ancientworld | جهان باستان
86K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
پند چكاوك

مردی مرغ چکاوکی را به دام انداخت و خواست که او را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد. پس مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی.

اولین پند این است که هرگز سخن محال را باور نکن .
مرد که از شنیدن اولین پند خشنود شده بود چکاوک را رها کرد و چکاوک بر سر دیوار نشست و گفت پند دیگر اینکه هرگز بر گذشته غم نخور و بر آنچه از دست داده ای حسرت نخور.
سپس ادامه داد . اما در بدن من مرواریدی گرد و گرانبها وجود داشت به وزن 300 گرم که با آزاد کردن من بخت خود و سعادت فرزندانت را بر باد دادی زیرا مانند آن در عالم وجود ندارد.

مرد از شنیدن این سخن از حسرت و ناراحتی به خود پیچید و شیون کرد . چکاوک که حال او را دید گفت مگر نگفتم بر گذشته غم نخور و حسرت چیزی را که از دست دادی نخور ؟ و مگر نگفتم حرف محال را باور مکن من 100 گرم هم نیستم چگونه مرواریدی 300 گرمی در بدن من جا می گیرد؟
مرد که به خودش آمده بود، خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست؟

چکاوک گفت: با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم...؟

@ancient
با بازگشتن رئيس جمهور به كشور؛ يك سنگ نگاره سرباز هخامنشى كه در آمريكا نگهدارى ميشد به كشور بازگشت.

@ancient
"قرمساق" از كجا آمده؟

معروف است که ناصرالدین شاه رفت وآمد اطراف ارگ سلطنتی را قرق شبانه میکند وشبی بخاطر آزمایش کشیکچی ها با لباس مبدل به گردش در خیابان های اطراف اندرون برمیآید که کشیکچی جلویش را گرفته و هر چقدر التماس اختلاص میکند نتیجه نداده تا آنجا که با دو قران رشوه هم نتوانست راضی اش کند و به قراولخانه اش میکشد..فردای آنروز شاه احضارش کرده ومیخواهد که ماجرا را تعریف کند وکشیکچی هم به توضیح برمیاید و میگوید که مرتیکه دو قران داد تا رهایش کنم خیال کرد شاه دو قران میارزد که قبول نکردم..!! مثل سگ به قراولخانه اش کشیدم و..شاه از ترکی فارسی ودشنام هایش چنان به خنده افتاد که بیخود شده و با یک قرمساق* مرخصش میکند..کشیکچی تا زنده بود میگفته
"شاه به لفظ مبارک خویش به او گفته قرمساق"

📚کتاب قند و نمک تالیف جعفر شهری

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎒 هم‌شاگردی سلاممم

روز اول مهر دیدن این کلیپ نوستالژیک دوران مدرسه‌تون چه حسی بهتون میده ؟ 😅

@ancient
شهر دبی از "شاهین" برای کنترل جمعیت بی رویه کبوترها و فضولات ناشی از آن استفاده میکند. پرورش شاهین از ديرباز بخشى از زندگی صحرایی برای شکار خرگوش و نیز ورزشی جالب میان اعراب بوده است.

@ancient
دانش آموزان روستای تنگ ساحلی مارگون چون در روستای خود مدرسه ندارند مجبورند از صخره ها بگذرند و برای تحصیل به روستاهای مجاور بروند !

@ancient
دو فروشنده کفش برای فروش کفش‌های فروشگاهشان به جزیره‌ای اعزام شدند. فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فورا تلگرافی به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت: فردا برمی‌گردم. اینجا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد.
فروشنده دوم هم از دیدن همان واقعیت حیرت کرد. فورا این تلگراف را به دفتر فروشگاه خود فرستاد: لطفا 1000 جفت کفش بفرستید. اینجا همه کفش لازم دارند.
فرق بین مانع و فرصت چیست؟ نگرش ما نسبت به آن.

📚 اصول نگرش
👤 جان سی مکسول

@ancient
تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم
عزیز من
اصل سی و یکم :
هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد.

👤پابلو نرودا
@ancient
نگاره اى از ولفگانگ مقدس و يك جن كه در سال 1475 ترسيم شده است. بر طبق روايات مسيحى؛ ولفگانگ يك جن را مجبور ميكند تا در ساخت كليسا به او كمك كند!

@ancient
وقتی ناصرالدین‌شاه از سفر برگشت ما را جمع کرد و گفت سبب پیشرفت اروپا، قانون است. ما هم عزم خود را جزم نموده‌ایم در ایران قانونی ایجاد کنیم و از روی قانون رفتار کنیم.

هیچ‌یک از ما نتوانستیم عرض کنیم که بند اول قانون سلب امتیاز و خودسری از شخص همایون است و شما هرگز تمکین نخواهی کرد. پس آری آری گفتیم و حکم شد در مجلس دربار جمع شده و مذاکره نمائیم.

📚 عباس‌میرزا ملک‌آرا، شرح حال

@ancient
معروف است كه خداوند به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !

موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !
مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی علت را از خدا پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند !
من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟

«به همدیگه رحم کنیم که خدا هم بهمون رحم کنه»

#احتکار
@ancient
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که
قصد انجام کار مضری را داشته باشید،

در غیر این صورت،
عشق برای انجام هر کاری کافیست…

“چارلی چاپلین”

@ancient
در زمان جنگ جهانى دوم؛ با زندانیان و آوارگان جنگی در کانادا انقدر خوب رفتار شده بود که هنگام آزادی نمی خواستند به کشورهایشان برگردند!

@ancient
اگر میلیون ها نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند؛
آن چیز همچنان احمقانه است

👤 آناتول فرانس

@ancient
تاریخ چیزی نبود
جز لوحی رنگ‌باخته
که آن را پاک می‌کردند
و هر بار به گونه‌ای که صلاح می‌دانستند بازنویسی می‌کردند...

👤 جورج اورول | ۱۹۸۴

@ancient
گويند كه کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند. طوطی شکایت کرد و خداوند او را زیبا ساخت. ولى کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نیکوست.
و نتیجه آن شد که:
طوطی همیشه در قفس و کلاغ همیشه آزاد...

@ancient
آورده‌اند كه شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او
شیخ احوال بهلول را پرسید.
گفتند او مردی دیوانه است.
گفت او را طلب كنید كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام كرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه كسی هستی؟ عرض كرد منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود تویی شیخ بغداد كه مردم را ارشاد می‌كنی؟ عرض كرد آری..
بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟
عرض كرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه كوچك برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌كنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه كه می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی كه مرشد خلق باشی در صورتی كه هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید چه كسی هستی؟
جواب داد شیخ بغدادی كه طعام خوردن خود را نمی‌داند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟
عرض كرد آری...
سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌كنم و چندان سخن نمی‌گویم كه مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بیان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی..
پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او كار است، شما نمی‌دانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید.
بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟
عرض كرد آری... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن كه از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان كرد.
بهلول گفت فهمیدم كه آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی.
خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانكه اینها كه تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریكی دل شود.
جنید گفت: جزاك الله خیراً! و ادامه داد:
در سخن گفتن باید دل پاك باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگویی آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشی بهتر و نیكوتر باشد.
و در خواب كردن این‌ها كه گفتی همه فرع است؛ اصل این است كه در وقت خوابیدن در دل تو بغض و كینه و حسد بشری نباشد.

@ancient
تندیس فوق العاده از خروس مربوط به دوره پيش هخامنشى (احتمالا ماد) از جنس نقره‌ زراندود كه در موزه میهو ژاپن نگهدارى ميشود.

@ancient
فرودگاه مهرآباد تهران نام خودش رو از روستای مهرآباد گرفته که ابتدا حسین‌آباد نام داشت و به ناصرالدین‌شاه هدیه شد و بعد از مدتی جزو مهریه عصمت‌الدوله، دختر شاه درآمد و مهرآباد نام گرفت!

@ancient
هراسناک تر از نابینایی
دیدن است،
با دو چشم باز
که چه بر سر سرزمین‌مان می‌آید...!

👤بلاگا دیمیتروا
@ancient
در کشور گینه قبیله‌هایی هستند که معتقد هستند با تجاوز به شیر باران می‌بارد‌! در این منطقه، شیرها روزانه 5 بار مورد تجاوز مردان قبیله‌های اطراف خود قرار می‌گیرند!!

@ancient 🦁