ancientworld | جهان باستان
86K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
در 1770 پارلمان انگليس قانونی وضع کرد که طبق آن زنان نباید از رژ لب استفاده میکردند، چراکه بدین روش مردان برای ازدواج گول میخورند و در صورت استفاده؛ زن خاطی به اتهام جادوگری محاکمه ميشد

@ancientworld
دکتر رابرت ویلنر پزشک آمریکایی بود که به وجود بیماری ایدز اعتقاد نداشت؛ کتابی به نام "فریب کشنده" نوشت و در آن مفصل نظریه اش را توضیح داد! اما کتابش اجازه نشر نیافت و به طرز مشکوکی فوت کرد!

@ancient
"فوت و فن"

نقل ميكنند كه شاگرد كوزه ‌گري اي چند سالي نزد استادش شاگردي كرد. كم به فن كار آشنا شد و كاسه و كوزه هاي خوبي هم ساخت و مشتري بسيار يافت. كم كم به خودش و فني كه ياد گرفته بود مغرور شده و بناي ناسازگاري گذاشت كه بله :«...حق من شاگردي نيست و تا كي براي مردم كار كنم و وقت اون رسيده كه آقاي خودم و اوستاي خودم و شاگرد خودم باشم» با همين حرفها از استاد جدا شد و در آن طرف شهر يك كوزه ‌گري قابلي به راه انداخته و نشست پشت چرخ كوزه ‌گري و شروع كرد به ساخت. از هر چيزي كه بلد بود تعداد زيادي ساخته و گذاشت تا خشك شوند. بعد كوره را روشن كرد و لعاب را فرآهم آورد و ظروف را لعاب داد و گذاشت توي كوره تا پخته و آماده فروش شوند.

يك شب تا صبح، از شوق پاي كوره نشست. صبح كه در كوره را باز كرد ديد اي دل غافل! همه ظروف خُرد شده و شكسته يا ترك خورده. حسابي حالش گرفته شد. كلي دانسته‌هايش را مرور كرد تا بلكه ببيند كجاي كار را اشتباه كرده اما چيزي دستگيرش نشد. قدم به قدم كارهاي استادش را تكرار كرده بود. اين شد كه دوباره نشست پشت چرخ و ساخت. باز لعاب و خشك شدن و كوره زدن و باز خرد شدن و ترك خوردن ظروف. گفت شايد دماي كوره تنظيم نيست. باز ساخت و كوزه زد و باز هم همه اش خرد شد... عاجر و درمانده برگشت پيش استادش و سر پايين و بغض در گلو موضوع را براي استاد كوزه‌گر تعريف كرد. استاد گفت:« پسر جان تو فن كوزه ‌گري را بلدي اما فوتش رو نه‌» شاگرد گفت:« فوتش چيه؟» گفت:« بيا تا نِشونت بدم»

استاد رفت توي درگاهيِ كوره ايستاد و به شاگرد گفت يكي ‌يكي كوزه و كاسه ها را به دستش بدهد. استاد هر كاسه‌اي را كه مي‌گرفت محكم فوتي به آن ميكرد و در كوره ميگذاشت. شاگرد خيال كرد استاد مسخره‌اش مي‌كند. ولي استاد گفت:« ببين پسر جوون! وقتي ظرف رو لعاب ميزني و ميگذاري كه خشك بشه، گرد و خاك روش ميشينه كه اين گرد و خاكها توي كوره ميسوزند و باعث خرد شدن سفال ميشن. پس قبل از كوره ‌زني ظرفها، اونها رو بايد فوت كني تا گرد و خاكشون بره و ترك نخورن»

اين داستان به زبان مردم راه پيدا كرده و به جنبه هاي خاص و بسيار مهارانه هر كاري كه فقط به تجربه و دست بوسي استاد حاصل مي‌شود مي‌گويند «فوت يا فوت كوزه ‌گري». اين است كه هميشه براي نصيحت كردن جوانان مي‌گويند كه فوت و فن كار را بايد بياموزند. چه بسا كه دانستن فوت بر دانستن فن ارجحيت هم داشته باشد...

@ancient
شخصى چند صباحى با ابراهيم ادهم گذراند. چون قصد رفتن نمود رو به ابراهيم كرد وگفت: در اين مدت چه عيب درمن بديدي؟
ابراهيم گفت هيچ
گفت چگونه؟
گفت چون به چشم دوستى درتو نگريستم هيچ عيب در تو نديدم
@ancient
آدویتا پيرترين لاک پشت جهان بود كه قبل از تولد موزارت و قبل از انقلاب فرانسه به دنیا آمده بود! او پس از 250 سال در سال 2006 درگذشت و خبر مرگش رد CNN اعلام شد!

@ancient
دلیل اینکه دکمه های لباس های زنان در سمت چپ قرار دارد این است که در قرون وسطی خدمتکاران (که طبیعتا اکثرا آنان راست دست هستند) برای زنان اعیان و اشراف دکمه های لباس را می بستند.

@ancient
تئوریسین های توطئه معتقدند خاندان جاکوب راثچایلد؛ بانکدار یهودی، از زمان ناپلئون بیش از 500 تریلیون دلار پول به دست آورده اند و اکنون هم بر تمامی رسانه ها و بانک های جهان سلطه دارند!

@ancient
اگر به دنبال اسبهای قدیمی می‌گردید، مردان قدیم آنها را سوار شدند و رفتند

‏ضرب المثل چینی

@ancient
پوستر میهن پرستانه ی آمریکایی مربوط به زمان جنگ جهانی اول منتشر شده توسط وزارت خزانه داری آمریکا

جالب اینجاست از تصویر و نماد قهرمانی یک کشور دیگر یعنی ژان دارک از فرانسه استفاده شده !

@ancient
پرفسور ادوارد براون ایران شناس مشهور، در کرمان در اثر معاشرت با معتادان و حس کنجکاوی، تریاکی شد!

او بعد از 1 سال توانست با روش ابن‌سینا و با نامنظم کردن ساعات کشیدن، تریاک را ترک کند!

@ancient
طبق افسانه های یونان باستان، انسان در ابتدا دارای چهار دست، چهار پا و دو سر بود. زئوس بدلیل ترس از انسان، به دو نیمه اش کرد و انسان مجبور شد تا همیشه به دنبال نیمه گمشده اش بگردد...

@ancient
آدولف هيتلر از اولين رهبرانى بود كه قانون حمايت از حيوانات را وضع كرد! با سر کار آمدن حزب نازى در سال 1933، جامع ‌ترین قانون حمایت از جانوران تا آن زمان در اروپا، در آلمان وضع و اجرا شد!

@ancient
جالب است بدانيد همانگونه كه ديوان از دوران باستان تاكنون نزد ايرانيان مظهر پليدى بوده اند، در هندوستان مظهر نيكى و خوبى شمرده ميشدند! اين تفارت نگرش از زمان جدايى آرياييان به وجود آمد!

@ancient
خانم گلريز قهرمان، از نوادگان فتحعلى شاه قاجار، حقوقدان، وكيل و فعال حقوق بشر است كه در دانشگاه آكسفورد تحصيل كرده و همچنين اولين ايرانى راه يافته به پارلمان نيوزلند است!

@ancient
تازگی در غرب به اشخاصی که بتوانند اتومبیل های تسلا را بدزدند لقب ادیسون داده اند!
چون هم ادیسون ایده های تسلا را دزدیده بود، و هم کسی که بتواند چنین ماشین پر امنیتی را بدزدد نابغه است!

@ancientworld
پیش بینی وضعیت پوشش زنان ایرانی حدود ۷۰ سال پیش!
جلد مجله هفتگی "بابا شمل" /۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۲۲

@ancient
قالی پازیریک قدیمی‌ترین فرش جهان به قدمت 2500 سال است که در سال 1949 در دره پازیریک روسيه در يك گور سكايى كشف شد. نشانه هاى زيادى در اين فرش وجود دارد كه آن را به قوم لر نسبت ميدهند.

@ancient
روزی بود و روزگاری در زمانهای پیش یک صوفی سوار بر الاغ به خانقاه رسید و از راهی دراز آمده و خسته بود و تصمیم گرفت که شب را در آن جا بگذراند پس خرش را به اصطبل برد و به دست مردی که مسئول نگهداری از مرکب ها بود سپرد و به او سفارش کرد که مواظب خرش باشد.

خود به درون خانقاه رفت و به صوفیان دیگر که در رقص و سماع بودند پیوست. او همانطور که با صوفیان دیگر به رقص سماع مشغول بود، مردی که ضرب می زد و آواز می خواند آهنگ ضرب را عوض کرد و شعری تازه خواند که می گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت.
آن مرد تا این شعر را بخواند صوفیان و از جمله آن مرد صوفی شور و حال دیگر یافتند و دسته جمعی خواندند خر برفت و خر برفت و خر برفت و تا صبح پایکوبی کردند و خر برفت را خواندند تا اینکه مراسم به پایان آمد.

همه یک یک خداحافظی کردند و خانقاه را ترک گفتند به جز صوفی داستان ما و او وسایلش را برداشت تا به اصطبل برود و بار خرش کند و راه بیفتد و برود. از مردی که مواظب مرکب ها بود سراغ خرش را گرفت اما او با تاسف گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت.
صوفی با تعجب پرسید منظورت چیست؟ گفت دیشب جنگی درگرفت، جمعی از صوفیان پایکوبان به من حمله کردند و مرا کتک زدند و خر را گرفتند و بردند و فروختند و آنچه می خورید و می نوشید از پول همان خر بود و من به تنهایی نتوانستم جلوی آنها را بگیرم.
صوفی با عصبانیت گفت تو دروغ می گویی اگر آنها ترا کتک زدند چرا داد و فریاد نکردی و به من خبر ندادی؟ پیداست خود تو با آنان همدست بوده ای.
مرد گفت من بارها و بارها آمدم که به تو خبر بدهم و خبر هم دادم که ای مرد صوفیان می خواهند خرت را ببرند ولی تو با ذوقت از دیگران می خواندی خر برفت و خر برفت و خر برفت و من با خود گفتم لابد خودت اجازه داده ای که خرت را ببرند و بفروشند.
صوفی با ناراحتی سرش را به زیر افکند و گفت آری وقتی صوفیان این شعر را می خواندند من بسیار خوشم آمد و این بود که من هم با آنها می خواندم.

آری صوفی با تقلید کورکورانه از آن صوفیان که قصد فریب او را داشتند گول خورد و خرش را از کف داد.
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر آن تقلید باد

مثنوی معنوی -دفتر چهارم

@ancient
اسکلت زوجی که به گفته محلی‌ها عاشق هم بودند و 800 سال پیش در اثر زلزله در محله‌ی شادیاخ نیشابور زیر آوار مدفون شدند و با هم به آغوش مرگ رفتند. این دو اسکلت در موزه شادیاخ نگهداری می‌شوند.

@ancient
چیزی بین 5 تا 15 درصد بمب هایی که در جنگ جهانی دوم در اروپا و آسیا فرود آمدند منفجر نشدند و هنوز در جایی که افتاده اند پنهان مانده اند!

@ancient
خلخالی: می‌ خواستم جنازه رضاخان را آتش بزنم که متأسفانه نشد/ مانعی برای رئیس‌جمهور شدن خود نمی‌بینم/ من خیلی مسائل را می‌دانم که دیگران نمی‌دانند...

*بریده جرائد

@ancient