ancientworld | جهان باستان
86K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.

او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟
آنها جواب دادند، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!!
به یاد داشته باش:
اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن، علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.
و فراموش نکنید هیچ کار خدا بدون حکمت نیست

@ancient
متاسفانه امروز هواپيماىATR شركت آسمان [تهران-ياسوج]سقوط كرد وخدمه ومسافران جان باختند. ازسال 59تاكنون 18هواپيماى مسافربر سقوط كردندكه بيشترينِ آن مربوط به #ايران_اير #ايران_ايرتور #آسمان بوده
@ancient
بعد از قتل ناصرالدین شاه جنازه او در تابوتی آهنی نگه داری و تا یک سال کسی زحمت تشییع جنازه اش را به خود نداد؛ روز تشییع جنازه هم مظفر الدین شاه تا وسط خیابان "باب همایون" رفت و به قصر بازگشت

@ancient
"راست خلقت، تمام بالا، نه دراز نه کوتاه، سفید روی، چشمی فراخ، سرش میانه نه بزرگ و نه کوچک، انگشتان پا کوچک و گرد، زانوها گرد و ساق ها ستبر، انگشتان دست باریک نه دراز و نه کوتاه، و از سوی پدر پاک و از سوی مادر کریم، به کار کردن و پختن و شستن حریص و به زبان خاموش و کم سخن"

ویژگی هاى همسر مناسب در دوران سامانیان! برگرفته از کتاب تاریخ بلعمی
@ancient
شهید اسماعيل یکتایی برمزار خودش!

بستگانش پس از مفقود شدنش به تصور اينكه شهيد شده برایش مراسم تشییع گرفته و سنگ قبری بر مزارش گذاشتند! تصویر مربوط زمان بازگشت وی از اسارت در سال 69 میباشد.

@ancient
شما کدوم از اینا رو داشتید؟
پاك كن ها و مداد تراش هاى دهه ٦٠ و ٧٠

#نوستالژی

@ancient
تست هواپیمای جنگی اف 4 توسط شاه

محمد رضا پهلوی پس از پرواز با جنگنده بمب افکن اف 4 فانتوم خريدارى شده در محل کارخانه مک دانل داگلاس، مورد استقبال رئیس کارخانه قرار گرفت!

@ancient
خری و اشتری بدور از آبادی بطور آزادانه باهم زندگی می کردند؛
نیمه شبی در حال چریدن علف ، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسانها شدند.
شتر چون متوجه خطر گرديد رو به خر کرد و گف :
ای خر خواهش می کنم سکوت اختیار کن تا از معرکه دور شویم و مبادا انسانها به حضورمان پی ببرند! خر گفت: اتفاقا درست همین ساعت، عادت نعره سر دادن من است.
شتر التماس کرد که امشب نعره کردن را بی خیال گردد تا مبادا بدست انسانها بیافتند.
خر گفت: متأسفم دوست عزیز! من عادت دارم همین ساعت نعره کنم و خودت می دانی ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان!
پس خر بی محابا نعره های دلخراش بر میداشت.
از قضا کاروانی که در آن موقع از آن آبادی می گذشت، متوجه حضور آنان گرديدند و آدمیان هر دو را گرفته و در صف چارپايان بارکش گذاشتند.

صبح روز بعد در مسیر راه ، آبی عمیق پیش آمد که عبور از آن برای خر میسر نبود. پس خر را بر شتر نشانيده و شتر را به آب راندند.
چون شتر به میان عمق آب رسید شروع به پایکوبی و رقصیدن نمود.
خر گفت: ای شتر چه می کنی؟ نکن رفیق وگرنه می افتم و غرق می شوم.
شتر گفت: خر جان، من عادت دارم در آب برقصم.!!
ترک عادت هم موجب مرض و هلاکت است!
خر بیچاره هرچه التماس کرد اما شتر وقعی ننهاد.
خر گفت تو دیگر چه رفیقی هستی؟!
شتر گفت : چنانکه دیشب نوبت آواز بهنگام خر بود! امروز زمان رقص ناساز اشتر است!
شتر با جنبشی دیگر خر را از پشت بينداخت و در آب غرق ساخت. شتر با خود گفت :

رفاقت با خر نادان ، عاقبتی غیر از این نخواهد داشت. هم خود را هلاک کرد و هم مرا به بند کشيد!

امثال و حکم دهخدا
@ancient
مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه عاشق جوانی بنام میرزا بیرم شد که پنج بار از دست مهدعلیا از خراسان فرار کرد؛ مهدعليا جوان را تهدید به آبروریزی کرد و درنهایت برای فرار از دست او خود را به مریضی زد!

@ancient
سپندارمذگان روز عشق ايرانيان

روز سپندارمذ از ماه سپندارمذ [٢٩ بهمن] در ايران باستان روز ايزد نگهبان زمين و زنان بود. به همين علت مردان در اين روز كه عيد زنان محسوب ميشد به آنان هديه ميدادند

@ancient
تصويرى از قحطی‌زدگان همدانی در زمان جنگ جهانی اول

به گفته برخى منابع دراين قحطى گسترده كه دليل آن خشكسالى و دخالت و خيانت كشورهايى مانند انگليس بود، نزديك به 40 درصد جمعيت ايران جان باختند!

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای زیرخاکی را برای اولین بار بشنوید و لذت ببرید 👌🏻

قدیمی ترین اجرای آهنگ گل پامچال توسط بانو عزت آشتیانی!

@ancient
سر پیری و معرکه گیری! :)

پيرمرد نود ساله به زن ٧٥ ساله اش ميگويد:
"عزيزم قر كمر بده"

#بریده_جرائد سال ۱۳۵۰
@ancient
تفاوت تفریحات جوانان ایرانی از زمان قاجار تاکنون؛
فقط در تعداد قلیون ها بوده :/

@ancient
شعور يعنى پيش از آنكه درك شويم؛
"درك كنيم"...

ژوزه ساراماگو

@ancient
تصویر هوایی از آرامگاه خیام نیشابور

معمار: هوشنگ سیحون؛ سال 1342

#هندسه
@ancient
فرهاد دلبسته شیرین شد، خسروپرویز اورا به کندن کوه بیستون واداشت، پيره زنى به تحريك خسرو به دروغ خبرمرگ شیرین را به فرهاد داد و او با شنیدن خبر، تیشه بر فرق خویش کوبید و در دم جان سپرد!

@ancient
از مرغوب ترین نوع شراب در اروپا و بخصوص فرانسه شیراز نام دارد؛ از باورهای راجع به نامگذاری این شراب، اين است که در قدیم روش ساخت آن توسط بعضی جنگ جویان یونانی از ایران به فرانسه برده شده!

@ancient 🍾
احتمالا کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته «جورج اورول» را خوانده ايد

ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات دست به دستِ هم میدهند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند.

اولین کار آنها پس از پیروزيشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند، اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند، در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. اسب سمبل و نماد نجابت است.

حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد. شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد.
گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در «قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند، چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از «تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت.

اولویت بندی از مهمترین مهارتهای زندگیست. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد. شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه ی در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد.

«کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسونهای جامعه ی سرمایه داری را «تخصصی شدن» میداند. هر کس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند. باهوشترین و سخت کوش ترین آدمها گرفتار الگوی «باکستر» میشوند و مسائل کلان اجتماعی را از یاد میبرند.

@ancient
گفته شده بیش از 50 کشتی تا کنون در مثلث برمودا گم شده اند! برخی باور دارند هرگز چنین اتفاقی نیفتاده و حکومت ها در این محل چیزهایی را مخفی کرده و نمیخواهند کسی جرات گذر از آن را داشته باشد!

@ancient
مُشک را گفتند: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ
ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ که هستم، ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ که هستم.

فيه ما فيه/ مولانا
@ancient