تصویری از بازسازی چهره کوروش بزرگ که از سنگ برجسته ای پاسارگاد برگرفته شده؛ كه از ساير نگاره هاى او محتمل تر است.
گزنفون ذكر كرده كه كوروش داراى چهره اى بسيار زيبا بوده است!
@ancient ™
گزنفون ذكر كرده كه كوروش داراى چهره اى بسيار زيبا بوده است!
@ancient ™
پند یک پدر پیر در حال مرگ به فرزندش:
•منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن
[همه رهگذرند]
•زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند
[مراقب حرفهایت باش]
•به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت
[گذشت داشته باش]
•گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد
[خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن]
•انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود.
•قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هايت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش.
•انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش.
@ancient ™
•منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن
[همه رهگذرند]
•زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند
[مراقب حرفهایت باش]
•به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت
[گذشت داشته باش]
•گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد
[خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن]
•انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود.
•قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هايت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش.
•انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش.
@ancient ™
در آن طرف میدان مردم داد میزدن:
"مرگ بر آمریکا"
در این طرف میدان پسرک برای نان داد میزد:
"سیگار وینستون اصل آمریکایی"
@ancient ™
"مرگ بر آمریکا"
در این طرف میدان پسرک برای نان داد میزد:
"سیگار وینستون اصل آمریکایی"
@ancient ™
اسکندر می خواست مقدونی ها کم کم با فرهنگ پارسی خو بگیرند، سرداران وی همواره میگفتند:
آنچه با فتح از دست دادیم از آنچه به دست آوردیم بیشتر بود؛ زیرا ما مغلوب اخلاق خارجی (ايرانيان) شدیم !
@ancient ™
آنچه با فتح از دست دادیم از آنچه به دست آوردیم بیشتر بود؛ زیرا ما مغلوب اخلاق خارجی (ايرانيان) شدیم !
@ancient ™
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟
آنها جواب دادند، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!!
به یاد داشته باش:
اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن، علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.
و فراموش نکنید هیچ کار خدا بدون حکمت نیست
@ancient ™
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟
آنها جواب دادند، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!!
به یاد داشته باش:
اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن، علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.
و فراموش نکنید هیچ کار خدا بدون حکمت نیست
@ancient ™
متاسفانه امروز هواپيماىATR شركت آسمان [تهران-ياسوج]سقوط كرد وخدمه ومسافران جان باختند. ازسال 59تاكنون 18هواپيماى مسافربر سقوط كردندكه بيشترينِ آن مربوط به #ايران_اير #ايران_ايرتور #آسمان بوده
@ancient
@ancient
بعد از قتل ناصرالدین شاه جنازه او در تابوتی آهنی نگه داری و تا یک سال کسی زحمت تشییع جنازه اش را به خود نداد؛ روز تشییع جنازه هم مظفر الدین شاه تا وسط خیابان "باب همایون" رفت و به قصر بازگشت
@ancient
@ancient
"راست خلقت، تمام بالا، نه دراز نه کوتاه، سفید روی، چشمی فراخ، سرش میانه نه بزرگ و نه کوچک، انگشتان پا کوچک و گرد، زانوها گرد و ساق ها ستبر، انگشتان دست باریک نه دراز و نه کوتاه، و از سوی پدر پاک و از سوی مادر کریم، به کار کردن و پختن و شستن حریص و به زبان خاموش و کم سخن"
ویژگی هاى همسر مناسب در دوران سامانیان! برگرفته از کتاب تاریخ بلعمی
@ancient ™
ویژگی هاى همسر مناسب در دوران سامانیان! برگرفته از کتاب تاریخ بلعمی
@ancient ™
شهید اسماعيل یکتایی برمزار خودش!
بستگانش پس از مفقود شدنش به تصور اينكه شهيد شده برایش مراسم تشییع گرفته و سنگ قبری بر مزارش گذاشتند! تصویر مربوط زمان بازگشت وی از اسارت در سال 69 میباشد.
@ancient
بستگانش پس از مفقود شدنش به تصور اينكه شهيد شده برایش مراسم تشییع گرفته و سنگ قبری بر مزارش گذاشتند! تصویر مربوط زمان بازگشت وی از اسارت در سال 69 میباشد.
@ancient
تست هواپیمای جنگی اف 4 توسط شاه
محمد رضا پهلوی پس از پرواز با جنگنده بمب افکن اف 4 فانتوم خريدارى شده در محل کارخانه مک دانل داگلاس، مورد استقبال رئیس کارخانه قرار گرفت!
@ancient ™
محمد رضا پهلوی پس از پرواز با جنگنده بمب افکن اف 4 فانتوم خريدارى شده در محل کارخانه مک دانل داگلاس، مورد استقبال رئیس کارخانه قرار گرفت!
@ancient ™
خری و اشتری بدور از آبادی بطور آزادانه باهم زندگی می کردند؛
نیمه شبی در حال چریدن علف ، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسانها شدند.
شتر چون متوجه خطر گرديد رو به خر کرد و گف :
ای خر خواهش می کنم سکوت اختیار کن تا از معرکه دور شویم و مبادا انسانها به حضورمان پی ببرند! خر گفت: اتفاقا درست همین ساعت، عادت نعره سر دادن من است.
شتر التماس کرد که امشب نعره کردن را بی خیال گردد تا مبادا بدست انسانها بیافتند.
خر گفت: متأسفم دوست عزیز! من عادت دارم همین ساعت نعره کنم و خودت می دانی ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان!
پس خر بی محابا نعره های دلخراش بر میداشت.
از قضا کاروانی که در آن موقع از آن آبادی می گذشت، متوجه حضور آنان گرديدند و آدمیان هر دو را گرفته و در صف چارپايان بارکش گذاشتند.
صبح روز بعد در مسیر راه ، آبی عمیق پیش آمد که عبور از آن برای خر میسر نبود. پس خر را بر شتر نشانيده و شتر را به آب راندند.
چون شتر به میان عمق آب رسید شروع به پایکوبی و رقصیدن نمود.
خر گفت: ای شتر چه می کنی؟ نکن رفیق وگرنه می افتم و غرق می شوم.
شتر گفت: خر جان، من عادت دارم در آب برقصم.!!
ترک عادت هم موجب مرض و هلاکت است!
خر بیچاره هرچه التماس کرد اما شتر وقعی ننهاد.
خر گفت تو دیگر چه رفیقی هستی؟!
شتر گفت : چنانکه دیشب نوبت آواز بهنگام خر بود! امروز زمان رقص ناساز اشتر است!
شتر با جنبشی دیگر خر را از پشت بينداخت و در آب غرق ساخت. شتر با خود گفت :
رفاقت با خر نادان ، عاقبتی غیر از این نخواهد داشت. هم خود را هلاک کرد و هم مرا به بند کشيد!
امثال و حکم دهخدا
@ancient
نیمه شبی در حال چریدن علف ، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسانها شدند.
شتر چون متوجه خطر گرديد رو به خر کرد و گف :
ای خر خواهش می کنم سکوت اختیار کن تا از معرکه دور شویم و مبادا انسانها به حضورمان پی ببرند! خر گفت: اتفاقا درست همین ساعت، عادت نعره سر دادن من است.
شتر التماس کرد که امشب نعره کردن را بی خیال گردد تا مبادا بدست انسانها بیافتند.
خر گفت: متأسفم دوست عزیز! من عادت دارم همین ساعت نعره کنم و خودت می دانی ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان!
پس خر بی محابا نعره های دلخراش بر میداشت.
از قضا کاروانی که در آن موقع از آن آبادی می گذشت، متوجه حضور آنان گرديدند و آدمیان هر دو را گرفته و در صف چارپايان بارکش گذاشتند.
صبح روز بعد در مسیر راه ، آبی عمیق پیش آمد که عبور از آن برای خر میسر نبود. پس خر را بر شتر نشانيده و شتر را به آب راندند.
چون شتر به میان عمق آب رسید شروع به پایکوبی و رقصیدن نمود.
خر گفت: ای شتر چه می کنی؟ نکن رفیق وگرنه می افتم و غرق می شوم.
شتر گفت: خر جان، من عادت دارم در آب برقصم.!!
ترک عادت هم موجب مرض و هلاکت است!
خر بیچاره هرچه التماس کرد اما شتر وقعی ننهاد.
خر گفت تو دیگر چه رفیقی هستی؟!
شتر گفت : چنانکه دیشب نوبت آواز بهنگام خر بود! امروز زمان رقص ناساز اشتر است!
شتر با جنبشی دیگر خر را از پشت بينداخت و در آب غرق ساخت. شتر با خود گفت :
رفاقت با خر نادان ، عاقبتی غیر از این نخواهد داشت. هم خود را هلاک کرد و هم مرا به بند کشيد!
امثال و حکم دهخدا
@ancient
مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه عاشق جوانی بنام میرزا بیرم شد که پنج بار از دست مهدعلیا از خراسان فرار کرد؛ مهدعليا جوان را تهدید به آبروریزی کرد و درنهایت برای فرار از دست او خود را به مریضی زد!
@ancient
@ancient
سپندارمذگان روز عشق ايرانيان
روز سپندارمذ از ماه سپندارمذ [٢٩ بهمن] در ايران باستان روز ايزد نگهبان زمين و زنان بود. به همين علت مردان در اين روز كه عيد زنان محسوب ميشد به آنان هديه ميدادند
@ancient
روز سپندارمذ از ماه سپندارمذ [٢٩ بهمن] در ايران باستان روز ايزد نگهبان زمين و زنان بود. به همين علت مردان در اين روز كه عيد زنان محسوب ميشد به آنان هديه ميدادند
@ancient
تصويرى از قحطیزدگان همدانی در زمان جنگ جهانی اول
به گفته برخى منابع دراين قحطى گسترده كه دليل آن خشكسالى و دخالت و خيانت كشورهايى مانند انگليس بود، نزديك به 40 درصد جمعيت ايران جان باختند!
@ancient
به گفته برخى منابع دراين قحطى گسترده كه دليل آن خشكسالى و دخالت و خيانت كشورهايى مانند انگليس بود، نزديك به 40 درصد جمعيت ايران جان باختند!
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای زیرخاکی را برای اولین بار بشنوید و لذت ببرید 👌🏻
قدیمی ترین اجرای آهنگ گل پامچال توسط بانو عزت آشتیانی!
@ancient ™
قدیمی ترین اجرای آهنگ گل پامچال توسط بانو عزت آشتیانی!
@ancient ™
سر پیری و معرکه گیری! :)
پيرمرد نود ساله به زن ٧٥ ساله اش ميگويد:
"عزيزم قر كمر بده"
#بریده_جرائد سال ۱۳۵۰
@ancient ™
پيرمرد نود ساله به زن ٧٥ ساله اش ميگويد:
"عزيزم قر كمر بده"
#بریده_جرائد سال ۱۳۵۰
@ancient ™
Forwarded from ancientworld | جهان باستان