نپرسـتد !
✍🏻 اشـو
@ancient
این اسلایدها رو ببینید تا بفهمید زمان چقدر زود میگذره!! زودتر از اونی که فکرش رو هم بکنیم...
سریال “جواهری در قصر” یا همون یانگوم ۱۴ سال پیش پخش میشد...
۱۴ سال هم از زمان پخش “شبهای برره” گذشت
۱۹ سال از پخش سریال “زیر آسمان شهر” گذشت
۲۳ سال از گل خداداد عزیزی به استرلیا گذشت
پیر شدید رفت :))
@ancient
سریال “جواهری در قصر” یا همون یانگوم ۱۴ سال پیش پخش میشد...
۱۴ سال هم از زمان پخش “شبهای برره” گذشت
۱۹ سال از پخش سریال “زیر آسمان شهر” گذشت
۲۳ سال از گل خداداد عزیزی به استرلیا گذشت
پیر شدید رفت :))
@ancient
امروز هفتادمین سالگرد خاکسپاری رضاشاه در شهر ری تهران است. جسد مومیایی رضا شاه پس از چند سال که در مصر دفن بود طی تشریفات خاصی به شاه عبدالعظیم شهر ری منتقل شد.
در اردیبهشت ۱۳۵۹، به دستور صادق خلخالی طی بیست روز بهکلی ویران شد. خلخالى بعدها گفت كه با تخريب اين مقبره روحيه خدايی در مردم زنده شد!
@ancient
در اردیبهشت ۱۳۵۹، به دستور صادق خلخالی طی بیست روز بهکلی ویران شد. خلخالى بعدها گفت كه با تخريب اين مقبره روحيه خدايی در مردم زنده شد!
@ancient
"غربزدگی الزاما بد نیست"
۱- یک غربى معمولا بطرى آبش را از خودش جدا نمی کند. استاد هم با بطرى #آب درس می دهد و آب تنها چیزى است که غربی ها به شدت می خورند و ما نه!
۲- هر چقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیون به دست داریم، این غربی ها #کتاب در دست دارند کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است.
۳- در جواب پرسیدن حال شان به جاى قربان شما و نوکرتم جواب روشن می دهند و شما در جریان حال شان قرار می گیرید مثلا می گویند: خوبم، کمى مریضم، خسته ام، بد نیستم، عالى ام، ....
۴- وقتى لطفى می کنید مثلا از غذای تان به کسى تعارف می کنید به جاى گفتن الهى فدات بشم و دورت بگردم خیلى واضح می گویند: تو #مهربانى و ... .
و شما روزى را تصور کنید که به خاطر کارهاى معمولى چند بار به شما گفته شده مهربان هستید، آیا به سمت مهربان تر شدن نمى روید؟!
۵- بین مشاغل مختلف تفاوت جایگاهى نیست. پزشک از اتاقش بیرون می آید و هر مریض را شخصا صدا می کند، استاد، روز اول می گوید من نه پرفسورم، نه sir، نه مسیو، من فقط "مت"(اسم کوچکش) هستم.
۶- مردم #ورزش می کنند ... به معناى واقعى کلمه نه آمپول و تزریق هورمون...
نه به شرایط خاصى احتیاج دارند نه باشگاه نه وقت کافى....
با دوچرخه سر کار می روند... بارها کسانى را دیده ام که کالسکه به دست، می دویدند....
دوستى در باشگاه، کارمندان جایى را دیده بود که وقت ناهارشان را به باشگاه مى آیند و ورزش می کنند.
۷- وقتى نگاه تان به کسى می افتاد سریع #لبخند می زند و احتمالا روز خوش می گوید، ما چرا انقدر با نگاه همدیگر مشکل داریم و چرا انقدر به هم زل می زنیم؟!
۸- از چه زمانى ما کمتر در مترو و اتوبوس براى مسن ها، صندلى خالى کردیم؟
اینجا اگر براى مسن ها و باردارها و بچه ها صندلى خالى نکنید علنا دیگران به شما تذکر می دهند.
۹- با بچه ها، حیوانات و طبیعت #مهربان تر بودن نشان از انسان تر بودن شما دارد.
۱۰- بدون ترحم و تحقیر به ضعیف ترها #کمک می کنند.
کسى احساس برتر بودن به شما نمی دهد.
۱۱- در رفتارشان خود را درگیر قید و بندهای حاصل از آداب و #تشریفات نمی کنند،
خودشان هستند و فکرشان را صرف ارائه ی ماسک اجتماعی نمی کنند چون از این که خودشان باشند هراسی ندارند.
و...
ما اما از غرب زدگی فقط فرو مایه ترین مدهای گروه های افراطی رو یاد گرفتیم. چرا این ۱۱ مورد رو یاد نگرفتیم؟!
@ancient
۱- یک غربى معمولا بطرى آبش را از خودش جدا نمی کند. استاد هم با بطرى #آب درس می دهد و آب تنها چیزى است که غربی ها به شدت می خورند و ما نه!
۲- هر چقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیون به دست داریم، این غربی ها #کتاب در دست دارند کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است.
۳- در جواب پرسیدن حال شان به جاى قربان شما و نوکرتم جواب روشن می دهند و شما در جریان حال شان قرار می گیرید مثلا می گویند: خوبم، کمى مریضم، خسته ام، بد نیستم، عالى ام، ....
۴- وقتى لطفى می کنید مثلا از غذای تان به کسى تعارف می کنید به جاى گفتن الهى فدات بشم و دورت بگردم خیلى واضح می گویند: تو #مهربانى و ... .
و شما روزى را تصور کنید که به خاطر کارهاى معمولى چند بار به شما گفته شده مهربان هستید، آیا به سمت مهربان تر شدن نمى روید؟!
۵- بین مشاغل مختلف تفاوت جایگاهى نیست. پزشک از اتاقش بیرون می آید و هر مریض را شخصا صدا می کند، استاد، روز اول می گوید من نه پرفسورم، نه sir، نه مسیو، من فقط "مت"(اسم کوچکش) هستم.
۶- مردم #ورزش می کنند ... به معناى واقعى کلمه نه آمپول و تزریق هورمون...
نه به شرایط خاصى احتیاج دارند نه باشگاه نه وقت کافى....
با دوچرخه سر کار می روند... بارها کسانى را دیده ام که کالسکه به دست، می دویدند....
دوستى در باشگاه، کارمندان جایى را دیده بود که وقت ناهارشان را به باشگاه مى آیند و ورزش می کنند.
۷- وقتى نگاه تان به کسى می افتاد سریع #لبخند می زند و احتمالا روز خوش می گوید، ما چرا انقدر با نگاه همدیگر مشکل داریم و چرا انقدر به هم زل می زنیم؟!
۸- از چه زمانى ما کمتر در مترو و اتوبوس براى مسن ها، صندلى خالى کردیم؟
اینجا اگر براى مسن ها و باردارها و بچه ها صندلى خالى نکنید علنا دیگران به شما تذکر می دهند.
۹- با بچه ها، حیوانات و طبیعت #مهربان تر بودن نشان از انسان تر بودن شما دارد.
۱۰- بدون ترحم و تحقیر به ضعیف ترها #کمک می کنند.
کسى احساس برتر بودن به شما نمی دهد.
۱۱- در رفتارشان خود را درگیر قید و بندهای حاصل از آداب و #تشریفات نمی کنند،
خودشان هستند و فکرشان را صرف ارائه ی ماسک اجتماعی نمی کنند چون از این که خودشان باشند هراسی ندارند.
و...
ما اما از غرب زدگی فقط فرو مایه ترین مدهای گروه های افراطی رو یاد گرفتیم. چرا این ۱۱ مورد رو یاد نگرفتیم؟!
@ancient
این مجموعه تصاویر شکستن بشکههای مشروب و ریختن اون تو خیابون رو نشون میده! ولی کجا؟! آمریکا، سال ۱۹۲۷!!
باورش سخته ولی اون زمان تو آمریکا فروش و استفاده مشروبات الکلی ممنوع بود...
@ancient
باورش سخته ولی اون زمان تو آمریکا فروش و استفاده مشروبات الکلی ممنوع بود...
@ancient
صدام: زمانیکه بوش تهدید به حمله نظامی کرد، با کرملین تماس گرفتم و ناراحتی خود را ابراز داشتم، پوتین حرفهای مرا شنید و سپس با صدای بلند خندید و گفت: هیچ از تو که از شجاعان عرب هستی انتظار نداشتم با یک تهدید بترسی! بوش جرات حمله را ندارد. بعد از حمله تماس گرفتم اما کسی جواب تلفن مرا نداد.
منبع: گفتگوی صدام حسین با جان نیکسون. پس از دستگیری صدام، نیکسون وظیفه تحقیق و بازجویی از او را داشت.
@ancient
منبع: گفتگوی صدام حسین با جان نیکسون. پس از دستگیری صدام، نیکسون وظیفه تحقیق و بازجویی از او را داشت.
@ancient
فردای روزی که خرمشهر توسط عراقی ها اشغال شد، جسد بی جان و عریان دختری را در آن سوی کارون به تیرک بسته بودند تا مقابل چشم سربازان ایرانی باشد. سه تن از تکاوران نیروی دریایی ارتش ایران شهید شدند تا آن جسد پایین بیاید.
@ancient
@ancient
روی پيراهن مارادونا نوشته: نه به مواد مخدر
روی پيراهن پلاتينی نوشته: نه به فساد مالی
مارادونا معتاد بود و پلاتينی مفسد اقتصادی از آب درآمد!
حکایت مرگ بر آمریکا گفتن بعضیاس که یا با گوشی آیفون مرگ میفرستن یا فرزندانشان رو جهت زندگی و تحصیل میفرستن آمریکا، اینجا مرگ بر آمریکا آنجا مدرک دکترا و گرین کارت و ...
@ancient
روی پيراهن پلاتينی نوشته: نه به فساد مالی
مارادونا معتاد بود و پلاتينی مفسد اقتصادی از آب درآمد!
حکایت مرگ بر آمریکا گفتن بعضیاس که یا با گوشی آیفون مرگ میفرستن یا فرزندانشان رو جهت زندگی و تحصیل میفرستن آمریکا، اینجا مرگ بر آمریکا آنجا مدرک دکترا و گرین کارت و ...
@ancient
برادر بزرگترم تا زنده بود در مزرعه کار نمی کرد. وقتی مُرد، لباس هایش را مترسک مزرعه می پوشید. صبح روز بعد مترسک را با لباس هایش بُرده بودند. هر چه گشتیم پیدا نشد! مزرعه مان از صدای کلاغ ها، سیاه شد. چهل سالِ بعد که پیر دخترِ همسایه مُرد، مترسک را توی اتاقش پیدا کردند، در حالی که دکمه های پیراهنش باز بود!
✍علی ناصری
@ancient
✍علی ناصری
@ancient
فکرشم نمیکنید این خانوم کی میتونه باشه!!
ایشون فاطمه خلخالی دختر صادق خلخالیه که دکتری علوم سیاسی داره! او در مصاحبه با مجله اندیشه پویا درباره پدرش گفته بود: پدرم توی خانه هم یکجورهایی انقلابی بود. یعنی ما حق نداشتیم دو دست لباس اضافه داشته باشیم!
خیلی وقت ها عصبانی می شدم که شما چه حقی دارید که اموال من را می بخشید. این اواخر اعتراض میکردم که همه جا را فساد اقتصادی گرفته آن وقت شما نگران همین یک جفت کفش من هستی؟ ما حق نداشتیم چیز زیادی بخواهیم. حق نداشتیم مدرسه خوب برویم.
پدرم به هیچ وجه آدم مهربانی نبود. به شدت سختگیر بود اما من از پدرم کتک نخوردم. در خانواده تنبیه بدنی اصلا نداشتیم، با این وجود من همیشه وقتی میخواستم کارنامه ام را به بابا نشان دهم شب تا صبح خوابم نمی برد. هیچ اهل مماشات نبود. من همیشه باید سختکوش می بودم و کار می کردم و لیاقتم را نشان می دادم، وقتی هم لیاقتم را نشان میدادم می گفت وظیفه ات بوده!
@ancient
ایشون فاطمه خلخالی دختر صادق خلخالیه که دکتری علوم سیاسی داره! او در مصاحبه با مجله اندیشه پویا درباره پدرش گفته بود: پدرم توی خانه هم یکجورهایی انقلابی بود. یعنی ما حق نداشتیم دو دست لباس اضافه داشته باشیم!
خیلی وقت ها عصبانی می شدم که شما چه حقی دارید که اموال من را می بخشید. این اواخر اعتراض میکردم که همه جا را فساد اقتصادی گرفته آن وقت شما نگران همین یک جفت کفش من هستی؟ ما حق نداشتیم چیز زیادی بخواهیم. حق نداشتیم مدرسه خوب برویم.
پدرم به هیچ وجه آدم مهربانی نبود. به شدت سختگیر بود اما من از پدرم کتک نخوردم. در خانواده تنبیه بدنی اصلا نداشتیم، با این وجود من همیشه وقتی میخواستم کارنامه ام را به بابا نشان دهم شب تا صبح خوابم نمی برد. هیچ اهل مماشات نبود. من همیشه باید سختکوش می بودم و کار می کردم و لیاقتم را نشان می دادم، وقتی هم لیاقتم را نشان میدادم می گفت وظیفه ات بوده!
@ancient