در معاهده ی صلح استانبول که میان شاه عباس و عثمانیان بسته شد علاوه بر واگذاری ارمنستان، شیروان و گرجستان به عثمانی ها ایرانیان باید متعهد میشدند که دست از توهین به خلفای سه گانه بردارند.
@ancient ™
@ancient ™
فردى گوسفند مردم میدزدید و گوشتش را صدقه میکرد. از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟
گفت: ثواب صدقه با گناه دزدی برابر گردد و درمیانه پیه و دنبهاش اضافی باشد!
عبید زاکانی
@ancient ™
گفت: ثواب صدقه با گناه دزدی برابر گردد و درمیانه پیه و دنبهاش اضافی باشد!
عبید زاکانی
@ancient ™
شمشیر یک شوالیه متعلق به سال 1550 که در المان یافت شده است. این شمشیر متعلق به قرون وسطی 2 متر و 15 سانتیمتر طول دارد و توسط شوالیه های المانی در نبرد به کار می رفته است.
@ancient ™
@ancient ™
علامت تیک در طول دوره امپراتوری روم بوجود آمده است. نشانه V در زبان رومی از کلمه veritas بمعنی "درست" می آید و بعدها به دلیل مصرف کمتر جوهر اختصاری نوشته شد!
@ancient ™
@ancient ™
رضا شاه در زمان خود نام بسیاری از مناطق ایران را تغییر داد. استان عربستان به خوزستان، بار فروش به بابل، استرآباد به گرگان، مشهدسر به بابلسر، دزدآب به زاهدان و ارومیه را به رضاییه تغییر داد!
@ancient
@ancient
در افسانه ها آمده از سمیرامیس(سمیرا در زبان آشوری به معنای هدیه دریا) بعنوان زنی یاد میشود که باغهای معلق بابل بخاطر وی برپا شده. احتمال میرود او بین سالهای 800 قبل میلاد می زیسته است!
@ancient ™
@ancient ™
قهوه از ديرباز نوشيدنى محبوب ايرانيان بود! ابن سينا هزار سال قبل، از قهوه براى تحريك بيماران افسرده استفاده ميكرد! صوفيان نيز با نوشيدن قهوه خود را براى انجام مراسم مذهبى بيدار نگه ميداشتند.
@ancient
@ancient
تجار یهودی از قدیم معمولا به زیرکی و پول پرستی معروفند زیرا در قرون وسطی مسیحیان طبق آموزه های مذهبی از دریافت سود در ازای پول خود منع می شدند ولی یهودیان از این قانون پیروی نمی کردند.
@ancient
@ancient
در شوروی سابق، دو روزنامه فعالیت میکردند. "پراودا" یا حقیقت و "ایزوستیا" یا خبر. به همین خاطر مردم روسیه همیشه میگویند: "هیچ حقیقتی در خبر، و هیچ خبری در حقیقت وجود ندارد!"
@ancient ™
@ancient ™
محققانى چون اريك فون دانيكن، معتقدند که تندیس های باستانى موجود در مصر و ایران و... که موجودات تركيبى انسان حيوان يا چند حيوان را نشان ميدهند روزگاری وجود داشته و تزیینى نبوده اند!
@ancient ™
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی نایاب از شکار مار پیتون توسط اهالی بومی صحرای آفریقا! پاى يك فرد داوطلب را با مایعی چرب كرده و فرد پايش را در لانه مار ميكند تا مار پا را بلعيده و ... ادامه را ببينيد
@ancient ™
@ancient ™
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.
روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
عفونت از این جا بالاتر نرفته!
لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.
عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
چقدر آشنا بود...
وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم...
گندم و جو می فروختم...
خیلی سال پیش...
قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم...
دکتر مرتضی عبدالوهابی،
استاد آناتومی دانشگاه تهران
@ancient ™
روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
عفونت از این جا بالاتر نرفته!
لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.
عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
چقدر آشنا بود...
وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم...
گندم و جو می فروختم...
خیلی سال پیش...
قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم...
دکتر مرتضی عبدالوهابی،
استاد آناتومی دانشگاه تهران
@ancient ™
حتی افرادی هم که معتقدند سرنوشت همه از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست، موقع رد شدن از خیابان ابتدا به دو طرف نگاه می کنند!
استیون هاوکینگ
@ancient ™
استیون هاوکینگ
@ancient ™
فروید در 24 سالگی شروع به سیگار کشیدن کرد؛ ابتدا عادی می کشید و بعد آن را به سیگار برگ تبدیل کرد. او معتقد بود مهارتش با سیگار بالا می رود ولی در نهایت به سرطان سقف دهان مبتلا شد
@ancient ™
@ancient ™
معروف است كه اولین پزشكان ایران روحانیان يا همان مغان بودند. مغان در بخش غربی ایران یعنی سرزمین ماد زندگی میكردند. درمان بیماریهای روحی و جسمی كار آنها بود؛ هم پزشك بودند و هم حكيم!
@ancient ™
@ancient ™
همه چیزدان، علامه، بحرالعلوم، و بسیاردان به دانشمندی گفته می شود که در اکثر علوم عصر خود صاحب نظر است! کسانی چون شيخ بهايى، ابن خلدون، ابن سینا، افلاطون و... از این دست هستند.
@ancient ™
@ancient ™
مدل pintoفورد اگر ازپشت به آن اصابت میشد منجربه نفوذ بنزین به اتاق مسافر و انفجار میشد. اما فورد آنرا اصلاح نکرد چون هزینه جمع آوری اتومبیل های ناقص بیشتراز خسارت لازم برای مسافران سوخته بود!
@ancient
@ancient
در مصر، یونان و روم باستان رنگ بنفش مخصوص خانواده سلطنتی بود. این رنگ از حلزونهای خاص به دست می آمد که بوی بسیار بد داشتند و طبق قانون همسر رنگسازان میتوانستند بخاطر این بو تقاضای طلاق دهند!
@ancient
@ancient
مُزَخرََف؛ واژه اى با معنى زيبا ولى كاربردى متفاوت!
در كلمه يعني بسيار طلااندود و جواهر نشان شده، ولي در اصطلاح يعني بيحاصل، بيمورد، غيرقابل كاربرد و حتي نازيبا. مزخرفكاري يكي از مشاغل وابسته به جوهرسازي و طلاسازي بوده است. چيزي شبيه به «مِخراجكاري» (كه در آن نگين يا جواهر را روي بستري از طلا يا نقره مانند انگشتر، گردنبند و يا گوشواره سوار و محكم ميكنند.) در مزخرفكاري بستر كار طلا نيست. بلكه ممكن است شمشير، تاج، عصا و يا حتي جامي خاص از جنس فلز يا چوب باشد كه توسط مزحرفكار با ورقههايي از طلا و نقره اندود شده و با انواع سنگهاي قيمتي تزيين ميشود.
مزخرفكاري تقريباً در همهجاي تاريخ ايران ديده ميشود. شمشيرهاي مرصع يافت شده از دوران هخامنشيان تا عصاهاي پراغراق دورهي قاجار نشان دهنده تمايل شديد پادشاهان و ثروتمندان به اين هنر است. دوره اوج مزخرفكاري به عصر صفويه باز ميگردد كه در آن انواعي از تاجها، شمشيرها و خنجرهاي مرصع ساخته شد كه به معني واقع كلمه زيبا بودند.
اما چون به دوران قاجار ميرسيم اين هنر به بيراهه كشيده ميشود. مزخرفكاري نيز همچون ساير شاخههاي هنري ـ از شعر تا موسيقي و معماري ـ در اين دوران از مسير اعتدال خارج شده و به جاي زايش پديدهاي زيبا، آنچنان اغرقگرا ميشود كه به كلي از زيبايي تهي ميگردد. آنچنان كه گاهي از فرط اغراق در افزودن نگين و سنگ و جواهر به مثلاً يك شمشير، به گونهاي آن را سنگين و زمخت ميكردند كه ديگر حتي براي نمايش دادن هم فرد نميتوانست آن را بر كمر ببندد و آنقدر در اين راه به افراط رفتند كه ديگر كسي مايل به چنين سفارشهايي نبود. از سوي ديگر هزينهكار به قدري بالا رفته بود كه حتي متمولين هم گرايش خود را به اين صنعت از دست دادند. با افول دولت قاجاريه اين صنعت نيز افول كرده، كم كم فراموش شد. اما اصطلاح مزخرف و خاطرهي كاري كه حاصلي نداشت جز تجمل و صرف هزينهي بيمورد، در خاطر مردم ماند. آنچنان كه وقتي امري غيرقابل استفاده، نازيبا و اغراق شده و خارج از انتفاع باشد ميگويند مزخرف است. وقتي كسي سخن پرحاشيه و پر از كلمات ثقيل و به ظاهر زيبا اما بيحاصل ميگويد و حرفش سر و ته درست و حسابي ندارد ميگويند مزخرف ميگويد يا مزخرف ميبافد و وقتي آرايشگري، نوعروسي را از فرط غلظت آرايش و استفاده از رنگهاي بيربط بيشتر چندشآور ساخته تا زيبا، ميگويند :«عروس رو مزخرف درست كرده» و اينگونه است كه كلمهاي كه در اصل معني زيبا داشته به تدريج تغيير معني داده و تداعيگر نازيبايي شده است.
@ancient ™
در كلمه يعني بسيار طلااندود و جواهر نشان شده، ولي در اصطلاح يعني بيحاصل، بيمورد، غيرقابل كاربرد و حتي نازيبا. مزخرفكاري يكي از مشاغل وابسته به جوهرسازي و طلاسازي بوده است. چيزي شبيه به «مِخراجكاري» (كه در آن نگين يا جواهر را روي بستري از طلا يا نقره مانند انگشتر، گردنبند و يا گوشواره سوار و محكم ميكنند.) در مزخرفكاري بستر كار طلا نيست. بلكه ممكن است شمشير، تاج، عصا و يا حتي جامي خاص از جنس فلز يا چوب باشد كه توسط مزحرفكار با ورقههايي از طلا و نقره اندود شده و با انواع سنگهاي قيمتي تزيين ميشود.
مزخرفكاري تقريباً در همهجاي تاريخ ايران ديده ميشود. شمشيرهاي مرصع يافت شده از دوران هخامنشيان تا عصاهاي پراغراق دورهي قاجار نشان دهنده تمايل شديد پادشاهان و ثروتمندان به اين هنر است. دوره اوج مزخرفكاري به عصر صفويه باز ميگردد كه در آن انواعي از تاجها، شمشيرها و خنجرهاي مرصع ساخته شد كه به معني واقع كلمه زيبا بودند.
اما چون به دوران قاجار ميرسيم اين هنر به بيراهه كشيده ميشود. مزخرفكاري نيز همچون ساير شاخههاي هنري ـ از شعر تا موسيقي و معماري ـ در اين دوران از مسير اعتدال خارج شده و به جاي زايش پديدهاي زيبا، آنچنان اغرقگرا ميشود كه به كلي از زيبايي تهي ميگردد. آنچنان كه گاهي از فرط اغراق در افزودن نگين و سنگ و جواهر به مثلاً يك شمشير، به گونهاي آن را سنگين و زمخت ميكردند كه ديگر حتي براي نمايش دادن هم فرد نميتوانست آن را بر كمر ببندد و آنقدر در اين راه به افراط رفتند كه ديگر كسي مايل به چنين سفارشهايي نبود. از سوي ديگر هزينهكار به قدري بالا رفته بود كه حتي متمولين هم گرايش خود را به اين صنعت از دست دادند. با افول دولت قاجاريه اين صنعت نيز افول كرده، كم كم فراموش شد. اما اصطلاح مزخرف و خاطرهي كاري كه حاصلي نداشت جز تجمل و صرف هزينهي بيمورد، در خاطر مردم ماند. آنچنان كه وقتي امري غيرقابل استفاده، نازيبا و اغراق شده و خارج از انتفاع باشد ميگويند مزخرف است. وقتي كسي سخن پرحاشيه و پر از كلمات ثقيل و به ظاهر زيبا اما بيحاصل ميگويد و حرفش سر و ته درست و حسابي ندارد ميگويند مزخرف ميگويد يا مزخرف ميبافد و وقتي آرايشگري، نوعروسي را از فرط غلظت آرايش و استفاده از رنگهاي بيربط بيشتر چندشآور ساخته تا زيبا، ميگويند :«عروس رو مزخرف درست كرده» و اينگونه است كه كلمهاي كه در اصل معني زيبا داشته به تدريج تغيير معني داده و تداعيگر نازيبايي شده است.
@ancient ™
واژه "گیتار" در زبان انگلیسی از زبان عربی اندلسی از لغت قیثاره آمده که آن نیز از لاتین، لاتین از یونانی و یونانی نیز از واژه ی پارسی سیه تار (سه تار) برگرفته شده!
@ancient ™
@ancient ™
در روم باستان اگر فردی تمایل به خودکشی داشت باید درخواست خود را به مجلس سنا میفرستاد، درصورتی که اعضای مجلس با درخواستش موافقت میکردند سمّ رایگان در اختیارش قرار میدادند تا خودکشی کند!
@ancient ™
@ancient ™