سرخپوستان "اينكا" برای اندازه گیری از سیب زمینی استفاده میکنند ! آنها زمان را براساس پختن سیب زمینی محاسبه میکنند، برای مثال تا پختن 2 سیب زمینی عبادت میکنند!
@ancient
@ancient
هر دينار كويت برابر با يارانه ايرانيان شد
قيمت دينار كويت در بازار آزاد به ٤٦ هزار تومان رسيد...
ما هيچ؛ ما نگاه...
@ancient 💸
قيمت دينار كويت در بازار آزاد به ٤٦ هزار تومان رسيد...
ما هيچ؛ ما نگاه...
@ancient 💸
کله گوسفند جز ایران، از لذیذترین غذاهای سنتی نروژ است، آنها کله را کز داده، میپزند و با کلم و سیب زمینی میخورند!
نروژی ها كله خورهاى پايه ای هستند اما پاچه میل نمیکنند!
@ancient ™
نروژی ها كله خورهاى پايه ای هستند اما پاچه میل نمیکنند!
@ancient ™
این عکس نیویورک را در سال 1943 از سمت دريا نشان ميدهد. اما نکته مهم اینجاست که توسط زیر دریایی U boat آلمان نازى گرفته شده!
اوج تكنولوژى و تاكتيك نظامى نازى ها بيخ گوش آمريكا!
@ancient ™
اوج تكنولوژى و تاكتيك نظامى نازى ها بيخ گوش آمريكا!
@ancient ™
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
وقتی آیت الله طالقانی دیوارهای قبر جدش را خراب کرد!
سه سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گليرد، زادگاه آیت الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیت الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
محبوبیت آیت الله طالقانی در این منطقه، شگفتانگیز است. بیشتر مردم هم از آرای سیاسی آیت الله طالقانی خبر نداشتند. بیشتر مجذوب رفتار و اخلاق آن بزرگمرد بودند. از میان گفتوگوها و دیدهها و شنیدههای مردم طالقان، چند خاطره برای من بسیار جالب بود؛ از جمله:
۱: از چندین نفر شنیدیم که وقتی آیت الله طالقانی به ما میرسید، فقط دربارۀ کار و بار ما گفتوگو میشد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد و با کشاورز دربارۀ کشاورزی و با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان. کسی به یاد نداشت که آیت الله طالقانی، مردم را برای شنیدن سخنانش گرد خود جمع کرده باشد و چیزهایی بگوید که ربطی به زندگی روزمرۀ مردم نداشته باشد.
۲: یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیت الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را برای خواندن نماز در مسجد تشویق نمیکنید. آیت الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: من صبحها در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید.
(زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است. ما در نیمۀ بهار به طالقان رفتیم و در همان ایام، آب چشمهای که آیت الله طالقانی از آن وضو میگرفت، فوق العاده سرد بود)
۳: پیران روستا میگفتند: روزی آیت الله طالقانی را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میروند. بالای کوه، مزار يكی از اجداد ايشان بود. آیت الله طالقانی وقتی به مزار رسيد، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع كرد به خراب کردن دیوارکهایی که مردم با خشت، دور قبر ایشان ساخته بودند. ظهر هم در مسجد محل سخنرانی کرد و گفت: دیدم کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا. او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. ولی اینها باعث نمیشود که شما برای هر مشکلی بروید آنجا و نخ و پارچه گره بزنید!
@ancient ™
سه سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گليرد، زادگاه آیت الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیت الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
محبوبیت آیت الله طالقانی در این منطقه، شگفتانگیز است. بیشتر مردم هم از آرای سیاسی آیت الله طالقانی خبر نداشتند. بیشتر مجذوب رفتار و اخلاق آن بزرگمرد بودند. از میان گفتوگوها و دیدهها و شنیدههای مردم طالقان، چند خاطره برای من بسیار جالب بود؛ از جمله:
۱: از چندین نفر شنیدیم که وقتی آیت الله طالقانی به ما میرسید، فقط دربارۀ کار و بار ما گفتوگو میشد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد و با کشاورز دربارۀ کشاورزی و با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان. کسی به یاد نداشت که آیت الله طالقانی، مردم را برای شنیدن سخنانش گرد خود جمع کرده باشد و چیزهایی بگوید که ربطی به زندگی روزمرۀ مردم نداشته باشد.
۲: یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیت الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را برای خواندن نماز در مسجد تشویق نمیکنید. آیت الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: من صبحها در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید.
(زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است. ما در نیمۀ بهار به طالقان رفتیم و در همان ایام، آب چشمهای که آیت الله طالقانی از آن وضو میگرفت، فوق العاده سرد بود)
۳: پیران روستا میگفتند: روزی آیت الله طالقانی را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میروند. بالای کوه، مزار يكی از اجداد ايشان بود. آیت الله طالقانی وقتی به مزار رسيد، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع كرد به خراب کردن دیوارکهایی که مردم با خشت، دور قبر ایشان ساخته بودند. ظهر هم در مسجد محل سخنرانی کرد و گفت: دیدم کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا. او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. ولی اینها باعث نمیشود که شما برای هر مشکلی بروید آنجا و نخ و پارچه گره بزنید!
@ancient ™
آدمها رفتار نادرست دیگران را
به شخصیت آنها نسبت میدهند
و
رفتار نادرست خود را
به شرایط اجتنابناپذیر...
👤آلبرت الیس
@ancient
به شخصیت آنها نسبت میدهند
و
رفتار نادرست خود را
به شرایط اجتنابناپذیر...
👤آلبرت الیس
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سال ۱۳۵۴ شهر طهران آلوده ترین شهر جهان بوده است.
ویدئویی کوتاه از گزارش تلویزیون ملی ایران پیرامون آلودگی هوای طهران در دهه ۴۰
@ancient ™
ویدئویی کوتاه از گزارش تلویزیون ملی ایران پیرامون آلودگی هوای طهران در دهه ۴۰
@ancient ™
بچه که بودیم باباهایمان همه پیکان داشتند یا هیلمن
خانه هایمان یکی یک خط تلفن ثابت داشت ، تازه اگر داشت .
تلویزیونها هنوز بزرگ نشده بودند و مسابقه اینچ بیشتر ، راه نیفتاده بود ...
تردمیل و جکوزی و ساید بای ساید و سولاردوم و امثالهم هنوز متولد نشده بودند نه اینکه اینها بد باشند ها ، نه ... رفاه همیشه خوب است ولی اینطوری کم کم فاصله ها زیاد شد خیلی ، از متر و کیلومتر گذشت ، سال نوری شد ..
حالا هی کار میکنیم هی پول می دهیم تفاوت می خریم ، نه با هدف رفاه ، در واقع فاصله می خریم ، مسابقه می دهیم .
قدیم زندگی یک پیاده رَوی مفرح جمعی بود ، حالا اما ده هزار متر با مانع است ...
بدو رفیق بدو ...
@ancient
خانه هایمان یکی یک خط تلفن ثابت داشت ، تازه اگر داشت .
تلویزیونها هنوز بزرگ نشده بودند و مسابقه اینچ بیشتر ، راه نیفتاده بود ...
تردمیل و جکوزی و ساید بای ساید و سولاردوم و امثالهم هنوز متولد نشده بودند نه اینکه اینها بد باشند ها ، نه ... رفاه همیشه خوب است ولی اینطوری کم کم فاصله ها زیاد شد خیلی ، از متر و کیلومتر گذشت ، سال نوری شد ..
حالا هی کار میکنیم هی پول می دهیم تفاوت می خریم ، نه با هدف رفاه ، در واقع فاصله می خریم ، مسابقه می دهیم .
قدیم زندگی یک پیاده رَوی مفرح جمعی بود ، حالا اما ده هزار متر با مانع است ...
بدو رفیق بدو ...
@ancient
رومیان باستان نخستین کسانی بودند که دیدن شی ناشناخته پرنده یا همان یوفو را گزارش دادند. از سال 218 ق.م نوشته ای برجای مانده که درمورد دیده شدن تعدادی کشتی پرنده تابان در آسمان رم خبر میدهد!
@ancient
@ancient
تا هزاره سوم قبل از میلاد مردم، مرده های خود را در کف منزل به خاک میسپردند! بعدها بعلت سرایت بیماری و آلودگی، مرده ها را به مکان دیگر بردند و اولین قبرستان های تاریخ اينچنين شکل گرفت!
@ancient
@ancient
تنباكوى پِهِنى و خوشنودى درباريان...
نقل است؛ شاه عباس صفوی رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تا در سر قلیانها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! و دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال از بیم ناراحتی شاه پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند!
شاه رو به آنها کرده و گفت: سر قلیانها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است.
همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: براستی تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت.
شاه به رییس نگهبانان دربار که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد گفت: تنباکویش چطور است؟
رییس نگهبانان گفت: به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیدهام!
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: مرده شورتان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پهن اسب بکشید و به به و چه چه کنید...!
@ancient ™
نقل است؛ شاه عباس صفوی رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تا در سر قلیانها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! و دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال از بیم ناراحتی شاه پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند!
شاه رو به آنها کرده و گفت: سر قلیانها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است.
همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: براستی تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت.
شاه به رییس نگهبانان دربار که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد گفت: تنباکویش چطور است؟
رییس نگهبانان گفت: به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیدهام!
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: مرده شورتان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پهن اسب بکشید و به به و چه چه کنید...!
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به عقیده برخی دلیل کشته شدن جان لنون، خواننده مطرح انگلیسی همین مصاحبه ی او بود؛ او در این مصاحبه میگوید جامعه توسط یک مشت روانی و به خاطر اهداف روانی وارِ آنان اداره می شود !
@ancient ™
@ancient ™
یکی از عجیبترین قبرستانهای جهان، قبرستان عمودی در برزیل است! اين قبرستان كه در سال 1983 ساخته شده، 108 متر ارتفاع دارد و دارای 25000 واحد یا همان آرامگاه است.
@ancient ™
@ancient ™
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.»
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
امثال و حکم
@ancient ™
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
امثال و حکم
@ancient ™
کلوس فوکس جاسوس و فیزیکدان آلمانی که برای سه کشور امریکا، شوروی و انگلستان بمب ساخت! او جز دانشمندان فعال پروژه منهتن بود که اولین بمب اتمی جهان در این پروژه ساخته شد.
@ancient ™
@ancient ™
وقتی آغامحمدخان برادرش را کشت، سر او را بوسید و به فتحعلی خان ولیعهد گفت: “قرمساق! برادرانم را میکشم که تو راحت سلطنت کنی”
امروز زادروز فتحعلیشاه قاجار است
@ancient
امروز زادروز فتحعلیشاه قاجار است
@ancient
در حالیکه ثروتمندان "بِوِرلیهیلز" سالاد کاهو و توفوی بخارپز با کینوا میخورند، فقرا در زاغهها و گتوها شکمشان را با کیکهای تویینکی و پفک، همبرگر و پیتزا سیر میکنند. در سال ۲۰۱۰ قحطی و سوءتغذیه جان حدود یکمیلیون نفر را گرفت، در حالی که چاقی، سه میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد.
در حقیقت امروز در بیشتر کشورها، پرخوری مشکلی شده به مراتب بدتر از قحطی. در سال ۲۰۱۴ بیش از دو میلیارد نفر اضافه وزن داشتند؛ و در مقابل ۸۵۰ میلیوننفر با سوءتغذیه دست به گریبان بودند. پیشبینی میشود، تا سال ۲۰۳۰ نیمی از انسانها دچار اضافه وزن شوند.
📚انسان خدا گونه
✍🏻 یووال ن.هراری
@ancient
در حقیقت امروز در بیشتر کشورها، پرخوری مشکلی شده به مراتب بدتر از قحطی. در سال ۲۰۱۴ بیش از دو میلیارد نفر اضافه وزن داشتند؛ و در مقابل ۸۵۰ میلیوننفر با سوءتغذیه دست به گریبان بودند. پیشبینی میشود، تا سال ۲۰۳۰ نیمی از انسانها دچار اضافه وزن شوند.
📚انسان خدا گونه
✍🏻 یووال ن.هراری
@ancient
عصمت باقرپور بابلی با نام هنری "دلکش"، معروف به بانوی آواز ایران؛ بقدری محبوب بود که وقتی در پنجاه و چند سالگی ترانه "بردی از یادم" رو خوند جمعیت 5دقیقه ایستاده تشویقش کرد!
@ancient
@ancient
Vigen Ft. Delkash - Bordi Az Yadam_www.Dostpersian.ir
Vigen Ft. Delkash
ترانه "بردی از یادم" با صدای دلکش و ویگن از معروفترین ترانههای دوصدایی تاریخ موسیقی ایرانه که بعدها توسط هایده و هوشمند عقیلی بازخوانی شد
@ancient
@ancient
چارلی چاپلین و هیتلر، هر دو در یک سال و یک ماه، تنها با چهار روز اختلاف به دنیا آمده بودند. چاپلین در 16 آوریل 1889 و هیتلر در تاریخ 20 آوریل 1889 به دنیا آمد.
@ancient ™
@ancient ™
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به قدیمی ترین کاریکاتور ایران که حدود 116 سال پیش ، در روزنامه ادب چاپ شد
حتما نگاه کنید تا ببینید مفهوم عقب بودن ایران در 116 سال پیش نسبت به اروپا چه بوده و هست !
@ancient ™
حتما نگاه کنید تا ببینید مفهوم عقب بودن ایران در 116 سال پیش نسبت به اروپا چه بوده و هست !
@ancient ™