آغاز گر جنگ جهانی اول یک نوجوان بود. در سال 1914، "گاوریلو پرنسیپ" هنگامی که "آرشیدوک فرانتس" اهل اتريش را ترور کرد تنها 19 سال داشت و این ترور جرقه ای بود برای اولین جنگ مدرن بشریت...
@ancient ™
@ancient ™
در بلغارستان، باستانشناسان 100 اسکلت کشف کردند که بعنوان خون آشام با نیزه در قلبشان دفن شده اند. احتمالا این کار بخشی از رسومات قدیمی منطقه برای جلوگیری از بازگشت مرده ها به حیات بوده است!
@ancient
@ancient
در سال اول ازدواج به قدری همسرم را دوست داشتم که وقتی نگاهش میکردم دلم میخواست بخورمش؛
در سال دوم دائم به خودم میگفتم ...
کاش همون سال اول خورده بودمش !!
چارلی چاپلین
@ancient ™
در سال دوم دائم به خودم میگفتم ...
کاش همون سال اول خورده بودمش !!
چارلی چاپلین
@ancient ™
شاه جورج پنجم در جنگ جهانی دوم بعنوان شاه انگلیس، دشمن آلمان بود و همزمان بعنوان شاه ایرلند با آلمان در صلح بود! سالها بعد نیز بعنوان پادشاه هند و پاکستان در واقع باخودش درجنگ بود!!
@ancient ™
@ancient ™
در قدیم تارهای ویولن را از روده گوسفند درست میکردند و گاهی به دور آن مس یا نقره میپیچیدند. گرچه امروزه این سیمها مرسوم نیست اما ویولونیستهای کلاسیک بدلیل صدای گرم آنها را ترجیح میدهند.
@ancient ™
@ancient ™
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم می گفتند چه خوب! عروس نازیبا، همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج آن دو، زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند و فهميدند كه مرد 20 سال خود را به كورى زده بود!
وقتى از او سوال شد كه چرا چنين كردى؛ مرد گفت:
من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!
#حكايت
@ancient ™
موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم می گفتند چه خوب! عروس نازیبا، همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج آن دو، زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند و فهميدند كه مرد 20 سال خود را به كورى زده بود!
وقتى از او سوال شد كه چرا چنين كردى؛ مرد گفت:
من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!
#حكايت
@ancient ™
رسمی قدیمی به نام "داهوجیا" در چین وجود دارد که در آن به جای کوتاه کردن موی سر بوسیله قیچی، موها را توسط انبردست داغ کرده، میسوزانند و حالت می دهند!
@ancient ™
@ancient ™
یکی از روش های نام گذاری کودکان سرخپوست هنگام تولد، این بود که اولین چیزی که بعد از خروج از چادر میدیدند نام آن را میگذاشتند
آب، عقاب، گاومیش و ...
@ancient ™
آب، عقاب، گاومیش و ...
@ancient ™
اردشیردوم هخامنشی ازسوی یونانیان لقب « مِن مون» به معنای باحافظه یافته بود ، زیرا حافظه ای بسیار فوق العاده داشت و هیچگاه چیزی را فراموش نمیکرد.
@ancient ™
@ancient ™
این عکس نیویورک را در سال 1943 از سمت دريا نشان ميدهد. اما نکته مهم اینجاست که توسط زیر دریایی U boat آلمان نازى گرفته شده!
اوج تكنولوژى و تاكتيك نظامى نازى ها بيخ گوش آمريكا!
@ancient ™
اوج تكنولوژى و تاكتيك نظامى نازى ها بيخ گوش آمريكا!
@ancient ™
پول جایزه نوبل انیشتین که در سال 1921 به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک به او تعلق گرفت صرف هزینه های طلاق توافقی وی شد و به همسر و دو پسرش رسید.
@ancient ™
@ancient ™
تصوير عاج یک ماموت 12 هزار ساله که در سیبری یافت شد. ماموت ها در آغاز دوران چهارم زمینشناسی از 4/8 میلیون سال پیش تا 4500 سال پیش حتى در زمان ساخت اهرام نيز می زیسته اند.
@ancient ™
@ancient ™
مینیلیک دوم پادشاه اتیوپی، هنگام بیمار شدن برای شفا یافتن یک برگ از تورات را میخورد! او در سال 1913 به بیماری سختی مبتلا شد که باعث شد یک فصل کامل از تورات را بخورد که باعث مرگش شد!
@ancient ™
@ancient ™
واتیکان قطعه موسیقی محرمانه ای داشت که هر سال 2 بار نواخته میشد. قطعه ای که به مدت 150 سال مخفی مانده بود، تا اینکه موتزارت 14 ساله آنرا شنيد و با استفاده از حافظه خود آنرا دوباره نوشت!
@ancient ™
@ancient ™
گاو در باور ایرانیان باستان نماد آفرینش و حیات خاکی آبی، آفرینش فرودین و نمونه راز وارونه زمین است. به همین دلیل است که در باور های کهن زمین را نهاده بر شاخ گاو میدانستند.
@ancient ™
@ancient ™
توریستها سالانه تقریبا مبلغ یك میلیون یورو داخل حوض آرزوها (فواره تروى) در شهر رم می اندازند! دولت از این مبلغ برای تامین مواد مورد نیاز در سوپر مارکتی مخصوص فقرا استفاده میکنند!
@ancient ™
@ancient ™
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.»
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
#حكايت؛ امثال و حکم
@ancient ™
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
#حكايت؛ امثال و حکم
@ancient ™
تنديس هايى با قدمت چند هزار سال از تمدن هاى چين، آزتك، ژاپن و مايا كه بسيار شبيه فضانوردان ميباشند. عده اى عقيده دارند كه گذشتگان اين تصاوير و تنديس ها را از بيگانگان ساخته اند!
@ancient ™
@ancient ™
روزی بهلول در قبرستان بغداد کله مردگان را تکان می داد، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود
شخصی از او پرسید :
بهلول! با این ' سر های مردگان ' چه می کنی ؟
گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم ، لکن می بینم همه یکسان هستند.
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا ، نمی ارزد به کاهی
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک خفته
نه دولتمند، برد از یک کفن بیش
@ancient ™
شخصی از او پرسید :
بهلول! با این ' سر های مردگان ' چه می کنی ؟
گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم ، لکن می بینم همه یکسان هستند.
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا ، نمی ارزد به کاهی
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک خفته
نه دولتمند، برد از یک کفن بیش
@ancient ™