ancientworld | جهان باستان
86K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
جالبه بدونید که “گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک” در زبان اوستایی اینجور خونده میشه: “هومته، هوخته، هورشته”. این سه از خصایص و اصول مزدیسنا یا آیین زرتشت است. در اوستا چنین نقل شده که هرکس این سه اصل را رعایت کند کشور جاودانی (بهشت) جایگاه او خواهد بود.

@ancient
شاه ارفاق تحصیلی را خیانت به مملکت میدانست! او چنين گفته بود كه:

"به عنوان فردی دلسوز ورئیس مملکت به دبیران و استادان دانشگاه میگویم به هیچکس نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بی جهت ندهند، این یک نوع خیانت به آینده مملکت است."

@ancient
شادمان از آن هستم که خود را از بند دین رها ساخته‌ایم، اما آیا نوعی اخلاق طبیعی به حد کافی نیرومند به وجود آورده‌ایم که توانا باشد غرایز چپاول، پرخاشگری، و شهوت‌رانی ما را مهار کرده، از سقوط تمدن به ورطه آز، بی‌عفتی و جنایت جلوگیری کند؟ آیا واقعا دیگر اهل تعصب نیستیم، یا تنها تعصب مذهبی را به خصومت‌های ملی، نژادی و آرمانی تبدیل کرده‌ایم؟ آیا منش و رفتارمان از گذشته بهتر شده است یا بدتر؟

✍🏻ویل دورانت، درس‌های تاریخ، فصل “آیا پیشرفت، واقعی است؟”

@ancient
به نظرتون اینا رو برای الان نگفته؟!

‏”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”

سیاحتنامه ابراهیم بیگ؛ ١٢٠ سال پيش!!

@ancient
شاید براتون سوال باشه که مردمان باستان چه چیزهایی میخوردن که هم سالم‌تر بودن هم طول عمر زیادی داشتند و هم قدرت‌بدنی و ذهن پویا که همچین بناهای عظیمی رو به جا گذاشتند؟! در زمان هخامنشیان مردم از این روغن‌ها برای خوراک استفاده میکردند:

روغن کنجد، روغن حیوانی، روغن بنه، روغن کنگر و روغن بادام شیرین

@ancient
والریوس ماکسیموس، مورخ رومی در حدود 350 پیش از میلاد داستانی را روایت میکند با عنوان "رومیِ خوش قلب".

داستان از این قرار است که مردی به نام "سیمون" به جهت مخالفت با حکومت، به زندان افتاده و قرار است با روشی سخت در زندان کُشته شود. یعنی مردن از گشنگی در زندان!
دخترِ این مرد که "پیرو" نام دارد هر روز به ملاقات پدر میرود و مخفیانه از سینه‌اش به پدر خود شیر میدهد تا از مرگ پدر جلوگیری کند! سرانجام در یکی از ملاقات‌ها، زندانبان، دختر را درحال شیر دادن به پدر میبیند و به پادشاه اطلاع میدهد. مهربانی و عشق و علاقه دختر به پدر، احساسات شاه را شعله‌ور میکند و شاه از مجازات پدر میگذرد و او را آزاد میکند.

مشخص نیست که ماکسیموس عنوان "رومیِ نیکوکار" را به دختر فداکار نسبت داده یا به پادشاه بخشنده و یا حتی به هر دو! در هرحال این حکایت سوژه نقاشی بسیاری از هنرمندان در طول تاریخ شده است.

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای نخستین بار در دنیا باغ کوروش بزرگ افتتاح شد! اینجا ایران نیست، تاجیکستان است و این باغ بزرگ و باشکوه باغ کوروش است که به دستور رییس جمهور تاجیکستان برای اولین بار ساخته و به کوروش بزرگ نامگذاری شد! دلیل نامگذاری باغ هم جالبه ببینیدش👌🏻

@ancient
زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود»

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

@ancient
بسیاری واژگان امروز در زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی، ریشه در زبان‌های هخامنشی و پهلوی دارند. در این متن به شماری از واژگان عصر هخامنشی که هنوز استفاده میشوند اشاره شده است:

هخامنشی فارسی امروز

دروگ _ _ _ _ _ _ _ دروغ
ستونا _ _ _ _ _ _ _ ستون‌ها
راستام _ _ _ _ _ _ _ راست
دئیوا _ _ _ _ _ _ _ دیوها
اسبار _ _ _ _ _ _ _ اسوار (سوار)
مِرغا _ _ _ _ _ _ _ مرغ
گوسپندا _ _ _ _ _ _ _ گوسفند
کوف _ _ _ _ _ _ _ کوه
داریامی _ _ _ _ _ _ _ دارم
دریَ _ _ _ _ _ _ _ دریا
زورَ _ _ _ _ _ _ _ زور
زورَکَرَ _ _ _ _ _ _ _ زورگر ، ظالم
تونوا _ _ _ _ _ _ _ توانا
روت _ _ _ _ _ _ _ رود _ رودخانه
وزرگ _ _ _ _ _ _ _ بزرگ
تومه‌یا _ _ _ _ _ _ _ تخمه (نژاد)

@ancient
شهربراز اسپهبد دلاور ساسانی و یکی از فرماندگان بزرگ ارتش ایران در زمان خسرو پرویز بود که در نبردهای خود با رومیان پیروزی‌های شایانی به دست آورد. شهربراز با فرماندهی ماهرانه خود، اورشلیم را جزو قلمرو ساسانیان کرد و در نبردهای پسین مصر، سوریه، آناتولی و لیبی را هم با سرعت حیرت‌انگیزی تسخیر کرد.

@ancient
تفاوت بیشعور با احمق!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است....
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....

بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد.

کسی که ساعت سه صبح بوق میزند بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود بیشعور است.

این ها بیشعورند حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور

احمق بودن درد ندارد،‌ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید
از خانه و مدرسه، از سرانه مطالعه، از خود شیفتگی، از بی وجدانی، از مرکز فرهنگ فاسد
بیشعوری واگیر دارد، هم درد دارد و هم درمان...

مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.

شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!

📚 بیشعوری/ خاویر کرمنت
@ancient
حتما شنیدید وقتی به یکی میگن پول داری؟ میگه دریغ از یه پاپاسی یا یه پول سیاه. اما پاپاسی یا پول سیاه چیه؟ پاپاسی به سکه مسی و کم ارزش دوران اسلامی مخصوصا زمان قاجار گفته میشد که چون از جنس مس بود و به رنگ سیاه درمیومد پول سیاه هم به اون میگفتن.

@ancient
روزی سقراط با یکی از بزرگ زادگان روبرو گشت، بزرگ زاده نام پدران خود را بر سقراط شمرد و به آنان افتخار کرد و سقراط را تحقیر نمود و به او گفت:
تو از خاندان بی قدر و پستی هستی ! سقراط در جواب گفت: ای فلان! پدران تو همه اشخاص بزرگ و عالی قدر و صاحب مقامات و درجات بسیار بوده اند،

ولی تو خود نتوانستی مقام و منزلتی برای خود بسازی. و اما نسب من از خودم شروع میشود. من در راس خانواده ای هستم که از من آغاز شده است، ولی خانواده تو، به تو ختم میشود! پس تو ننگ خاندان خویش هستی و من شرف و افتخار خاندان خود میباشم. #ژن_خوب

@ancient
انسان هزاران سال است که عقاید خود را برتر دانسته و عقاید دیگران را مضحک یا کفرآمیز میداند. درباره این موضوع یکی از بهترین داستان‌های تاریخ رو اینجا ذکر میکنم تا ببینید داریوش بزرگ چگونه این موضوع رو به تصویر کشید.

روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند. سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند! سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...

حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیده‌ای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بی‌عیب است، و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیهان کلهر نابغه موسیقی سنتی ایران که زاده کرمانشاه است در کنسرت شب گذشته اش در لندن به حملات دولت ترکیه علیه غیر نظامیان کرد در کوبانی، راس العین و دیگر شهرهای شمالی سوریه اعتراض کرد و درحالی که برای مهمانان بی شمار انگلیسی حاضر در کنسرتش به زبان خودشان سخن می گفت، اعلام کرد کنسرت آینده اش در استانبول را به همین دلیل لغو می کند.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
@ancient
Audio
پدرم كله صبح است برو داد نزن...

@ancient
روزگاری در ایران نرخ‌ها به قدری ثبات داشت که اقلام با قیمت‌هاشان نامگذاری می‌شدند.

مثلٱ به کاغذهای خط‌دار بزرگ می‌گفتند «کاغذ دهشاهی» و یا به آدامس خروس نشان هم «آدامس دهشاهی» می‌گفتند و یا کلوچه لاهیجان «کلوچه پنج زاری» نامیده می‌شد حتی آدمهای بی‌ارزش نیز با نرخ معروف خودشان «دوزاری» شناخته می‌شدند.

@ancient
من به مهماني دنيا رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
من به ايوان چراغانى دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
تا ته كوچه شك
تا هواي خنك استغنا
تا شب خيس محبت رفتم
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق
چيزها ديدم در روي زمين...

صدای پای آب؛ سهراب سپهری

@ancient
میدونید واژه کدبانو از کجا اومده؟ کد به معنی خانه و صاحب ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽآﯾﺪ. ﺑﺎﻧﻮ ﺩﺭ زبان ﺍﻭﺳﺘﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻓﺮﻭﻍ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ کدﺑﺎﻧﻮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ. ﻭﺍﮊﻩ ﻫﻤﺴﺮ (ﻫﻢ-ﺳﺮ) ﮐﺎملا ﮔﻮﯾﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺩﺭ آﯾﯿﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﻤﭙﺎﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ.

@ancient
در زمان قاجار اعتقاد بر این بود که صدای ساز در هر خانه‌ای که بپیچد خانه را کفرستان و ملائک را تا هفتاد خانه آنسوتر گریزان میکند و شیطان را در آن خانه جمع مینماید. به همین جهت نه کسی به تارزنان و تارسازان منزل میداد و نه کسی به آنها زن و همسر! دختر به تار زن و تار ساز و مطرب دادن اهانت و حقارت محسوب میشد!

به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تار زنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!

📚از کتاب تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، جعفر شهری
@ancient
عبدالله موحد سلطان کشتی آزاد جهان، با يك طلای المپيك، ۵ طلای جهانی و ۲ طلای بازی‌های آسيايی، مهمان برنامه روح پهلوانی در شبکه ورزش صداوسیما بود، چون کراوات بسته بود اجازه ورود استودیو را پیدا نکرد، او کراوات را باز نکرد و به منزل برگشت.

پهلوان، پهلوان میماند...

@ancient