ancientworld | جهان باستان
86K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
رومیان باستان به دلفین ها می آموختند که ماهیان را بسمت تورشان هدایت کنند. زمانیکه دسته بزرگی از ماهیها نزدیک تور ماهیگیری میشدند، دلفین ها به آنان علامت میدادند تا ماهی ها را صید کنند!

@ancient
مردی بود خیاط در عفاف و صلاح و زنی داشت عفیفه و مستوره و با جمال و کمال. هرگز خیانتی از وی ظاهر نگشته بود. روزی زن نزد شوهر خود نشسته بود و به زبان منت گفت:
تو قدر عفاف من چه دانی و قیمت صلاح من چه شناسی که من در صلاح و عفاف زبیده ی وقت و رابعه ی عهدم.
مرد گفت راست میگویی اما عفاف تو به نتیجه عفاف من است. چون من در نزد پروردگار عفیف باشم او تو را در عصمت نگاه بدارد.
زن خشمگین شد و گفت:
هیچ کس زن را نگاه نتواند داشت و اگر مرا عفاف و عصمت نبود هرچه خواستمی بکردمی.
مرد گفت تو را اجازت دادم به هرجا که خواهی برو و هرچه میخواهی بکن.
روز دیگر زن خود را بیاراست و چادر در سر کشید و از خانه برون شد و تا شب بیرون بود, اما هیچ کس به وی التفات نکرد مگر یک مرد که چادر او را کشید و رفت.
چون زن به خانه باز آمد مرد گفت:
همه روز گشتی و هیچ کس به تو التفات نکرد مگر یک مرد که او نیز رها کرد و رفت.
زن گفت تو از کجا دیدی؟
مرد جواب داد من در خانه ی خود بودم, اما در عمر خود به هیچ زن نامحرم به چشم خیانت نگاه نکردم , مگر وقتی در نوجوانی که گوشه ی چادر زنی را گرفتم و در حال پشیمان شدم و رها کردم دانستم اگر کسی قصد حرم من کند بیش از این نباشد.
زن در پای شوهر افتاد و گفت: مرا معلوم شد که عفاف من از عفاف تو است.

گفتم که مکن، گفت مکن تا نکنند
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

سدیدالدین محمد عوفی ( جوامع الحکایات )

@ancient
بعد از مرگ پابلو اسکوبار قاچاقچی معروف مواد مخدر، پسرش (سباستین) آشکار سازی کرد که ما با CIA همکاری می کردیم! بعد از آن سازمان CIA نزد بسیاری مردم آمریکا به "آژانس واردات کوکائین" معروف شد!

@ancient
در هشت کیلومتری شهر «ژانگجیاجی» کشور چین، شکاف عظیمی در دل کوه قرار دارد که به دروازه بهشت شهرت یافته است. به اعتقاد مردم چین، اینجا دری است که این دنیا را به بهشت متصل می‌کند.

@ancient
توماس جفرسون از مهم ترین پدران آمریکا؛ در زمینه معماری ید طولایی داشته و صاحب سبک نیز بوده؛ بسیاری دانشگاه های آمریکا از جمله دانشگاه ویرجینیا از طراحی های خود اوست!

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقه جالب بوکس بین کانگورو و انسان!

جالب است بدانيد كه مبارزات بوكس بين انسان و كانگورو از حدود سال 1896 تاكنون مرسوم است!

@ancient
آگهی تحصيل در دانشكده خلبانى در قبل از انقلاب

"بهترين انتخاب براى جوانان ديپلمه"

@ancient
در قرون وسطی پزشکان مجاز نبودند بدن زنان را لمس کنند! درنتيجه زنان با كمك این مدل های آناتومیک که به اشکال گوناگون ساخته شده بودند، مکان درد را براى پزشكان توصیف میکردند!

@ancient
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!

افلاطون
@ancient
یکی از ریشه های احتمالی که برای لغت "زمین" در نظر گرفته می شود این است که با توجه به اینکه از قديم، جوهر و ذات کره زمين را سرد میدانستند از واژه ی زم (به معنای سرما) براى آن استفاده كردند!

@ancient
تصاويرى از پرنده كمتر ديده شده ابابيل. در سوره فيل از آن ياد شده و به فرمان خدا هزاران ابابيل ريگ به دهان مانع از حمله فيل سواران به كعبه شدند. اين پرنده به پرواز بدون استراحت مشهور است!

@ancient
مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود؛
زردآلو هر کیلو ٢ تومن،
هسته زردآلو هرکیلو ٤ تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از زرد آلو گرونتره؟!
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد كمی فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و مشغول خوردن که شد با خودش گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود.
رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت،
فروشنده گفت:
بله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه ؟
چه زود اثر کرد...
@ancient
تا اواخر قرن 19، در مصر مردم مومیایی هايى را كه از خاك بيرون مى آوردند میفروختند، و عده اى از اشراف بودند که برای تفریح مومیایی خریداری ميكردند و مهمانی باز کردن مومیایی راه می انداختن!

@ancient
اولین گواهینامه در ایران را سیف‌الله‌خان در سال 1308 اخذ کرد! و دوره آموزشش بیش از 1 سال طول کشیده بود!

اولین گواهینامه جهان 36 سال قبل از آن در پاریس اعطا شده بود!

@ancient
در ماداگاسکار قرن هاست که پسرها بر اساس سنتی قدیمی، برای اینکه بتوانند دل دخترها را به دست آوردند، به جنگ گاومیش‌ها می‌روند و با آن‌ها کشتی می‌گیرند!

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با شاه در مورد سیاست خارجی شاه در خاورمیانه و مشکلات فلسطین و اسراییل!

خبرنگار: اگر اسراییل کمبود نفت داشته باشد شما به آنها نفت می دهید؟
شاه: من پدر خوانده اسراییل نیستم

@ancient
ژاک ژان دو مورگان در مورد محافظه کاری و ملاحظات زیاد ایرانیان گفته که: ایرانیان در مقابل دیگران خود را بصورت مبالغه آمیزی مودب نشان میدهند که این خصیصه سهم زیادی در شخصیت ایرانی دارد!

@ancient
قانون مثل تار عنکبوت میماند؛
فقط میتواند مگس های کوچک را شکار کند...!

آدولف هیتلر

@ancient
این الاكلنگ از ابزار شکنجه زنان در قرون وسطى بود. زنان مجرم را در يك سر مینشاندند و جلاد با بالا پایین کردن چوب،آنان را در آب سرد فرو کرده و بیرون می آورد. تعداد دفعات بسته بشدت جرمشان داشت!
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سال 1984، کمدین اهل ولز "تامی کوپر" به علت سکته قلبی در حین اجرای زنده در گذشت. تماشاگران با خیال اینکه او در حال نمایش است در لحظات جان دادن او میخندیدند و دست میزدند!

@ancient
حسنك روزگار ما...
@ancient
گاو ما ما می کرد، گوسفند بع بع می کرد، سگ واق واق می کرد؛
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد. کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس دوست شده بود. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد!
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد؛
به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد...

@ancient