واحد های اندازه گیری وزن در ایران قدیم
یک من = 3 کیلو
ری = 4 من
خروار = 100 من
چارک = یک چهارم من
سیر = یک دهم چارک = یک چهلم من
مثقال = یک شانزدهم سیر
قیراط = یک بیست و سوم مثقال
نخود = یک بیست و چهارم مثقال
گندم = یک چهارم نخود
واحد های اندازه گیری طول در ایران قدیم
یک ذرع = 104 سانتیمتر
چارک = یک چهارم ذرع
گره = یک چهارم چارک = یک شانزدهم ذرع
بهر = یک دوم گره = یک هشتم چارک = یک سی و دوم ذرع
فرسخ = 6000 ذرع
اندازه گیری با دست (اَرَج / ارش)
برای اندازه گیری چیزهای بزرگتر، از فاصله بین آرنج تا انگشتانش استفاده کرده و این اندازه را اَرَج یا ارَش نامید.
ذراع
واحد قدیم برای طول که به اندازه از آرنج تا سر انگشتان مرد بوده است .
@ancient
یک من = 3 کیلو
ری = 4 من
خروار = 100 من
چارک = یک چهارم من
سیر = یک دهم چارک = یک چهلم من
مثقال = یک شانزدهم سیر
قیراط = یک بیست و سوم مثقال
نخود = یک بیست و چهارم مثقال
گندم = یک چهارم نخود
واحد های اندازه گیری طول در ایران قدیم
یک ذرع = 104 سانتیمتر
چارک = یک چهارم ذرع
گره = یک چهارم چارک = یک شانزدهم ذرع
بهر = یک دوم گره = یک هشتم چارک = یک سی و دوم ذرع
فرسخ = 6000 ذرع
اندازه گیری با دست (اَرَج / ارش)
برای اندازه گیری چیزهای بزرگتر، از فاصله بین آرنج تا انگشتانش استفاده کرده و این اندازه را اَرَج یا ارَش نامید.
ذراع
واحد قدیم برای طول که به اندازه از آرنج تا سر انگشتان مرد بوده است .
@ancient
گفته میشود وقتی قاضی از قاتل انور السادت (رئیسجمهور مصر) که عضو گروه جهاد اسلامی بود میپرسد چرا او را کشتی؟ قاتل جواب میدهد: او یک سکولار بود.قاضی میگوید: آيا معنی سکولار را میدانید؟ قاتل میگوید: نه نمیدانم!
در ترور نافرجام نجیب محفوظ(نویسنده مصری برنده جایزه نوبل) قاضی از ضارب میپرسد: چرا نجیب را با خنجر زدید؟ ضارب میگوید: بدلیل نوشتههایش، خصوصا کتاب بچه های محله ما. قاضی میگوید: کتاب را خوانده ای؟ ضارب میگوید: خیر!
قاضی از قاتل فرج فوده، شاعر و نویسنده مصری میپرسد چرا او را کشتی؟ قاتل میگوید:او کافر است.
قاضی به قاتل میگوید: چطور به این نتیجه رسیدی؟ قاتل: از کتاب هایش.
قاضی میگوید: آیا کتابهایش را خوانده ای؟ قاتل جواب میدهد: خیر من اصلا سواد ندارم!
اینگونه جامعه بشری تاوان جهل عده ای را داد و می دهد...
@ancient
در ترور نافرجام نجیب محفوظ(نویسنده مصری برنده جایزه نوبل) قاضی از ضارب میپرسد: چرا نجیب را با خنجر زدید؟ ضارب میگوید: بدلیل نوشتههایش، خصوصا کتاب بچه های محله ما. قاضی میگوید: کتاب را خوانده ای؟ ضارب میگوید: خیر!
قاضی از قاتل فرج فوده، شاعر و نویسنده مصری میپرسد چرا او را کشتی؟ قاتل میگوید:او کافر است.
قاضی به قاتل میگوید: چطور به این نتیجه رسیدی؟ قاتل: از کتاب هایش.
قاضی میگوید: آیا کتابهایش را خوانده ای؟ قاتل جواب میدهد: خیر من اصلا سواد ندارم!
اینگونه جامعه بشری تاوان جهل عده ای را داد و می دهد...
@ancient
معروف است که روزی موسی به خدا گفتند : چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی ؟؟
خدا گفت : فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مـدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند...
@ancient
خدا گفت : فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مـدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند...
@ancient
خوزه موخیکا رئيس جمهور اروگوئه به فقیرترین رئیس جمهور دنیا مشهور است!
او نود درصد حقوق خودرا به خيريه ها اهدا می كند ، این تصویر او در صف انتظار یک بيمارستان عمومى است!
قابل توجه مسئولین وطنی
@ancient
او نود درصد حقوق خودرا به خيريه ها اهدا می كند ، این تصویر او در صف انتظار یک بيمارستان عمومى است!
قابل توجه مسئولین وطنی
@ancient
آخرین گفتار بابک خرمدین قبل از مرگش چنین بوده است:
تو ای معتصم، اکنون که مرا تکه تکه میکنی از خون من هزاران بابک ظهور خواهد کرد و قدرت شما و جهل و ستم را از میان خواهد برد! این را بدان که ایرانیان هرگز زیر بار زور و ستم نخواهند رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهند کرد
من درسی به ایرانیان داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد. من مردانگی و مبارزه را به ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده من آماده طغیان هستند.
@ancient
تو ای معتصم، اکنون که مرا تکه تکه میکنی از خون من هزاران بابک ظهور خواهد کرد و قدرت شما و جهل و ستم را از میان خواهد برد! این را بدان که ایرانیان هرگز زیر بار زور و ستم نخواهند رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهند کرد
من درسی به ایرانیان داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد. من مردانگی و مبارزه را به ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده من آماده طغیان هستند.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نجات درختان به جای مانده از دوران ماقبل تاریخ
آتشنشانان استرالیایی موفق شدند شماری از درختهای کاج نادر و بازمانده از دوران ماقبل تاریخ را از لهیب شعلههای آتش نجات دهند. این کاجها که از دایناسورها نیز بیشتر عمر کردهاند، به مدد یک تدبیر زیرکانه از آتش رهایی یافتند.
@ancient
آتشنشانان استرالیایی موفق شدند شماری از درختهای کاج نادر و بازمانده از دوران ماقبل تاریخ را از لهیب شعلههای آتش نجات دهند. این کاجها که از دایناسورها نیز بیشتر عمر کردهاند، به مدد یک تدبیر زیرکانه از آتش رهایی یافتند.
@ancient
متن منشور کوروش بزرگ بند ۲۶:
خستگیهای مردم بابل را تسکین دادم و از بند رهایشان کردم...
متن یکی از کتیبههای آشوربانیپال، پادشاه آشوری:
معابد ایلام را با خاک یکسان کردم... سپاهیان من بیشههای مقدس آنان را به آتش کشیدند
@ancient
خستگیهای مردم بابل را تسکین دادم و از بند رهایشان کردم...
متن یکی از کتیبههای آشوربانیپال، پادشاه آشوری:
معابد ایلام را با خاک یکسان کردم... سپاهیان من بیشههای مقدس آنان را به آتش کشیدند
@ancient
دکتر مراضی شیخ از پزشکان نامدار ایرانی و مردمدار بود.
او پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه میکردند به جای پنج ریالی سر فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود…! دختر دکتر مرتضی شیخ تعریف میکرد روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی
کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است
با تعجب گفتم: پدر! بازی تان گرفته است؟
چرا سرنوشابه ها را می شویید؟! پدر جوابی داد که اشکم را درآورد…ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه میکنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
روحش شاد و یادش گرامی...
@ancient
او پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه میکردند به جای پنج ریالی سر فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود…! دختر دکتر مرتضی شیخ تعریف میکرد روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی
کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است
با تعجب گفتم: پدر! بازی تان گرفته است؟
چرا سرنوشابه ها را می شویید؟! پدر جوابی داد که اشکم را درآورد…ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه میکنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
روحش شاد و یادش گرامی...
@ancient
آدم احساس میکنه که زنده یاد فرخی یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
@ancient
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
این تصویر مربوط به سال ۱۳۳۰ در تهران، عکسى ست که شماری از بزرگترین چهرههای ادبیات ایران در آن روزگار را در خود جای دادهاست.
از راست به چپ:
منصوره نادرپور (خواهر نادر نادرپور)، سیمین بهبهانی، لعبت والا، محمد قاضی، نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، فروغ فرخزاد و فریدون مشیری.
@ancient
از راست به چپ:
منصوره نادرپور (خواهر نادر نادرپور)، سیمین بهبهانی، لعبت والا، محمد قاضی، نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، فروغ فرخزاد و فریدون مشیری.
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
کسانیکه نمیخواهند به عقایدشان شک کنند "متعصب" اند.
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
@ancient
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
@ancient
زمانی که کارخانه ارج تو ایران تاسیس شد هنوز سامسونگ دست به کار نشده بود... کارخانه ارج که سازنده لوازم خانگی در ایران بود در سال ۱۹۳۷ یعنی ۱ سال زودتر از کارخانه سامسونگ در کره تاسیس شد... الان سامسونگ دنیا رو گرفته و کارخانه ارج در سال ۱۳۹۵ ورشکسته شد...
کارخانه ارج در آغاز کارهای آهنگری، ریختهگری و جوشکاری انجام میداد و همچنین صندلیهای تاشو نیز تولید میکرد . در دهه ۱۳۵۰ فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی رو آورد و حتی محصولاتش را صادر نیز میکرد... در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، این کارخانه ۷۹ ساله رسماً تعطیل شد.
و اما سامسونگ... شرکت سامسونگ در شهر تائگو در کره جنوبی كار خود را با فروش غذا و سبزى آغاز كرد و در ابتدا به صادرات ماهی خشک و آرد به چین میپرداخت! در اواخر دهه ۱۹۶۰ وارد عرصه تجارت الکترونیک گردید و تبدیل به غول این صنعت شد...
@ancient
کارخانه ارج در آغاز کارهای آهنگری، ریختهگری و جوشکاری انجام میداد و همچنین صندلیهای تاشو نیز تولید میکرد . در دهه ۱۳۵۰ فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی رو آورد و حتی محصولاتش را صادر نیز میکرد... در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، این کارخانه ۷۹ ساله رسماً تعطیل شد.
و اما سامسونگ... شرکت سامسونگ در شهر تائگو در کره جنوبی كار خود را با فروش غذا و سبزى آغاز كرد و در ابتدا به صادرات ماهی خشک و آرد به چین میپرداخت! در اواخر دهه ۱۹۶۰ وارد عرصه تجارت الکترونیک گردید و تبدیل به غول این صنعت شد...
@ancient
پلوتارك مورخ يونانى چنين ميگويد كه شرقى ها بى اندازه نسبت به زنان خود غيرت دارند و ايرانيان در اين باره سرآمد همگانند. آنان از زنان خود به سختى حراست ميكنند و هيچ چشم بيگانه اى اجازه ندارد به آنها بيفتد...
@ancient
@ancient
اگر شما هم متولد اواخر دهه پنجاه یا دهه شصت باشید، حتما به خاطر دارید که نام ژاپن در جنگ دوم با هالهای از مظلومیت و حتی حقانیت در اذهان مردم حک شده بود. برخی رسانههای اسلامگر از جنگ بزرگ و طولانی اقیانوس آرام، تنها همین جمله را روایت میکرد که آمریکای امپریالیست ژاپن را با بمب اتمی ویران کرد. اما نکتهای که بیان نمیشد این بود که ژاپنیها بدون هیچ تردیدی آغازگر جنگ بوده و کشورهای چین، فیلیپین، مالزی، سنگاپور، تایلند و... را اشغال کردند. جنایاتی که ژاپنیها پس از تسلیم و اعلام آتش بس در این کشورها مرتکب شدند، از لحاظ کمیت و کیفیت در سراسر تاریخ بشر نظایر بسیار معدودی دارد.
نکتهای که جالب توجه است این است که تمام تاریخ اینگونه تحریف شده و میشود...
@ancient
نکتهای که جالب توجه است این است که تمام تاریخ اینگونه تحریف شده و میشود...
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
هنگامی که انوشیروان خواست ایوان کاخ مدائن را بسازد دستور داد زمینهای اطراف آن را خریداری کنند, زمینهای اطراف از صاحبانش خریداری شد مگر پیرزنی که امتناع ورزید.
انوشیروان گفت : خانه پیرزن در جای خودش باقی باشد و آنگاه ساختمان او را محکم و با دوام کرد ایوان را محیط بر آن ساخت. اهل آن نواحی آنجا را خانه ی پیرزن نامیدند .
گویند هر روز دود از آشپزخانه پیرزن بر دیوارهای کنده کاری شده زیبای عمارت مینشست و هر صبح و عصر گاوش از روی فرشهای ایوان گذر میکرد و غلامان شکایت به شاهنشاه بردند اما وی گفت هر چه خراب شد دوباره از نو تعمیر کنید .
قیصر روم سفیری به ایران فرستاد و وقتی سفیر به مدائن آمد از عظمت و زیبائی آن بنا در شگفت شد . در گوشه ایوان یک نقص و کجی توجه او را جلب کرد پرسید :
آن قسمت چرا درست نشده است ؟ گفتند این محل خانه پیرزنی است که مایل به فروش نشد و پادشاه هم او را مجبور نکرد .
سفیر گفت : این چنین کجی و نقص که از عدل و دادگری بهم رسد بهتر از آراستگی و درستی است که از روی ظلم و جور پیدا شود...
به نقل از كتاب ايران در زمان ساسانيان
@ancient
انوشیروان گفت : خانه پیرزن در جای خودش باقی باشد و آنگاه ساختمان او را محکم و با دوام کرد ایوان را محیط بر آن ساخت. اهل آن نواحی آنجا را خانه ی پیرزن نامیدند .
گویند هر روز دود از آشپزخانه پیرزن بر دیوارهای کنده کاری شده زیبای عمارت مینشست و هر صبح و عصر گاوش از روی فرشهای ایوان گذر میکرد و غلامان شکایت به شاهنشاه بردند اما وی گفت هر چه خراب شد دوباره از نو تعمیر کنید .
قیصر روم سفیری به ایران فرستاد و وقتی سفیر به مدائن آمد از عظمت و زیبائی آن بنا در شگفت شد . در گوشه ایوان یک نقص و کجی توجه او را جلب کرد پرسید :
آن قسمت چرا درست نشده است ؟ گفتند این محل خانه پیرزنی است که مایل به فروش نشد و پادشاه هم او را مجبور نکرد .
سفیر گفت : این چنین کجی و نقص که از عدل و دادگری بهم رسد بهتر از آراستگی و درستی است که از روی ظلم و جور پیدا شود...
به نقل از كتاب ايران در زمان ساسانيان
@ancient
این سه تصویر مربوط به نوجوانی و جوانی آیتالله سید علی خامنهای رهبر کنونی ایران است. عکس آخر که مو و ریش تراشیده است مربوط به زمانیست که در زندان ساواک بوده است. او در زمان پهلوی ۶ بار بازداشت شده بود.
@ancient
@ancient
پدری قبل از مرگش پسر را چنین نصیحت کرد: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ! اول اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ!
دوم اینکه اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
و سوم اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ!
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ!
ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ...
و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
@ancient
دوم اینکه اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
و سوم اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ!
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ!
ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ...
و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درکیوتو ژاپن روستای قدیمی
هست به نام کایابوکی نو ساتو، که بخاطر چهل پنجاه خانه چوبی با سقف های شیروانی (مثل خانه های گالی پوش شمال) با قدمت بیش از 200 سال معروف است.
از سال 2000، بعد از یک آتش سوزی، برای محافظت از این خانه ها مسئولان محلی در این روستای کوچک راه حلی برای آتش پیدا کردند. آنها 62 آبپاش بزرگ بین خانه ها نصب کردند که داخل اتاقک های چوبی به سبک خانه های روستا استتار شده اند تا جلوه سنتی روستا هم خراب نشود.
موقع آتش سقف این اتاقکها مثل فیلم های تخیلی باز می شود و تفنگ داخل آن شروع به آب پاشی به صورت 360 درجه اطراف میکند، انگار که تمام روستا باران میبارد. هر سال دو بار این آبپاش ها را تست می کنند (در تابستان و زمستان) و مراسم آب پاشی این شلنگ های آبپاش تبدیل به یک جاذبه توریستی این منطقه شده
نکته جالب به نظر من این است که بسیاری از ابتکارهای ژاپنی ها بسیار محلیست و آپولو هوا نمی کنند. فقط فکر می کنند چطور مشکلات خودشان را به بهترین شکل حل کنند.
@ancient
هست به نام کایابوکی نو ساتو، که بخاطر چهل پنجاه خانه چوبی با سقف های شیروانی (مثل خانه های گالی پوش شمال) با قدمت بیش از 200 سال معروف است.
از سال 2000، بعد از یک آتش سوزی، برای محافظت از این خانه ها مسئولان محلی در این روستای کوچک راه حلی برای آتش پیدا کردند. آنها 62 آبپاش بزرگ بین خانه ها نصب کردند که داخل اتاقک های چوبی به سبک خانه های روستا استتار شده اند تا جلوه سنتی روستا هم خراب نشود.
موقع آتش سقف این اتاقکها مثل فیلم های تخیلی باز می شود و تفنگ داخل آن شروع به آب پاشی به صورت 360 درجه اطراف میکند، انگار که تمام روستا باران میبارد. هر سال دو بار این آبپاش ها را تست می کنند (در تابستان و زمستان) و مراسم آب پاشی این شلنگ های آبپاش تبدیل به یک جاذبه توریستی این منطقه شده
نکته جالب به نظر من این است که بسیاری از ابتکارهای ژاپنی ها بسیار محلیست و آپولو هوا نمی کنند. فقط فکر می کنند چطور مشکلات خودشان را به بهترین شکل حل کنند.
@ancient
این عکسا رو دیدم و یه چیزی خیلی برام عجیب بود! این فقط ما نیستیم که بیفرهنگیم، بلکه خارجیها هم وقتی میان ایران بیفرهنگیشون گل میکنه!! روی ستونهای تخت جمشید از امضای ابرام شوفر تا گردشگرای خارجی و امضای نیروی هندی ارتش بریتانیا به چشم میخوره...
@ancient
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی هیتلر در مورد یهودیان...
"مردم را عليه يكديگر تحريك ميكنند و نميخواهند بين آنها صلح باشد، كسانى هستند كه در خانه هايشان نشسته اند، هيچ كجا ديده نميشوند ولى همه جا هستند..."
@ancient
"مردم را عليه يكديگر تحريك ميكنند و نميخواهند بين آنها صلح باشد، كسانى هستند كه در خانه هايشان نشسته اند، هيچ كجا ديده نميشوند ولى همه جا هستند..."
@ancient