This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابوریحان بیرونی اولين فردى بود هزار سال قبل و با ابتدايى ترين امكانات آن زمان، شعاع زمین را 6340 کیلومتر حساب کرد که تا حدِ زيادي به مقدار صحیح آن يعنى (6371 کیلومتر) نزدیک بود!
برای اینکه بدونید ابوریحان چطوری هزار سال پیش این این شعاع رو بدست آورد حتما این ویدیو جالب رو ببینید که بخش ریاضی دانشگاه شیراز اون رو به زبان طنز ساخته. از دستش ندید 👌🏻
@ancient
برای اینکه بدونید ابوریحان چطوری هزار سال پیش این این شعاع رو بدست آورد حتما این ویدیو جالب رو ببینید که بخش ریاضی دانشگاه شیراز اون رو به زبان طنز ساخته. از دستش ندید 👌🏻
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قفس موش از ترسناكترين شكنجه هاى قرون وسطى بود! به اين صورت كه قربانى را بسته وظرفى آهنى با موشى داخل آنرا به سينه او ميبستند و ظرف را داغ ميكردند موش هم براى فرار سينه قربانى را ميدريد!
📽کلیپ بخشی از سریال game of thrones
@ancient
📽کلیپ بخشی از سریال game of thrones
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماجراى عکس چگوارا، عكسى كه معروفترين عكس تاريخ پس از تصوير مسيح بود و تبدیل به کالایی مصرفی شد!
@ancient ™
@ancient ™
مطابق اوستا تهمورث بر هفت کشور فرمانروایی داشت و سی سال بر اهریمن سوار بود. در رام یشت بندهای ۱۱ تا ۱۳ ذکر او رفتهاست. در این بندها طهمورث از ایزد اندروای طلب پیروزی بر دیوان و همهٔ جادوان و پریان را میکند و ایزد اندروای وی را کامیابی میبخشد.
فردوسی درباره آموزش خواندن نوشتن دیوها به تهمورث چنین میگوید:
نبشتن به خسرو بیاموختند
دلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نَه! که نزدیکِ سی
چه رومی چه تازی و چه پارسی
@ancient
فردوسی درباره آموزش خواندن نوشتن دیوها به تهمورث چنین میگوید:
نبشتن به خسرو بیاموختند
دلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نَه! که نزدیکِ سی
چه رومی چه تازی و چه پارسی
@ancient
وقتی کاسپارف به یک شطرنج باز آماتور باخت !
در احوالات کاسپارف استاد بزرگ شطرنج آمده : که در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند. او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که او یک آماتور است ، برای این، با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشهاش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم... آنقدر در پی حرکتهای او بودم و دنبال رو مسیر او شدم، که مهرههای خودم را گم کردم،بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکتهای او از سر مهارت داشتن نبود، او فقط مهرهها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشهای بودم که وجود نداشت، بازی را به این ترتیب باختم.!! اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که ، تمام حرکتها از سر حیله نیست ، آنقدر فریب دیدهایم و نقشه کشیدهایم که صادقانه حرکت کردن را باور نداریم و دنبال نقشههایش میگردیم آنجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ....
@ancient
در احوالات کاسپارف استاد بزرگ شطرنج آمده : که در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند. او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که او یک آماتور است ، برای این، با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشهاش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم... آنقدر در پی حرکتهای او بودم و دنبال رو مسیر او شدم، که مهرههای خودم را گم کردم،بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکتهای او از سر مهارت داشتن نبود، او فقط مهرهها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشهای بودم که وجود نداشت، بازی را به این ترتیب باختم.!! اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که ، تمام حرکتها از سر حیله نیست ، آنقدر فریب دیدهایم و نقشه کشیدهایم که صادقانه حرکت کردن را باور نداریم و دنبال نقشههایش میگردیم آنجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ....
@ancient
الان رو نگاه نکنید مد شده بچههاشون رو میبرن کانادا و بلژیک و ... به دنیا میارن. والتر هینس در کتاب داریوش و ایرانیان میگه:
“بر اساس الواح گِلی تخت جمشید، با زنانی که فرزندان خود رو در پارسه به دنیا میاوردن، برخوردی شایسته میشد. حکومت مامایی رو دراختیارشون میذاشت برای زایمان، و برای فرزندشون از سوی شاه پاداش دریافت میکردند!”
@ancient
“بر اساس الواح گِلی تخت جمشید، با زنانی که فرزندان خود رو در پارسه به دنیا میاوردن، برخوردی شایسته میشد. حکومت مامایی رو دراختیارشون میذاشت برای زایمان، و برای فرزندشون از سوی شاه پاداش دریافت میکردند!”
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
كمربند عفت وسيله اى بود كه در زمان جنگ هاى صليبى شايع شد! شواليه ها كه براى مدت طولانى از خانه دور بودند اين كمربند را به همسران خود ميبستند تا از پاك دامنى آنان و اینکه به آنان تعرض نمیشود مطمئن شوند و كليد آنرا نيز به كشيشان ميدادند.
بعد ها این وسیله برای جلوگیری از خودارضایی به کار گرفته میشد!
@ancient
بعد ها این وسیله برای جلوگیری از خودارضایی به کار گرفته میشد!
@ancient
این شیخ کوچولو که در عکس میبینید سید جواد امامی معروف به "ظهیرالاسلام" نوه دختری ناصرالدینشاه بود که از پنج سالگی به کسوت روحانیت درآمد! او از مخالفان سرسخت مشروطه بود و مجلس رو هم حرام میدونست!
پدر سید جواد، «میرزا زین العابدین ظهیرالاسلام» امام جمعه تهران بود که سخت بیمار شد. پزشک ناصرالدین شاه را به بالینش فرستادند؛ او برای دوای دردش شراب کهنه تجویز کرد. میرزا نالان اظهار دلتنگی کرد که اگر بخورم به جهنم خواهم رفت!دکتر گفت : اگر نخورید زودتر خواهید رفت...
@ancient
پدر سید جواد، «میرزا زین العابدین ظهیرالاسلام» امام جمعه تهران بود که سخت بیمار شد. پزشک ناصرالدین شاه را به بالینش فرستادند؛ او برای دوای دردش شراب کهنه تجویز کرد. میرزا نالان اظهار دلتنگی کرد که اگر بخورم به جهنم خواهم رفت!دکتر گفت : اگر نخورید زودتر خواهید رفت...
@ancient
بالا: کاپادوکیای ترکیه
پایین: کندوان ایران
کندوان روستایی همساختار کاپادوکیاست. کندوان بر خلاف کاپادوکیا هنوز مانند قدیم مردم در خانه های سنگی زندگی میکنند.
اختلاف تنها در نگرش ملتهاست. آنها جاذبههای ویرانشان را برای جذب توریست زنده میکنند و ما داشتههای زندهمان را ویران میکنیم!
@ancient
پایین: کندوان ایران
کندوان روستایی همساختار کاپادوکیاست. کندوان بر خلاف کاپادوکیا هنوز مانند قدیم مردم در خانه های سنگی زندگی میکنند.
اختلاف تنها در نگرش ملتهاست. آنها جاذبههای ویرانشان را برای جذب توریست زنده میکنند و ما داشتههای زندهمان را ویران میکنیم!
@ancient
روزنامه نگاری از بنیانگذار سنگاپور، لی کوان یو پرسید: تفاوت سنگاپور با دیگر کشورهای آسیایی جهان سوم چیست؟
لی کوان گفت: ما مدارس و پژوهشکده های علمی بیان میکنیم و آنها فقط معبد و پرستشگاه میسازند، ما بودجه کشور را صرف تعلیم و آموزش میکنیم، آنها صرف خرید و ساخت سلاح میکنند. ما با رأس هرم فساد مبارزه میکنیم، ولی آنها دزدان کوچک را زندانی میکنند اما به سردمداران فساد نزدیک هم نمیشوند.
@ancient
لی کوان گفت: ما مدارس و پژوهشکده های علمی بیان میکنیم و آنها فقط معبد و پرستشگاه میسازند، ما بودجه کشور را صرف تعلیم و آموزش میکنیم، آنها صرف خرید و ساخت سلاح میکنند. ما با رأس هرم فساد مبارزه میکنیم، ولی آنها دزدان کوچک را زندانی میکنند اما به سردمداران فساد نزدیک هم نمیشوند.
@ancient
در عروسی پسر نادرشاه با دختر پادشاه هند، به رسم آیین خاندان شاهی هندوستان، نام هفت پشت عروس و داماد پرسیده شد. وزیر هندی از نادر نام پدران فرزندش را پرسید. نادر از این پرسش خشمگین شد و نگاهی تند به وزیر انداخت و گفت: “بنویسید نصرالله فرزند نادر، نادر فرزند شمشیر، نادر نواده شمشیر و هفت پشت نصرالله به شمشیر میرسد...”
از کتاب “نادر پسر شمشیر” از نورالله لارودی
@ancient
از کتاب “نادر پسر شمشیر” از نورالله لارودی
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیویورک سال 1911
چه حسى بهتون دست ميده وقتى بفهميد تمام افرادی که در این گیف دیده میشن و در حال قدم زدن و زندگى روزمره ان الان هیچ کدوم زنده نیستن!
@ancient
چه حسى بهتون دست ميده وقتى بفهميد تمام افرادی که در این گیف دیده میشن و در حال قدم زدن و زندگى روزمره ان الان هیچ کدوم زنده نیستن!
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ام كلثوم؛ مشهورترين و محبوب ترين خواننده زن مصرى كه به "بانوى آواز عرب" و "ستاره مشرق" معروف بود. او از ١٣ تا ٧٣ سالگى خوانندگى كرد و شعر برخى ترانه هايش برگردان رباعيات خيام به زبان عربى است!
این ترانه زیبا از امکلثوم رو بشنوید.
@ancient
این ترانه زیبا از امکلثوم رو بشنوید.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاوير ديده نشده از تصويربردارى و عكسبردارى انگليسيها از قله دماوند از درون هواپيما
اين تصاوير مربوط به ٦٠ سال پيش است
@ancient
اين تصاوير مربوط به ٦٠ سال پيش است
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیش سال پنجاه و شش
اولین قدمها برای تبدیل جزیره به یک مرکز تفریحی و توریستی، چیزی مانند دبی امروز، برداشته میشود.
@ancient
اولین قدمها برای تبدیل جزیره به یک مرکز تفریحی و توریستی، چیزی مانند دبی امروز، برداشته میشود.
@ancient
حتما تاحالا از ضرب المثل « ماست مالی کردن » استفاده کردید ! اما میدونید از کجا اومده ؟
زمان عروسی محمدرضا شاه و فوزیه چون مقرر بود مهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راهآهن جنوب تهران وارد شوند، از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانههای مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود، بخشدار دستور میدهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود، دیوارها را سفید کنند ، برای همین مقدار زیادی ماست خریدند و دیوارها را ماستمالی کردند!
از آن روز ماستمالی کردن بمعنی «همآوردن سروتهکار به شکل ظاهری» رایج شد.
@ancient
زمان عروسی محمدرضا شاه و فوزیه چون مقرر بود مهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راهآهن جنوب تهران وارد شوند، از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانههای مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود، بخشدار دستور میدهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود، دیوارها را سفید کنند ، برای همین مقدار زیادی ماست خریدند و دیوارها را ماستمالی کردند!
از آن روز ماستمالی کردن بمعنی «همآوردن سروتهکار به شکل ظاهری» رایج شد.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر کمتر دیده شده از داخل اهرام مصر!
تصاویر زیادی از داخل این اهرام در دسترس عموم قرار نگرفته است، اما در این گیف قسمتهایی از داخل اهرام را به نمایش درآمده است.
@ancient
تصاویر زیادی از داخل این اهرام در دسترس عموم قرار نگرفته است، اما در این گیف قسمتهایی از داخل اهرام را به نمایش درآمده است.
@ancient
دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژهای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیتهای اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده است، و ضحاک آنجا زندانیست تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود.
@ancient
@ancient
شاه به وزیر دستور داد که تمام شترهای کشور را به قیمت ده سکه طلا بخرند. وزیر تعجب کرد و گفت: اعلیحضرت حتماً بهتر می دانند که اوضاع خزانه اصلاً خوب نیست و ما هم به شتر نیاز نداریم.
شاه گفت فقط به حرفم گوش کن و مو به مو اجرا کن.
وزیر تمام شترها به این قیمت را خرید. شاه گفت حالا اعلام کن که هر شتر را بیست سکه می خریم. وزیر چنین کرد و عده دیگری شترهای خودشان را به حکومت فروختند. دفعه بعد سی سکه اعلام کردند و عدهای دیگر وسوسه شدند که وارد این عرصه پر سود بشوند و شترهای خود را فروختند.
به همین ترتیب قیمتها را تا هشتاد سکه بالا بردند و مردم تمام شترهای کشور را به حکومت فروختند.
شاه به وزیر گفت حالا اعلام کن که شترها را به صد سکه می خریم و از آن طرف به عوامل ما بگو که شترها را نود سکه بفروشند.
مردم هم به طمع سود ده سکه ای بار دیگر حماسه آفریدند و هجوم بردند تا شترهایی که خودشان با قیمت های عمدتاً پایین به حکومت فروختند را دوباره بخرند.
وقتی همه شترها فروخته شد، حکومت اعلام کرد به علت دزدی های انجام شده در خرید و فروش شتر، دیگر به ماموران خود اعتماد ندارد و هیچ شتری نمی خرد.
به همین سادگی خزانه حکومت از سکه های مردم ابله و طمع کار پر شد و پول کافی برای تامین نیازهای ارتش و داروغه و دیوان و حکومت تامین شد.
وزیر اعظم هم از این تدبیر شاه به وجد آمد و اینبار کلید خزانه ای را در دست داشت که پر بود از درآمد. این وسط فقط کمی نارضایتی مردم بود که مهم نبود چون اکثرا اصلا نمی فهمیدند از کجا خورده اند.
شاید این داستان تحیلی باشد ولی هر روز برای ما آن هم در قرن بیست و یکم تَکرار می شود. مردمی که در صف سکه، دلار، خودرو، لوازم خانگی، سود های بانکی بالا، سهام انواع بورس و غیره هستند خودشان هم نمی فهمند که در نهایت چه کسی برنده است.
@ancient
شاه گفت فقط به حرفم گوش کن و مو به مو اجرا کن.
وزیر تمام شترها به این قیمت را خرید. شاه گفت حالا اعلام کن که هر شتر را بیست سکه می خریم. وزیر چنین کرد و عده دیگری شترهای خودشان را به حکومت فروختند. دفعه بعد سی سکه اعلام کردند و عدهای دیگر وسوسه شدند که وارد این عرصه پر سود بشوند و شترهای خود را فروختند.
به همین ترتیب قیمتها را تا هشتاد سکه بالا بردند و مردم تمام شترهای کشور را به حکومت فروختند.
شاه به وزیر گفت حالا اعلام کن که شترها را به صد سکه می خریم و از آن طرف به عوامل ما بگو که شترها را نود سکه بفروشند.
مردم هم به طمع سود ده سکه ای بار دیگر حماسه آفریدند و هجوم بردند تا شترهایی که خودشان با قیمت های عمدتاً پایین به حکومت فروختند را دوباره بخرند.
وقتی همه شترها فروخته شد، حکومت اعلام کرد به علت دزدی های انجام شده در خرید و فروش شتر، دیگر به ماموران خود اعتماد ندارد و هیچ شتری نمی خرد.
به همین سادگی خزانه حکومت از سکه های مردم ابله و طمع کار پر شد و پول کافی برای تامین نیازهای ارتش و داروغه و دیوان و حکومت تامین شد.
وزیر اعظم هم از این تدبیر شاه به وجد آمد و اینبار کلید خزانه ای را در دست داشت که پر بود از درآمد. این وسط فقط کمی نارضایتی مردم بود که مهم نبود چون اکثرا اصلا نمی فهمیدند از کجا خورده اند.
شاید این داستان تحیلی باشد ولی هر روز برای ما آن هم در قرن بیست و یکم تَکرار می شود. مردمی که در صف سکه، دلار، خودرو، لوازم خانگی، سود های بانکی بالا، سهام انواع بورس و غیره هستند خودشان هم نمی فهمند که در نهایت چه کسی برنده است.
@ancient
درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»
درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»
درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:
«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»
@ancient
درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»
درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:
«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عثمان محمدپرست (زاده ۱۳۰۷ خواف) معروف به عثمان خوافی از استادان و بزرگان دوتار نوازی اهل خراسان است که با بزرگان موسیقی ایران از جمله استاد شجریان همکاری داشته. او از اولین افرادی بود که ترانه نوایی را به اجرا درآورد.
این نوازش دوتار از استاد را بشنوید👌🏻
@ancient
این نوازش دوتار از استاد را بشنوید👌🏻
@ancient