غریب کوب؛ در قديم هرگاه غریبه ای از روستا یا شهر دیگر به آبادی مى آمد و جايى در آن غربت براى ماندن نداشت، اولین منزلی که این کوبه را داشت، ميكوبيد!
بازم هم به معرفت قديم...
@ancient
بازم هم به معرفت قديم...
@ancient
میگویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه با اسبش میتاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین میشده. بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده. در نهایت هم رهایش میکرده. تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است. هم جانش را دارد، هم دُمش را. پوستش هم سر جای خودش است. میماند فقط آن زنگوله!... از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا میکند. دیگر نمیتواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس «تنها» میماند. از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» میکند، «آرامش» اش را به هم میزند و در نهايت از گرسنگي و انزوا ميميرد.
دقیقا این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. دنبال خودش میکند، خودش را اسیر توهماتش میکند. زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله...
@ancient ™
دقیقا این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. دنبال خودش میکند، خودش را اسیر توهماتش میکند. زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله...
@ancient ™
بند قیصر واقع در شوشتر دارای ۴۴ دهنه است يكى از قدیمی ترین پل هاى جهان شناخته ميشود! گفته می شود شاپور یکم ساسانى پس از اسارت والرین، امپراتور روم، او را در آنجا به کارگری گماشته!
@ancient
@ancient
انسداد تمامى مسيرهاى منتهى به پاسارگارد به بهانه هاى مختلف، اعزام نيروى زمينى و هوايى! و برگزارى اردوى رزمى بسيج، همگى از اقدامات امنيتى ٧ آبان جهت مقابله با حضور و تجمع مردم در پاسارگاد!
@ancient ™
@ancient ™
در زمان طاعون سیاه مردم برای درمان خود به کلیسا پناه بردند و کلیسا هم برای اینکه بی جواب نباشد روش هایی چون دار زدن یا سوزاندن یهودیان، بیگانگان و جادوگران را ارائه داد که هیچ اثری نداشت!
@ancient ™
@ancient ™
در آنالیز مومیایی مصریان مشخص شد که آن ها موهای خود را با ژلی ساخته شده از چربی حالت می دادند. مصريان این ماده را استفاده میکردند تا حالت موهایشان قبل و بعد از مرگ در همان حالت بماند!
@ancient ™
@ancient ™
هر"پرهیزکاری" گذشته ای دارد و هر "گناه کاری" آینده ای پس قضاوت نکن.
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.
محتاط باشیم، در "سرزنش "
و "قضاوت کردن" دیگران
وقتی ؛
نه از "دیروز او" خبر داریم،
نه از "فردای خودمان"
📚قسمت جالبی از متن کتاب "شیاطین"
👤داستايوفسكى
@ancient ™
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.
محتاط باشیم، در "سرزنش "
و "قضاوت کردن" دیگران
وقتی ؛
نه از "دیروز او" خبر داریم،
نه از "فردای خودمان"
📚قسمت جالبی از متن کتاب "شیاطین"
👤داستايوفسكى
@ancient ™
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کوروش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت هیچگاه فراموشی نشود...
هرودوت
@ancient ™
هرودوت
@ancient ™
فقیری به ثروتمندی گفت:
اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟
ثروتمند گفت:
تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ..
حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛
که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم ولی بعد از مردن هم، میخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.
@ancient ™
اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟
ثروتمند گفت:
تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ..
حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛
که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم ولی بعد از مردن هم، میخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.
@ancient ™
٧ آبان روز تولد كوروش بزرگ نيست!
بر اساس كتيبه معروف به رويدادنامه نبونئيد (ستون 3، بند 18 و 19)، روز سوم ماه arahsamna بابلى، كوروش پس از ورود به بابل، با استقبال باشكوه مردم روبرو شد. اين روز مصادف با 29 اكتبر سال 539 ق.م است و 29 اكتبر برابر با 7 آبان است.
٧ آبان روز بزرگ داشت كوروش هخامنشى گرامى باد
بر اساس كتيبه معروف به رويدادنامه نبونئيد (ستون 3، بند 18 و 19)، روز سوم ماه arahsamna بابلى، كوروش پس از ورود به بابل، با استقبال باشكوه مردم روبرو شد. اين روز مصادف با 29 اكتبر سال 539 ق.م است و 29 اكتبر برابر با 7 آبان است.
٧ آبان روز بزرگ داشت كوروش هخامنشى گرامى باد
پست اينستاگرامى نشنال جئوگرافيك به مناسبت روز بزرگداشت كوروش:
در روز 29 اكتبر سال 539 قبل از ميلاد، كوروش پيروزمندانه وارد بابل شد و بر تخت سلطنتى به گستردگى خاورميانه نشست...
@ancient ™
در روز 29 اكتبر سال 539 قبل از ميلاد، كوروش پيروزمندانه وارد بابل شد و بر تخت سلطنتى به گستردگى خاورميانه نشست...
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
كليپى زیبا از داخل آرامگاه کوروش با دکلمه دلنشین منشور كوروش از استاد جمشید مشایخی
*كتيبه هاى اسلامى داخل مقبره در زمان اتابكان (قرن ٦) حك شده اند
@ancient ™
*كتيبه هاى اسلامى داخل مقبره در زمان اتابكان (قرن ٦) حك شده اند
@ancient ™
در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.
فرداى آن روز همه دوستان و آشنايان مهندس، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند...
@ancient ™
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.
فرداى آن روز همه دوستان و آشنايان مهندس، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند...
@ancient ™
اصطلاح "نازِشست" ریشه در دوران قاجار دارد و در واقع پیشکش ها و کیسه طلاهایی بود که به عنوان هدیه به شست ناصرالدین شاه که با آن چنین تیراندازی های ماهرانه ای کرده !!
@ancient ™
@ancient ™
مشخصات آرامگاه كوروش بزرگ
برخلاف تصور، جسد كوروش و همسرش كاساندان، در سقف بنا دفن و مخفى شده بود نه داخل بنا
@ancient ™
برخلاف تصور، جسد كوروش و همسرش كاساندان، در سقف بنا دفن و مخفى شده بود نه داخل بنا
@ancient ™
بر خلاف تصور مصريان باستان شتر نميراندند و وسيله حمل و نقل آنان شتر نبوده بلكه الاغ بود. وسيله باربرى آسان آنان در خشكى فقط الاغ بود.
@ancient ™
@ancient ™
ancientworld | جهان باستان
"مستر جیکاک" جاسوس انگلیسی که با نام مستعار، و آشنایی با زبان محلی مردم خوزستان؛ آنان را نسبت به نفت بیزار میکرد؛ او شعر معروفى داشت با اين مضمون: تو که عشق علی مِنِ دلته نفت ملی سی چنته @ancient
جیکاک جاسوس انگلیسی در جمعی، حضار را دروغگو خواند و برای اثبات آن فندک زیر ریش خود و بقیه گرفت و چون ریش خودش نسوخت؛ باورش کردند!
غافل از اینکه ریش او پنبه نسوزِ (Asbestos) انگلستان بود!
@ancient ™
غافل از اینکه ریش او پنبه نسوزِ (Asbestos) انگلستان بود!
@ancient ™